دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فعالیت های سیاسی آیت الله سید علی نجف آبادی

No image
فعالیت های سیاسی آیت الله سید علی نجف آبادی

فعالیّت هاى سیاسى

حاج سیّدعلى نجف آبادى در جریان حوادث مشروطیت، در عراق به ایران بازگشت و در زمان جنگ جهانى اوّل و استبداد صغیر، رنج ها کشیده و به ناچار در مناطق بختیارى و اطراف آن مى زیسته، سپس در اصفهان ساکن شد.[53]

وى در ایّام تسلّط روس ها بر اصفهان، دستگیر و مدّتى در زندان افتاد و ظاهراً در همین اوضاع و شرائط بود که نذر کرد در صورت رهایى از زندان و گرفتارى تا آخر عمر منبر برود و تا آخر حیات پر بار خود هم به این نذر وفادار ماند.

مهاجرت به قم

به دنبال پایان یافتن جنگ جهانى اوّل و روى کار آمد رضاخان توسط انگلیس ها و سخت گیرى هاى فراوانى که حکومت رضاخانى نسبت به شعائر دینى و مذهبى عالمان و حوزه هاى علمیه سراسر کشور اعمال مى کرد، نفرت و انزجار عمومى و به دنبال آن مخالفت ها و حرکت هاى انقلابى پدید آمد.[54]

در چنین شرایطى، آن گاه که عالمان شیعه مصمم شدند تا حوزه اى نیرومند و بزرگ در شهر مقدّس قم تأسیس کنند تا در صورت ضربه پذیرى دو حوزه نجف و اصفهان، قم به عنوان پایگاه اصلى تشیّع در آید، حاج آقا نورالله نجفى، قیام و هجرت تاریخى خود را علیه حکومت فاسد رضاخان برنامه ریزى کرد و عالمان ایران را به هجرت فرا خواند. او پیک هایى نیز نزد عالمان نجف گسیل داشت. نظر حاج آقا نورالله این بود که با یک قیام سراسرى به رهبرى روحانیت ایران در شهر مقدّس قم، حمایت همه جانبه مردم جلب شده، به دیکتاتورى رضاخان مُهر ابطال زده خواهد شد. بر این اساس، 15 ربیع الاوّل 1346 ق. سرآغاز هجرت تعیین شد و مهاجرت از اصفهان آغاز شد و اکثر عالمان بزرگ به سوى قم رهسپار شدند.

از عالمان اصفهان، حدود سى صد نفر در این مهاجرت شرکت کردند که از میان آنها مى توان آیت الله فشارکى، سیّدالعراقین، سیّدعلى نجف آبادى، سیّد محمّد نجف آبادى، سیّد محمّدصادق مدرّس احمدآبادى، صدر العلماء و آقاى چهار سوقى را نام برد.[55]

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.
Powered by TayaCMS