دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فعالیت های سیاسی آیت الله سید محمد مهدی حسینی اصفهانی خراسانی

No image
فعالیت های سیاسی آیت الله سید محمد مهدی حسینی اصفهانی خراسانی

در عرصه های سیاسی و اجتماعی

این حکیم وارسته که نسبت به امور دنیایی و مناصب و شهرت های کاذب بی اعتناست، اولاً به دلیل بی رغبتی به جلوه های فانی و فریبنده از عزّت و اقتدار معنوی و صلابتی ویژه برخوردار بود و ثانیاً، به دلیل آرامش قلبی ناشی از ذکر و عبادت، به یک پایگاه عظیم معنوی متصل گردید و از این روی با شجاعت و شهامت در برابر طوفان های تهدیدکننده هراسی به دل راه نمی داد و در برابر زورگویان و جباران و افراد شریر مقاومت می کرد و در مواقعی، موقعیّت سیاسی و اجتماعی آنان را به تهدید وا می داشت.

از سوی دیگر بر اساس مسئولیتی که بر عهده داشت و شئون ایجاب می کرد، نمی توانست در برابر فشارهایی که به مومنان و شیعیان وارد می گردید، ساکت و خاموش بماند. آن عالم عابد ریاست امور شرعی و حقوقی و قضایی و اجتماعی خراسان را بر دوش گرفت و کوشید از موضع فقیهی فرزانه و حکیمی بلند پایه، برای اصلاح امور دینی و رفاه و امنیت و آسایش مردم گام های موثری بردارد.[58]

او هیچ گونه منصب حکومتی را نپذیرفت، اما وقتی مشاهده کرد که در برابر جامعه ی شیعه ایران، دشمنان و مهاجمان زیادی صف بندی کرده اند و می خواهند در اتحاد و انسجام آنان خلل وارد سازند و میراث فکری و معنوی و مادی آنان را به غارت ببرند، کوشید با کارگزاران وقت همکاری هایی در حدّ دفاع از دیانت و مردم متدیّن، داشته باشد. چنان چه وقتی مشاهده کرد یاغیان و اشرار می خواهند اوضاع آشفته ای را به خراسان تحمیل کنند، سیّد و وظیفه ی خویش دانست که در برابر هرگونه تجاوز و زورگویی مقاومت کند. همین امر هم زمینه های شهادت او را فراهم ساخت.[59]

نصرالله میرزا و نادرقلی میرزا از نوادگان نادر فرزندان شاهرخ میرزا فرزند رضا قلی میرزا (که توسط پدرش نادر از نعمت بینایی محروم گردیده بود) بر مشهد و توابع وضع ناسمان و مرات آوری را حاکم کرده بودند. این دو برادر سبک مغز، همواره بر سر قدرت رسیدن با هم در حال نزاع بودند. برخلاف رضایت پدر، به بهانه ی جیره ی ماهانه ی سپاهیان، به طلاها و نفایس خزانه ی آستان قدس رضوی دست دراز کردند و سر طوق مکلّل (آراسته شده) و جواهرنشان را که بر مزار گنبد مبارک حضرت امام رضا، علیه السلام، نصب گردیده بود، پایین کشیدند و قالی سیم تاب زَرْدوز را که سوره ی مبارک یاسین در اطرافش منقوش بود، آتش زدند تا سیم و زر گداخته ی آن را به دست آورند. صفحات مرصّع (جواهرنشان) رواق را از جای برکندند و کارهای ناروای دیگری مرتکب شدند. آنان در صدد بودند این غارت گری را ادامه دهند و می خواستند چند دانه خشت طلایی را که روی مرقد منور حضرت ثامن الحجج نصب بود، به سرقت ببرند. وقتی آیت الله میرزا محمدمهدی حسینی به قصد سوء آنان پی برد، دست ممانعت پیش آورد و آنان را از این کار نادرست باز داشت. از طرف دیگر طلاهای روضه ی رضویه را که به عنوان جیره و مواجب بین سپاهیان نادر میرزا توزیع گردیده بود با توصیه های آن مرجع عالی قدر و نیز بر اثر جاذبه ی معنوی ایشان، از سربازان و کارگزاران بازگردانیده شد و او پس از فراهم آوردن این ذخائر، موفق گردید با چنین سرمایه ای، ضریحی برای مرقد شریف بسازد.[60]

زمانی که آشوب گران و اشرار به مشهد یورش آوردند و آستان قدس رضوی را مورد هجوم و چپاول قرار دادند، او با صلابت و شجاعت به دفاع از موقوفات و نذورات و میراث فرهنگی و هنری این بارگاه منوّر پرداخت و اجازه نداد یغماگران اموال حرم رضوی را صرف طمع های سیری ناپذیر خود کنند.[61]

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.
Powered by TayaCMS