دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فعالیت های فرهنگی علامه سید مرتضی عسکری

No image
فعالیت های فرهنگی علامه سید مرتضی عسکری

1. تأسیس مدرسه نوین اسلامى.

علاّمه عسکرى با بررسى تاریخ مسلمین و اروپاییان توانست به اهداف شوم استعمار پى ببرد. او فهمید که استعمار با ایجاد مدارس در کشورهاى تحت سیطره خود و اعزام استاد به آن مدارس، درصدد تغییر فرهنگ ملّى ـ اسلامى مردم مظلوم مسلمان است. از این جهت، در پى تأسیس مدرسه اى اسلامى درآمد تا بتواند با آنها رقابت کند. وى براى تدریس در این مدرسه، از فضلاى نام آورى چون شیخ میرزا نجم الدّین شریف عسکرى، شیخ حسن کمیلى، سیّد جعفر شهرستانى و شیخ مهدى حکمى دعوت به تدریس و همکارى کرد.[17]

پس از مدتى علاّمه عسکرى با همکارى استاد احمد امین، نویسنده کتاب «التکامل الاسلام» در سال 1363ق. اوّلین مدرسه ابتدایى را بنیان گذارى کرد و اداره آن را برعهده استاد احمد امین نهاد و خود به حمایت از وى پرداخت و پس از آن، مدرسه «منتدى النشر» را در شهر کاظمین پایه ریزى کرد.

2. مدرسه روضة الزهرا و الزهراء در کاظمین.

علاّمه، مدرسه روضة الزهرا را براى آموزش کودکان و الزهراء را براى آموزش دختران اختصاص داد و مدیریت و اداره این دو مدرسه را به شهیده «بنت الهدى صدر» سپرد.

3. مدارس امام جواد(علیه السلام) در کراده شرقیه بغداد.

4. مدارس «بغداد الجدیدة».

استاد اداره این مدرسه ها را به شهید سیّد عبدالرحیم شوکى سپرد.

5. مدارس امام کاظم(علیه السلام) در کاظمین.

6. مدارس امام صادق(علیه السلام) در بصره.

این مدارس توسط علماى شهر بصره اداره مى شد.

7. دبیرستان امام باقر(علیه السلام) در حله.

علاّمه اداره این دبیرستان مهم را به شهید شیخ على سمّاکه سپرد.

8. دبیرستان امام حسین(علیه السلام) در دیوانیه.

آیت الله محمّدمهدى شمس الدّین این دبیرستان را اداره مى کرد.

9. مرکز تعلیم دختران «نعمانیه» در کوت.

این مرکز زیر نظر سیّد قاسم شبّر اداره مى شد.[

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.
Powered by TayaCMS