دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

قال رسول الله (ص): «لِکُلِّ شَیءٍ مِفْتاحُ وَمِفتاحُ السَّمواتِ قَوْلُ «لا إلهَ إلّا اللهُ» »

رسول خدا (ص) فرمودند:‌«هر چیزی را کلیدی هست، و کلید آسمان‌ها گفتار «لا اله الا الله» است». (المعجم الکبیر:‌20/215/497)
قال رسول الله (ص): «لِکُلِّ شَیءٍ مِفْتاحُ وَمِفتاحُ السَّمواتِ قَوْلُ «لا إلهَ إلّا اللهُ» »
قال رسول الله (ص): «لِکُلِّ شَیءٍ مِفْتاحُ وَمِفتاحُ السَّمواتِ قَوْلُ «لا إلهَ إلّا اللهُ» »

مردم دیو و دد بریدن چه خوش است

در گوشه خلوت آرمیدن چه خوش است

بی دیدن چشم و راه پیمودن پا

سیر دو جهان کردن و دیدن چه خوش است

أَلاَ بِذِکْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ[الرعد : 28]

آگاه باشید که دلها با یاد خدا آرام میگیرد

بزرگی یاد خدا:

خدای ما سبحانه وتعالی هفت سوره را در قرآن کریم با تسبیح شروع می کند،وبسیارند آیاتی که در قرآن با تسبیح خدا نازل شده تا شاید ما از به پاکی یاد کنندگان خداوند باشیم.

از جمله می فرماید:

تُسَبِّحُ لَهُ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَالأَرْضُ وَمَن فِیهِنَّ وَإِن مِّن شَیْءٍ إِلاَّ یُسَبِّحُ بِحَمْدَهِ وَلَـکِن لاَّ تَفْقَهُونَ تَسْبِیحَهُمْ إِنَّهُ کَانَ حَلِیماً غَفُوراً[الإسراء : 44]

آسمانهای هفتگانه وزمین وکسانی که در آنها هستند همگی،تسبیح خدا میگویند و بلکه هیچ موجودی نیست مگر اینکه حمد وثنای وی میگویند،ولی تسبیح آنها را نمیفهمید بیگمان خداوند بس شکیبا وبخشنده است .

فضیلت ذکر لا اله إلا الله:

شیخ نجم الدین کبری می گوید:

بدانکه حجب روندگان نتیجه نسیان است،ونسیان بدان سبب بود که در بدایت فطری چون وجود روح پدید آمد،عین وجود او دوگانگی ثابت کرد میان او و حضرت. تا اگر چه روح حق را در آن مقام به یگانگی انست،اما به یگانگی نشناخت.زیرا که شناخت از شهود خیزد وشهود از وجود درست نیاید.

تعلق روح به قالب از برای آن بود،تا دو خلف چون نفس ودل حاصل کند،تا در مقام شهود چون روح بذل وجود کند او را خلیفتی باشد که قایم مقامی او کند.

وچندانکه روح بر عالم ملک وملکوت گذر می کرد تا به قالب پیوست،هر چیز که مطالعه می کرد از آن ذکری با وی می ماند و بدان مقدار از ذکر حق باز می ماند،تاآنگه که جمعی را چندان حجب از ذکر اشیاء مختلف پدید می آمد که بکلی حق را فراموش کردند.

پس چون حجب نسیان پدید آمد لا جرم در مقام معالجه از بیمارستان قرآن این شربت می فرماید که اذْکُرُوا اللَّهَ ذِکْراً کَثِیرا[الأحزاب : 41]تاباشد که از حجب نسیان ومرض آن خلاص یابند.

اما اختصاص به ذکر« لا اله الا الله» آن است که این کلمه را به حضرت عزت راه توان بود،زیرا که در این کلمه نفسی واثبات است ومرض نسیان را به شربت ونفی واثبات دفع توان کرد. زیرا که نسیان مرکب است از نفی واثبات : نفی ذکر حق،واثبات ذکر اغیار. پس شربت سنکجبین وار از سر که نفی وشکر اثبات می باید،تا ماده صفرای نسیان را قلع کند،به « لا اله» نفی ما سوای حق می کند وبه « الا الله» اثبات حضرت عزت می کند.

تا چون بر این مداومت وملازمت نماید،به تدریج تعلقات روح از ما سوای حق به شربت « لا اله» زایل شود وآفت نسیان منقطع گردد وصحت ذاکری به واسطه جمال سلطان «الا الله» از پس تتق عزت روی نماید،ذکر بی شرکت این جا دست دهد . تا زخود بشنود،نه از من وتو

لِّمَنِ الْمُلْکُ الْیَوْمَ لِلَّهِ الْوَاحِدِ الْقَهَّارِ

ومعلوم شود که بنای مسلمانی چرا بر کلمات دیگر نیست الا بر کلمه «لا اله الا الله».

از بهر آنکه چون خلاصی از شرک معنوی جز به تصرف معنی این کلمه حاصل نمی اید. پس شرک صورتی هم جز به صورت این کلمه منتفی نگردد؛چنانکه عزیزی می گوید:

آفرینش را همه پی کن به تیغ « لا اله» تا جهان صافی شود سلطان « الا الله» را.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.
Powered by TayaCMS