دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

قسامه

No image
قسامه

قسامه، ادّله اثبات، بيّنه، يمين، حكم امضايي، حكم تأسيسي، لوث

نویسنده : اصغر رسولي آذر

قسامه (به فتح قاف و بدون تشدید) در لغت به معنای زیبایی، لطافت و خوش ترکیبی و نیز به معنای سوگندها و سوگندخورندگان آمده است.

فقها معمولاٌ به تعریف اصطلاحی قسامه نپرداخته‌اند بلکه موارد کاربرد و شیوه اجرای آن را تبیین و تشریح کرده‌اند. «قسامه شیوه‌ای است که با استفاده از آن در موارد وجود لوث، مدعی علیه یا خویشان ذکور نسبی او می‌توانند با سوگند خوردن، موجب محکومیت یا برائت کسی از اتهام ارتکاب جنایت، شوند»

رابطه قسامه با سایر ادّله اثبات

طبق قاعده کلی «البیّنه علی المدعی والیمین علی من انکر» و به مقتضای اصل برائت اگر کسی اتهامی بر دیگری وارد کند موظف است برای اثبات ادعای خود دلیل ارائه کند ولی درمورد قتل و جرح با وجود لوث (قرائن و نشانه‌هایی که موجب ظنّ قاضی به صدق ادعای مدعی می‌شود) و نبودن بیّنه، مدعی می‌تواند با قسامه که ابتداءً متوجه اوست ادعای خود را اثبات کند بنابراین قسامه استثنای قاعده فوق الذکر می‌باشد و مهمترین دلیل این استثنا،روایات فراوانی می‌باشد که بیانگر اختلاف حکم در دماء با حکم در اموال است به عنوان نمونه روایت ابوبصیر از حضرت صادق (ع) است که فرمود:«خداوند در خون‌های شما برخلاف اموالتان حکم نموده است. در مورد اموالتان حکم نموده است که بیّنه وظیفه مدّعی و سوگند وظیفه مدعی علیه است در حالیکه در مورد خون‌های شما حکم کرده است که بیّنه بر مدعی علیه و سوگند وظیفه مدعی است این به خاطر آن است که خون مسلمان پایمال نشود» بنابراین قسامه در موارد نبود سایر ادّله اثبات و با تحقق لوث صرفاٌ در اتهام به قتل و جراحات میتواند مستند حکم دادگاه قرار گیرد.

آیا قسامه از احکام تأسیس اسلام است؟

در اینکه آیا قسامه قبل از اسلام وجود داشته است و اسلام آن را پذیرفته است (حکم امضایی) یا اینکه از احکام تأسیسی اسلام است و سابقه‌ای نداشته است اختلاف است در روایتی آمده است که ابوبصیر می‌گوید از امام صادق (ع) از زمان تأسیس قسامه پرسیدم امام فرمود:« کان من قبل رسول الله...» قائلین به تأسیس بودن قسامه واژه قبل را به کسر قاف و فتح با (قِبَل) می‌خوانند و مدعی میشوند قسامه را پیامبر (ص) وضع کرد و قائلین به امضایی بودن آن واژه قبل را به فتح قاف و سکون با (قَبل) می‌خوانند و می‌گویند قسامه قبل از اسلام وجود داشته است.

فلسفه تشریع قسامه

زراره از امام صادق (ع) روایت می‌کند که فرمود «همانا قسامه برای حمایت [احتیاط] مردم قرار داده شده است تا اینکه هرگاه فاسقی بخواهد کسی را بکشد یا او را ترور کند بطوری که کسی او را نبیند از قسامه بترسد و از قتل خودداری کند».

بنابراین تشریع قسامه مبتنی بر بازدارندگی از ارتکاب جرم و جلوگیری از بزه دیدگی است در شرایطی که ادّله اثباتی دیگر به لحاظ تدابیر همه جانبه و پنهان‌کاری‌های مرتکب در دسترس نمی باشند.

اعتبار لوث در قسامه

صاحب جواهر در این باره می‌نویسد «اگر چه در نصوصی که بدست ما رسیده ‍‍]واژه] لوث را نیافتیم ولی شکی در اعتبار لوث در قسامه نزد ما وجود ندارد» برخی دیگر نیز علاوه بر تمسک به ظهور روایات باب قسامه به بداهت و حکم عقل استناد کرده‌اند «به این معنا که اگر لوث در قسامه معتبر نباشد پس چه باید کرد؟! آیا هر که را مدعی متهم کرد با پذیرفتن قسم او فوراٌ بدون حصول لوث قصاص کنیم؟! آیا این امر پذیرفتنی است؟!»

در مورد تعداد قسم و قسم خورندگان در انواع قتل و جراحات مختلف و نیز اطلاعات تکمیلی دیگر به مواد 239 تا 256 قانون مجازات اسلامی مصوب 1370 با اصلاحات و الحاقات بعدی مراجعه کنید

مقاله

نویسنده اصغر رسولي آذر
جایگاه در درختواره حقوق جزای اختصاصی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
الهى! به تو پناه مى برم

الهى! به تو پناه مى برم

رگهايم زده نشده، و به بدترين كردارم گرفتار نگشته ام، نه نسلم بريده شده، نه از دين برگشته ام، نه منكر پروردگارم هستم، نه از ايمانم دل نگرانم، نه عقلم دچار سرگردانى است، و نه به عذاب امم گذشته گرفتار گشته ام. صبح كردم در حالى كه
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
Powered by TayaCMS