دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

قناعت‌ورزي در زندگي

No image
قناعت‌ورزي در زندگي

از جمله بهترين راه‌ها براي تقويت قناعت، تفكر در علت جمع آوري مال و ثروت و آفت‌هاي دنيوي است كه امكان دارد براي آن مال اتفاق بيفتد؛ به اينکه آدمي بينديشد، حرص در جمع آوري مال، زيادتر از قدر ضرورت براي چيست. اگر براي اولاد ذخيره مي‌كند، بداند كه خداي او و خداي اولاد او يكي است و آن خدايي كه به او روزي داده، به اولاد او نيز خواهد داد. اندكي به اطراف نظر كند؛ اگر براي خودش جمع آوري مي‌كند، اولاً مقدار عمري را كه قرار است زندگي كند، معين نمايد و به اندازه آن جمع كند و فكر كند، آيا وقتي هست كه او نيز سير شود. اما نكاتي ديگر كه در اين امر قناعت ما را تشويق مي‌كند:

توجه به مقام با عظمت انساني؛ اگر قيمت خود را بدانيم، با حرص و طمع، آن را ضايع نمي‌كنيم و به ايجاد ملكه قناعت در خود مي‌كوشيم و اين مقام را با درخواست از ديگران ضايع نمي‌كنيم.(اگر قيمت خود را دانستيم و از آنچه خدا به ما داده راضي شديم، ديگر احساس كمبود نمي كنيم و به غير از نياز، خود را حريص نمي كنيم و قانع مي‌شويم.)

شكرگزاري از آنچه داريم؛ شكرگزاري موجب مي‌شود، دچار چشم و هم چشمي نشويم و به آنچه داريم قانع شويم و در کنار اين شکرگزاري در حد امكان، بخشش هم داشته باشيم.

مطالعه و ملاحظه سيره انسان‌هاي پاك و قانع، ما را در پرداختن به قناعت ياري مي‌رساند.

انجام كارهاي شايسته؛ خداوند در قرآن مي‌فرمايد: هر كس كار شايسته اي انجام دهد، او را به حياتي پاك زنده نگه مي‌داريم. در روايت، از حيات پاك به قناعت تعبير شده است.

توجه به آثار قناعت در قرآن كريم و روايات و همچنين صفات انسان‌هاي وارسته؛ خداوند متعال مي‌فرمايد: كساني كه هرگاه انفاق مي‌نمايند، نه اسراف مي‌نمايند و نه سختگيري، بلكه در ميان اين دو حد اعتدالي دارند. همچنين در روايت آمده است که: اميرالمؤمنين(ع) مي فرمايد: «همه بي نيازي‌ها و توانگري‌ها در قناعت و خشنودي به قسمت‌هاي الهي است.»

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.
Powered by TayaCMS