دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

قیاس مضمر

No image
قیاس مضمر

كلمات كليدي : قياس مضمر، قياس ضمير

نویسنده : مهدي افضلي

زندگی انسانی ساحات و لایه‌های مختلفی دارد، به همین دلیل زبانی که در هر ساحت اتخاذ می‌شود الزامات خاص خود را دارد. در زندگی علمی انسان در گفتار و نوشتار می‌بایست پاس زبان علمی را بدارد، تمام مقدماتی که برای رسیدن به نتیجه مفید است باید در گفتار و نوشتار بیان شود. ولی در زندگی عرفی و غیر دقیق یا چنین چیزی ضرورت ندارد یا از آن غفلت صورت می‌گیرد. این احتمال نیز وجود دارد که در هر دو ساحت زندگی علمی و عرفی گوینده یا نویسنده با مخاطب یا مخاطبانی رو به روست که خود رخنه‌ها را رفو می‌کنند و اگر برخی از مقدمات در گفتار و نوشتار کسی ذکر نشود خود بدان ملتفت می‌شوند و مقصود را در می‌یابند، لذا برای رعایت اختصار از ذکر آن دیده فرو می‌بندند. گاه با انگیزه مغالطه و سرپوش نهادن بر نیت خویش یکی از مقدمات را حذف می‌کند تا کسی به آسانی مغالطه بودن آنرا نفهمد.

اگر از قیاسی نتیجه یا یکی از مقدمات حذف شود در این صورت آنرا "قیاس مضمر" می‌نامند،‌ یعنی چیزی که نتیجه یا یکی از مقدمات در آن پنهان شده است؛ ولی اگر صرفا کبرای قیاس بیان نشود در این صورت آنرا "قیاس ضمیر" می‌نامند. از باب نمونه اگر گفته شود: "این انسان است، چون خردورز است"، آنرا قیاس ضمیر می‌نامند، زیرا کبرای آن حذف شده است. شکل منطقی قیاس چنین است:

(1) این خردورز است؛

(2) هر خردورزی انسان است؛

(3) این انسان است.

ولی اگر گفته شود: "هر فلزی هادی الکتریسیته است؛ پس آهن نیز هادی الکتریسیته است"، یک نوع قیاس مضمر است زیرا صغرای آن حذف شده است. در اصل چنین بوده است:

(1) هر آهنی فلز است؛

(2) هر فلزی هادی الکتریسیته است؛

(3) پس آهن نیز هادی الکتریسیته است.

چنان‌که اگر گفته شود: "آهن فلز است؛ فلز هادی الکتریسته است." در این قیاس نتیجه یعنی "اثبات هادی الکتریسیته بودن برای آهن" حذف شده است.

مقاله

نویسنده مهدي افضلي

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
الهى! به تو پناه مى برم

الهى! به تو پناه مى برم

رگهايم زده نشده، و به بدترين كردارم گرفتار نگشته ام، نه نسلم بريده شده، نه از دين برگشته ام، نه منكر پروردگارم هستم، نه از ايمانم دل نگرانم، نه عقلم دچار سرگردانى است، و نه به عذاب امم گذشته گرفتار گشته ام. صبح كردم در حالى كه
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
Powered by TayaCMS