دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ما در جهان پست مدرن زندگی می کنیم!

انتقادهای پسامدرن به نظریه‌های دین ناشی از عدم آگاهی آشکارا از فلسفه معاصر علوم اجتماعی و جامعه شناسی علوم طبیعی است. [این انتقادها ناظر به 2 غفلت است]، یکی غفلت از مسائل منطقی نظیر استقراء، ابطال و نسبی‌گرایی و دیگری غفلت از ذکر بدیلهای مختلف مطرح شده در مقابل الگوهای متعارف تبیین علمی که بیش از همه کارن همپل (کسی که خود صرفاً تبیین های احتمالی را جایز می‌دانست) بدان اهتمام داشته است...
No image
ما در جهان پست مدرن زندگی می کنیم!
ما در جهان پست مدرن زندگی می کنیم! حکمت‌و فلسفه - محمد فراست: انتقادهای پسامدرن به نظریه‌های دین ناشی از عدم آگاهی آشکارا از فلسفه معاصر علوم اجتماعی و جامعه شناسی علوم طبیعی است. [این انتقادها ناظر به 2 غفلت است]، یکی غفلت از مسائل منطقی نظیر استقراء، ابطال و نسبی‌گرایی و دیگری غفلت از ذکر بدیلهای مختلف مطرح شده در مقابل الگوهای متعارف تبیین علمی که بیش از همه کارن همپل (کسی که خود صرفاً تبیین های احتمالی را جایز می‌دانست) بدان اهتمام داشته است. پسا تجددگرایی نظریه پردازی صرف را کنار می‌زند و البته این کار را برمبنای بی‌منطق‌ترین مبانی انجام می‌دهد [و طرفه آنکه] بی‌منطق‌ترین آنها این است که «ما در دنیای پسامدرن زندگی می‌کنیم.» در رویکردهای پسامدرن به دین هرگز با مباحث مربوط به شاخه‌های جامعه‌شناسی رادیکال معاصر علم مواجه نمی‌شویم. به عنوان مثال، «برنامه حداکثری» دیوید بلور (1991)، بری بارنس و استیون شاپن در ادینبورگ، مبنای جامعی برای فعالیتی شد که پسا تجددگراها را به هوس بافتارمند کردن نظریه‌ها انداخت: . براساس این برنامه تمام باورها اعم از باورهای درست و عقلانی و باورهای نادرست و غیرعقلانی را باید به لحاظ جامعه‌شناختی و نه به لحاظ عقلانی تبیین کرد. آنجا که مکاچن و دیگر مؤلفان مجموعه اصطلاحات انتقادی (تیلر، 1998) مسئله حقیقت را نادیده می‌گیرند و خود را به مسائل خاستگاه و کارکرد محدود می‌کنند یا مسائل را درهم می‌آمیزند، جامعه‌شناسان ادینبورگ مسائل را از یکدیگر متمایز می‌کنند، به حقیقت نیز به اندازه خاستگاه و کارکرد توجه دارند و آن را می‌پذیرند و چنین استدلال می‌کنند که تمام ارزیابی‌های مربوط به نظریه‌های علمی را عوامل غیر فکری تعیین می‌کنند. تبیین‌های عقلانی آینده ظاهراً نیازها و ضرورت‌های جامعه‌شناختی، از جمله نیازهای ایدئولوژیک را می‌پوشانند. معرفت‌شناسی، جامعه‌شناسی می‌شود. جسارت این رویکرد غیرپسامدرن برای نظریه‌پردازی در علم، رویکرد پسامدرن جهت نظریه‌پردازی در دین را تا اندازه‌ای ناکارآمد می‌کند.
روزنامه همشهری

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.
Powered by TayaCMS