دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

مبارزه با فرقه های انحرافی توسط آیت الله سید نورالدین حسینی شیرازی

No image
مبارزه با فرقه های انحرافی توسط آیت الله سید نورالدین حسینی شیرازی

ستیز با کسروى[25]

احمد کسروى مى گفت: ادعاى حکومت خواهى علما، با واگذارى حاکمیت به دیگران (دولت)، ناسازگار است. علماى شیعه، حکومتهاى وقت را غاصب و حقوق بگیران آن را حرامخوار مى دانند و همکاران با این دولت را اعوان ظلمه دستگاه جور مى شناسند. بر این اساس، حکومت مشروطه با عقاید سیاسى شیعه ناسازگار است.

اگر حکومت حق علماست، اساساً آیا آنان توانایى اداره جامعه را دارند؟ آیا با مالیاتى مانند زکات و خمس مى توانند حکومت را اداره کنند و حکومت را باید به کدام یک از آنان سپرد در حالى که عدد آنان زیاد است؟

آیت الله شیرازى چنین پاسخ مى دهد:

«حکومت مشروطه با حقى که علما براى حکومت خویش قائلند، منافات ندارد؟ زیرا این دو حق در طول یکدیگرند نه در عرض هم. به همین دلیل است که علما، خود مشروطه را پدید آوردند و به این ترتیب مسئولیت آن را تضمین کردند: «علما در مذهب شیعه، حق حکومت داشته و دارند و خودشان موجد حکومت مشروطه ایران هستند و حافظ آن و طرفدار دولت مرکزى ایران تا حد جان نثارى مى باشند.»

او تأکید مى کرد:

«این طرز از حکومت، مولود حکومت فقهاى شیعه و موجود به ایجاد آنهاست و به هیچ وجه به رغم مدعیانى که بخواهند فتنه (میان دولت و ملت) کنند از هم جدایى نخواهند داشت.»

سید نورالدین اشاره مى کند که عقاید سیاسى شیعه به گونه اى است که قابل تبدل و تطور است و با شرایط مختلف مى تواند سازگار باشد، به طورى که «طرز حکومت امام و فقیه و عدول مؤمنین در هر زمان طبق قواعد، قابل تبدل و تطور است و از همین جهت با هر دوره طورى مى تواند ادامه حیات سیاسى و اجتماعى خود را بدهد و کهنه شدنى نیست.» در واقع تشیع در طول تاریخ خود با شکل هاى مختلفى از حکومت کنار آمده که مشروطه نیز یکى از آنهاست.

نکته اى که کسروى بر آن تأکید مى کند، بحث ولایت فقیه است و اینکه فقها مى خواهند قدرت سیاسى جامعه را در اختیار بگیرند. در مقابل سید نورالدین مجتهد از نسلى است که هنوز اندیشه به قدرت رسیدن فقها را در سر ندارد و تنها از دیدگاه نظارت و دخالت در احکام و قوانین سخن مى گوید.

آیت الله شیرازى اساس تشکیل یک ملت را وحدت ملى آنان مى داند و این وحدت را درباره ایران بدون توجه به وحدت دینى ناممکن و از هم گسیخته مى شمارد.

او در پاسخ کسروى درباره زکات و خمس (اگر حکومت ادعایى فقها، تنها از روى فقاهت است چرا پس خمس و زکات مى گیرند.) ضمن شرح زکات و آیات مربوط به آن مى گوید زکات حکمى قطعى است و جاى تردید در آن نیست.

تفاوت دیدگاه کسروى با سید نورالدین در این است که کسروى تلاش مى کند زکات را نوعى مالیات رسمى حکومت تصویر کند و گرفتن آن را توسط علما نوعى مداخله در امر حکومت بداند، اما آیت الله معتقد است که حقیقت زکات با مفهوم رسمى مالیات فاصله دارد و مربوط به آن نیست بلکه نوعى رسیدگى دینى به فقر است و عالم و جاهل اگر فقیر باشند، استحقاق گرفتن آن دارند. بنابراین «زکات به اصل شرعِ اسلام مالیات نیست.» و اگر علما آن را مى گیرند، براى این است که آن را به دست فقرا برسانند.

آیت الله شیرازى درباره مشروطه معتقد است: مشروعیت دولت مشروطه که در اختیار غیر فقهاست، از سوى فقها تأمین شده است:

«حکومت از سوى خدا سپرده به امام بوده و اکنون سپرده به ماست و ما گفته ایم که حکومت که از سوى خدا به ما سپرده شده، به شکل مشروطه براى افراد جامعه خواسته ایم که منتخبین خود را بفرستند و در تحت نظر ما بر خودشان حکومت کنند. فهمیدید حکومت مشروطه با حکومت ما منافات ندارد و تناقض هم نیست.»[

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.
Powered by TayaCMS