دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

مراقبت مقرّبین‌

هر کس از حدود الهی تجاوز کند به خویشتن ستم کرده (الاخلاق؛سیدعبدالله شبّر)
مراقبت مقرّبین‌
مراقبت مقرّبین‌

مراقبت مقرّبین‌[1]

قال الله تعالی :« وَ مَنْ یَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ »(سوره طلاق آیه 1)

این درجه مراقبت، مراقبت تعظیم و اجلال است، به این معنى که قلب در تماشاى جلال الهى محو و در تحت هیبت ذات، شکسته مى‌شود و اصلا جائى براى توجه به غیر باقى نمى‌ماند، و این است آن کسى که تمام همومش یکى شده، و خدا او را از تحمل سائر هموم کفایت کرده است.

مراقبت پرهیزکاران صاحب یقین‌

اینان قلبشان مسخّر یقین است، یقین به اینکه خدا بر ظاهر و باطنشان آگاه است. ولى در ملاحظه جلال و جمال از خود بیخود نشده و قلبشان همچنان در حال اعتدال است بطورى که مى‌توانند متوجه احوال و اعمال خود بوده از خود مراقبت نمایند.

و چون از خدا حیا مى‌کنند بدون اندیشه در عاقبت کار، عملى انجام نمى‌دهند. هر فعلى را که سبب رسوایى قیامت است ترک مى‌کنند. ایشان خدا را ناظر بر خود مى‌بینند، پس چه حاجت که منتظر قیامت باشند.

هر بنده‌اى یا در حال طاعت است، یا در حال عصیان، و یا در حال انجام فعلى مباح «و در هر سه حالت به مراقبت محتاج است».

مراقبت در طاعت به این است که نیت خویش را خالص و عمل را به کمال انجام دهد، شرط ادب را در پیشگاه حضرت حق مراعات کرده، عمل خویش را از آفات حفظ کند.

مراقبت در معصیت آن است که از گناه پشیمان شده توبه نماید، حیا کرده نفس خویش از آن عمل باز دارد، و به عاقبت امر خویش بیندیشد و مراقبت در مباح آن است که «در هر حال» ادب را مراعات کند، اگر مى‌نشیند رو به قبله بنشیند، اگر مى‌خوابد رو به قبله و بر شانه راست بخوابد.

در نعمت، نعمت دهنده را ببیند و شکر گزارد، در بلا صبر کند. و این همه از ابواب مراقبت است زیرا که هر یک از این امور حدودى دارند که باید با مراقبت دائمى آنها را حفظ کرد.

    پی نوشت:
  • [1] . شبّر؛سیدعبدالله،کتاب الاخلاق،محمدرضاجبران،قم،هجرت، 1381، هشتم، صص 439

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.
Powered by TayaCMS