دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

نقطه‌عطف سنت ایرانی جمع فرهنگ و طبیعت است

No image
نقطه‌عطف سنت ایرانی جمع فرهنگ و طبیعت است رئیس مرکز اسلامی هامبورگ گفت: مبنای سال نو پارسیان نوروز و بهار طبیعت است. این یک نقطه بسیار روشن در فرهنگ پارسی است که میان فرهنگ و طبیعت، توازن و تعامل برقرار کرده است.
به گزارش خبرگزاری مهر، مراسم ویژه دیدار نوروزی درآغاز سال نو با حضور عده کثیری از مسلمانان‌ فارسی‌زبان و ایرانیان در روز پنجشنبه اول فروردین ماه در مرکز اسلامی هامبورگ با شکوه خاصی برگزار شد.
در این مراسم سید عباس حسینی قائم مقامی، رئیس مرکز اسلامی هامبورگ، با اشاره به آغاز سال نو در میان اقوام مختلف، به تشریح سنت عید نوروز به عنوان آغاز سال نو در برخی کشورهای آسیایی و نیز تعامل و درهم آمیختگی بین فرهنگ نوروز باستانی ایران با فرهنگ اسلامی پرداخت.
وی در بخشی از سخنان خویش گفت: آغاز سال نو در بین اقوام مختلف متفاوت است. مسیحیان میلاد حضرت عیسی (ع) مبنای آغاز سال نو خود قرار داده‌اند که به‌نوعی نشان‌دهنده هویت مسیحی مغرب‌زمینیان است . در کشورهای اسلامی نیز هجرت پیامبر اسلام از مکه به مدینه مبنای سال نو قرار داده شده است که این نیز بیانگر نقشی است که هجرت پیامبر در تحول فکری و فرهنگی کشورهای اسلامی و به طور مشخص سرزمینهای عربی داشته است.
او افزود: اما مبنای سال نو پارسیان نوروز و بهار طبیعت است و همزمان با تحولاتی است که در متن طبیعت رخ می‌دهد و تنها آغاز سال نوی که برگرفته از طبیعت است و ناشی از امور قراردادی و اعتباری نیست همین سال نو شمسی است. این یک نقطه بسیار روشن در فرهنگ پارسی است که میان فرهنگ و طبیعت، توازن و تعامل برقرار کرده است.
رئیس مرکز اسلامی هامبورگ در بخش دیگری از سخنانش از آغاز سال نو به عنوان یک فرصت جدید برای بررسی و محاسبه اعمال و رفتارهای خوب و بد سال گذشته یاد کرد.
منبع: مهرنیوز

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.
Powered by TayaCMS