دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

هلاک میشدیم اگرمواظب مانبودی!

No image
هلاک میشدیم اگرمواظب مانبودی!

    خودپسندی و غرور

    رسولُ اللَّهِ صلى الله عليه و آله: قالَ اللَّهُ عَزَّوجلَّ: إنّ مِن‏ عِبادِيَ المؤمنينَ لَمَن يَجتَهِدُ في عِبادَتِي فَيَقُومُ مِن رُقادِهِ ولَذيذِ وِسادِهِ فَيَتَهَجَّدُ لي اللَّياليَ، فَيُتعِبُ نفسَهُ في عبادَتِي فَأضرِبُهُ بالنُّعاسِ اللَّيلةَ واللَّيلَتَينِ نَظَراً مِنّي له وإبقاءً علَيهِ، فَيَنامُ حتّى‏ يُصبِحَ فَيَقومُ وهُو ماقِتٌ لنفسِهِ، زارٍ علَيها، ولو اخَلِّي بينَهُ وبينَ ما يُرِيدُ مِن عِبادَتِي لَدَخَلَهُ العُجبُ مِن ذلكَ فَيُصَيِّرُهُ العُجبُ إلى الفِتنَةِ بأعمالِهِ، فَيَأتِيهِ مِن ذلكَ ما فيهِ هَلاكُهُ لِعُجبِهِ بِأعمالِهِ ورِضاهُ عن نفسِهِ حتّى‏ يَظُنَّ أنّهُ قد فاقَ العابِدينَ وجازَ في عِبادَتِهِ حَدَّ التَّقصيرِ، فَيَتَباعَدُ مِنّي عندَ ذلكَ، وهو يَظُنُّ أنّهُ يَتَقَرَّبُ إلَيَّ!

    . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: خداوند عزّوجلّ فرمود: گاه باشد كه يكى از بندگان مؤمن من در عبادت من مى‏كوشد و از بستر خود برمى‏خيزد و بالين خوش را رها مى‏سازد و شبها به عبادت من مى‏پردازد و خود را در راه بندگى من، به رنج مى‏افكند، اما من از روى لطف و محبّتِ به او و براى حفظ [سلامتى معنوى‏]، ويكى دو شب، چرت را بر وى مسلّط مى‏كنم و او مى‏خوابد و صبح برمى‏خيزد و نمازش را مى‏خواند در حالى كه از نفْس خود در خشم است و آن را سرزنش مى‏كند. اگر رهايش كنم تا همچنان به عبادت من ادامه دهد دچار خودپسندى مى‏شود و خودپسندى موجب مى‏شود تا به كارهايش مغرور گردد و از همين جا، آنچه مايه هلاكت اوست به وى در رسد؛ زيرا به اعمال خويش مغرور مى‏گردد و چندان از خود راضى مى‏شود كه گمان مى‏برد از همه عبادت‏پيشگان برتر است، و در عبادتش مرز تقصير (كوتاهى) را پشت سر گذاشته‏است. در اين هنگام از من دور مى‏گردد، در حالى كه خيال مى‏كند به من نزديك مى‏شود. .[1]

منابع:

  1. الكافي: 2/ 60/ 4.

منبع:پژوهه تبلیغ

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.
Powered by TayaCMS