دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

هوای نفس

از هوای نفس بپرهیزید همان گونه که از دشمنانتان می پرهیزید چیزی دشمن تر برای افراد با شخصیت از پیروی هوای نفس و درو شده های زبان نیست.
هوای نفس
هوای نفس

قال الصادق(ع): احذروا أهوائکم کما تحذرون اعدائکم فلیس شیء أعدی للرجال من اتّباع اهوائهم و حصائد السنتهم[1]

از هوای نفس بپرهیزید همان گونه که از دشمنانتان می پرهیزید چیزی دشمن تر برای افراد با شخصیت از پیروی هوای نفس و درو شده های زبان نیست.

ماه رمضان برنامه های زیادی دارد که یکی از آنها روزه است. بعضی فکر می کنند که اگر بیمار و یا مسافر باشند و روزه نگیرند، دیگر در ماه رمضان کاری ندارند، در حالی که ماه رمضان برنامه های دیگری غیر از روزه دارد که یکی از آنها مبارزه با هوای نفس است که بیشتر از بقیه اعمال می درخشد.

این حدیث در همین رابطه است و می فرماید: از هوای نفس بپرهیزید آن گونه که از دشمنانتان می پرهیزید. بالاترین دشمن انسان پیروی از هوای نفس و گردش های نامناسب زبان و تمایلات و غرایز سرکش است.

هوای نفس خواهش های کنترل نشده و طغیانگر دل انسان است. اگر هوای نفس تحت کنترل عقل باشد خطری ندارد ولی اگر بی قید و شرط و مطابق خواست دل قرار گرفت، دیگر قانون خدا و وجدان را به رسمیت نمی شناسد، نام این خواسته های طغیانگر هوای نفس است که بزرگترین دشمن است. انسان وقتی وجود دشمن را احساس کند سعی می کند که در تیررس او قرار نگیرد و برای این که در دام او نیفتد کاری می کند، ولی متأسفانه بسیاری در مقابل این دشمن کاری نمی کنند و با هوای نفس دوست هستند و از آن بالاتر بسیاری هستند که هوای نفس امیر و فرمانده آنها است و بسیاری هستند که هوای نفس معبود آنها است:

«أرأیت من اتّخذ الهه هواه» پس گاهی انسان در مقابل هوای نفس سجده می کند.

یکی از شاخه های توحید، توحید اطاعت است انسان موحد کسی است که غیر خدا را اطاعت نکند (اطاعت پیامبر، امام، پدر و مادر و مرجع تقلید همه به فرمان خداست) حال اگر مطاع دیگری در کنار خدا قرار دادیم تبدیل به شرک در عبادت می شود. هوای نفس گاهی قلب را بتخانه می کند، قلبی که باید فقط جایگاه خدا باشد ولی بت های مختلفی مانند عشق به مال، مقام، و فرزند در آن جای می گیرند.

بت ساخته ای در دل و خندیدی *** بر کیش بد برهمن و بودا را

شاعر می گوید ما می نشینیم و مزمت بت پرستان را می کنیم در حالی که وقتی نگاه به دل خود می کنیم بت خانه ای است که در درونش انواع بت ها است.

«من أصغی الی ناطق فقد عبده»کسی که به گوینده ای گوش کند مثل این است که او را عبادت می کند حال وقتی به هوای نفس گوش می کند در واقع او را می پذیرد. اگر ناطق حرف خدا بزند به تحقیق اطاعت خدا کرده و اگر ناطق حرف شیطان بگوید اطاعت شیطان کرده است.

کار ماه رمضان این است که این دشمن را به ما معرفی می کند و جامعه را پاکسازی می کند. آمار جنایات در ماه رمضان بسیار پایین می آید، اگرچه همه روزه نمی گیرند، پس روزه ماه رمضان وسیله مبارزه با هوای نفس است.

نکاتی در حدیث قابل توجّه است.

1. روایت تعبیر به «إحذروا» می کند و نمی گوید اطاعت نکنید. بر حذر بودن به این است که انسان همیشه حواس خود را جمع کند تا در دام نفس نیفتد این بالاتر از این است که بگوید پیروی نکنید.

2.روایت تعبیر «اعدا للرجال» دارد و به نظر می رسد مراد از آن افراد باشخصیت و با ایمان است یعنی برای این افراد هم اعدا عدوّ هوای نفس است و آنها بیشتر باید از این دشمن بترسند تعبیر معروفی که شاید مضمون حدیث باشد این است که:

«الناس کلّهم هالکون الاّ العالمون و العالمون کلهّم هالکون الاّ العاملون و العاملون کلهم هالکون الاّ المخلصون و المخلصون فی خطر عظیم»که همان خطر هوای نفس است.

3.«حصائد» جمع حصیده و به معنی آن چیزی است که از درو شدن به دست می آید زبان به یک داس تشبیه شده است که چیزهایی را درو می کند. گناهان زبان داخل در هوای نفس است ولی چرا آن را جداگانه ذکر می کند؟

گناهان زبان هم از قبیل هوای نفس است و جدا شدن آن در کلام امام به جهت اهمّیّت آن است به این معنی که گناهان زبان گناهانی است که ابزار و وسلیه خاصی نمی خواهد و شب و روز و در همه حال در اختیار انسان است. خطر این گناهان خیلی بیشتر است و حدود سی گناه کبیره از زبان صادر میشود. هیچ گناهی مانند گناه زبان نیست، هیچ گناهی در نظر مردم کم اهمّیّت تر از گناه زبان نیست و از همه خطرناکتر این که همیشه در اختیار انسان است و قبح آن ریخته است; پس امام صادق(ع) که روی گناه زبان دست گذاشته به همین جهت است. در روایت آمده است که پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) در مورد زبان و خطرات زبان صحبت می کرد، عربی عامی گفت.

أفنؤاخذ بما نقول؟ پیامبر در جواب فرمود: و هل تکبّ الناس علی مناخرهم فی النار الاّ حصائد السنتهم; تو می گویی سخنان ما جزء اعمالی است که مورد مؤاخذه قرار می گیرد من می گویم بیشترین عامل دوزخی شدن که به رو انسان ها را در جهنم می اندازد گناهان زبان است.

بنابراین دلیل اهمیت گناهان زبان سه چیز است:

1.تعداد گناهان این عضو از اعضا دیگر بیشتر است و حدود سی گناه کبیره از زبان سر می زد.

2.وسیله این گناه به آسانی در اختیار است.

3.قبح گناهان زبان ریخته است.

ماه رمضان ماه اصلاح اعضا و جوارح، زندگی، روح و جامعه است و باید به این امور اهتمام ورزیم.

    پی نوشت:
  • [1] . بحار، ج 67، ص 82.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.
دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
عبادت و نیایش در نهج البلاغه

عبادت و نیایش در نهج البلاغه

ریشه همه آثار معنوی اخلاقی و اجتماعی که در عبادت است، در یاد حق و غیر او را از یاد بردن می‌باشد. ذکر خدا و یاد خدا که هدف عبادت است، دل را جلا می‌دهد و صفا می‌بخشد و آن را آماده تجلیات الهی قرار می‌دهد. امام علی علیه‌السلام در به اره یاد حق یا همان روح عبادت میفرماید: < خداوند یاد خود را صیقل دل‌ها قرار داده است. دل‌ها به این وسیله از پس کری، شنوا و از پس نابینایی، بینا و از پس سرکشی و عناد رام می‌ گردند
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
الهى! به تو پناه مى برم

الهى! به تو پناه مى برم

رگهايم زده نشده، و به بدترين كردارم گرفتار نگشته ام، نه نسلم بريده شده، نه از دين برگشته ام، نه منكر پروردگارم هستم، نه از ايمانم دل نگرانم، نه عقلم دچار سرگردانى است، و نه به عذاب امم گذشته گرفتار گشته ام. صبح كردم در حالى كه
Powered by TayaCMS