دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

هویت ایرانی؛ آمیخته‌ای از فرهنگ ایرانی و اسلامی

No image
هویت ایرانی؛ آمیخته‌ای از فرهنگ ایرانی و اسلامی تاریخ گواه این مدعاست که ایرانیان با آغوش باز اسلام را پذیرفته، آن را وارد تمدن کهن خود کرده، برای حفظ و تقویت آن جنگیدند و شهدای بسیاری را فدا کردند، بنابراین شک نیست که باید هر دوی این موارد را در کنار یکدیگر حفظ کنیم چون این دو هیچگاه جدای از هم و منفک از یکدیگر نیستند.
بی تردید با رعایت موازین شرعی که اسلام به آنها تأکید کرده و همچنین رعایت قانون اساسی که در کشور ما اجرا می شود، می توان زمینه های تقویت هویت ایرانی را با توجه به موازین دینی ایجاد کرد .
هر یک از ایرانیان که دارای هویت و تمدنی غنی و کهن هستند، ضمن اینکه به این هویت می بالند می بایست دین اسلام را محوری اساسی در هویت ایرانی خود قرار دهند .
در این عرصه نکته حائز اهمیت این است که همواره در نظر داشته باشیم هویت دینی و هویت ملی ما مخالف یکدیگر نیستند، بلکه شک نیست برای ارتقاء ملی و معنوی و قرار گرفتن در جایگاه مناسب فردی و اجتماعی، باید این دو در کنار یکدیگر مورد توجه و دقت نظر قرار گیرند .
در تقویت هویت ایرانی و اسلامی نباید دچار افراط و تفریط های نادرست شد، متأسفانه برخی مردم در زمینه هویت و مذهب دچار افراط و تفریط هایی می شوند که اصولی نبوده و در بسیاری موارد نیز بروز مشکلاتی را سبب می شوند، به نحوی که می خواهند اسلام را فدای ملیت و یا ملیت را فدای اسلام کنند.
هرکدام از هویت و ملیت ایرانی در تاریخ ما مقدس به شمار می روند، ضمن اینکه هر دوی آنها باید در کنار یکدیگر حفظ و تقویت شوند .
موضوع ملیت و مذهب هر دو از تعالیمی هستند که مورد نظر اسلام است، این دو موضوع بسیار مهم از ابتدای پیدایش اسلام در ایران همواره مطرح بوده است.
در سنت و عرف جامعه ما مذهب و ملیت هر دو ممزوج یکدیگر شده اند و کمتر امکان پذیر است که این دو را از هم جدا و تفکیک کنیم، به این علت که اسلام به ملیت سعه صدر دارد و این نگاه موجب تضمین سعادت ملتها است .

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.
Powered by TayaCMS