دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

وارسته شایسته

No image
وارسته شایسته

وارسته شایسته

حبیب شریف حق، در دوران زندگى نیکویش از خود فارغ شد و نعمتها و زرق و برقهاى فریبنده دنیا را به کنار نهاد و در فضایى از زهد و وارستگى، به شیوه شیواى بزرگان اقتدا کرد و با وجود فراهم شدن امکانات مالى، در قله رفیع پارسایى قدم نهاد

وصیت نامه آن فقیه گرانمایه بهترین سند گویاى این مطلب است اینک قسمتهایى از آن وصیت نامه را مرور مى کنیم

« اما آنچه ندارم پس لایُعد و لایُحصى (بى حد و اندازه) است چه در دنیا مالى فراهم نکرده ام با آنکه مال بسیار به دستم آمد

گفتند جهان دارى اسباب جهان دارد *** گفتم نبود ما را چیزى چه زیان دارد

اما آنچه دارم از این قرار است : قرض - موافق آنچه در محلى دیگر ثبت است - و لکن امیدوارم از خداوند که قبل از وفات من قروض من ادا شود زیرا مکرر مقروض شده ام و من حیث لا یحتسب خداوند ادا فرموده است کتب وقفى که تولیت آنها با اعلم علماى این بلد است، بدهند به هر کس اعلم باشد کتب وقفى که متولى آن معلوم نیست، بدهند به مجتهد ثابت الاجتهاد اما کتب مملو که این احقر کما فرض الله بین ورثه قسمت شود و ثلث قیمت آنها صرف مقبره من شود چون در کاشان وفات نمایم در «دشت افروز» در زمین وقفى حاجى عبدالعزیزى که در تصرف من است و وقف است بر قبرستان »

 ,و کتب مؤلفه خودم که به خط خودم هست و نسخه اصل است وقف نمایند و به هر کس که بخواهد استنساخ کند بدهند و تولیت آن با آقا حسین (فرزند ارشد ملا حبیب الله) است، نسلا بعد نسل تا از میان نرود

حاصل آنکه بعد از وفات من ترکه اى نخواهد بود که ورثه قسمت کنند مگر کتابهاى مملو که مرقوم شده است و محل حاجت من بوده است و در دنیا تعلقى به هیچ نداشته ام مگر به آنه در این تاریخ نه آبى دارم و نه ملکى و نه مزرعه و نه دکانى و نه طلایى و نه نقره و اسباب خانه، زیرا که:

جهان و هر چه در آن است هیچ در هیچ است *** هزار مرتبه این نکته کرده ام تحقیق([13])

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.
Powered by TayaCMS