دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

پرهیز از شهرت

No image
پرهیز از شهرت

پرهیز از شهرت

شیخ آقا بزرگ تهرانى مى گوید:

«در نجف رسم بر آن بود که در هنگام رفت و آمد علما، بزرگان و افراد صاحب نام (چه شب و روز)، چراغى روشن مى کردند و جلو آن ها حرکت مى دادند و آن را نوعى احترام و اکرام براى آن شخص مى دانستندآیت الله مامقانى از آن نهى مى کرد تا مبادا نوعى خود بزرگ بینى و تکبّر و شهرت براى ایشان ایجاد شود[73]».

آیت الله مامقانى از هر گونه کار یا وضعیتى که موجب شهرت مى شد، خوددارى مى کردو از این رو، اگر کسى پشت سر او حرکت مى کرد، با کمال تواضع بر مى گشت و مى فرمود:

«آیا مطلبى دارى» اگر آن شخص سوال یا مطلبى داشت، پاسخ مى داد و در غیر این صورت، مى گفت: «من مى خواهم تنها راه بروم» و از آن شخص عذر خواهى مى کرد. و وقتى مریدان مى گفتند: چرا ما را از این کار نهى مى کنى؟ مى فرمود:

«مردم مطالبى براى گفتن با من دارند و طبعاً دوست ندارند کسى ]غیراز من [آنها را بشنوداز این رو، اگر کسى در معیّت من باشد، افراد با حیا و عفیف از گفتن آن مسائل خود دارى مى کنند[74]».

آیت الله مامقانى در حق النّاس بسیار دقیق بود و کمال عدالت را در این زمینه به کار مى برد و این عمل را، امتیازى براى خود نمى پنداشت.

از این رو، مى گفت: «شما مرا در تقسیم اموال و رساندن حقوق به مستحقین آنها مدح مى کنید که دزدى نکرده ام و حال آن که در بازار، تاجران و صرّافان بسیارى هستند که امانت ها را به اهلش مى رسانند و این، اوّلین درجه ایمان است و کسى را به خاطر امین بودن مدح نمى کنند و از طرفى من براى این اموال زحمتى متحمّل نشده یا از پدرم به ارث نبرده ام بلکه فقط آنها را به صاحبانش رسانده ام و نهایتاً در آنها خیانت نکرده ام و توصیف من به عدم خیانت، مدح من نیست[75]».

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
الهى! به تو پناه مى برم

الهى! به تو پناه مى برم

رگهايم زده نشده، و به بدترين كردارم گرفتار نگشته ام، نه نسلم بريده شده، نه از دين برگشته ام، نه منكر پروردگارم هستم، نه از ايمانم دل نگرانم، نه عقلم دچار سرگردانى است، و نه به عذاب امم گذشته گرفتار گشته ام. صبح كردم در حالى كه
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
Powered by TayaCMS