دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

کلام حسی

No image
کلام حسی

در اروپا با غلبه روش حسی وتجربه در شناخت طبیعت بر روش قیاسی این فکر پیدا شد که روش قیاسی وتعقلی در اعتبار ندارد وتنها فلسفۀ قابل اعتماد فلسفۀ حسی است. والهیات به سبب خارج بودن از دسترس حس وتجربه، مشکوک ومجهول وغیر قابل تحقیق قلمداد شود در جهان اسلام سابقۀ‌ موج مخالفت با هر گونه تفکر وتعمّق از طرف اهل حدیث از یک طرف، موفقیت‌های پی در پی روش حسی در شناخت طبیعت از طرف دیگر، ودشواری تعمّق وحل مسائل فلسفی از جانب سوّم، گروهی از نویسندگان مسلمان را سخت به هیجان آورد وموجب پیدایش یک نظریّه تلفیقی در میان آنها شد مبنی بر اینکه الهیات قابل تحقیق است ولی در الهیات نیز منحصراً لازم است از روش حسی وتجربی که برای شناخت طبیعت مورد استفاده قرار می‌گیرد استفاده کرد. این دسته مدعی شدند که از نظر قرآن تنها راه شناخت خداوند مطالعه در طبیعت ومخلوقات با استفاده از روش حسی است وهر راهی غیر از این راه بیهوده است، زیرا قرآن در سراسر آیات خود در کمال صراحت بشر را به مطالعه در مظاهر طبیعت که جز با روش حسی میّسر نیست دعوت کرده است.

امّا باید گفت اگر بتوان برخی مسائل کلامی وعقیدتی را با حس وتجربه فهمید قدر ناچیزی است در مقابل کل آنچه که انسان باید بفهمد.

و اگر چه قرآن مردم را به مطالعه حسی طبیعت نیز دعوت کرده اما آیاتی هم وجود دارد که یقیناً با مطالعه در نظام طبیعت نمی‌توان آن آیات ومسائل مطروحۀ در آنها را فهمید از قبیل:

« لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْءٌ » (شوری/11)

«هیچ مثل ومانندی برای خداوند نیست».

« وَلِلّهِ الْمَثَلُ الأَعْلَىَ » (نحل/60)

«برای خدا عالی‌ترین اوصاف کمال است».

به طور حتم طبیعت شناسی ما را به علم و قدرت و حکمت آفرینندۀ جهان آگاه می‌کند اما چگونه از راه مطالعه در مخلوقات که به هر حال محدودند، به علم نامتناهی و قدرت نامتناهی واقف می‌شویم؟

« وَهُوَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ »(انعام/101)

« وَهُوَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ » (مائده/120)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.

پر بازدیدترین ها

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا و نیایش در نهج البلاغه

دعا وسیله ای است که تمام خلایق، خصوصاً انسانها از آن بیگانه نیستند و همیشه بدان توجه دارند و با زبان حال و قال از آن استفاده می کنند هر چند که واژه ای به نام دعا در میانشان مطرح نباشد چون هر کلمه و کلامی که از استمداد و ایجاد رابطه به خدا حکایت نماید دعاست
نیایش زیبا از نهج البلاغه

نیایش زیبا از نهج البلاغه

خدایا! امید به تو بستم تا راهنما باشى به اندوخته هاى آمرزش و گنجینه هاى بخشایش ! خدایا! این بنده توست که در پیشگاهت برپاست ، یگانه ات مى خواند و یگانگى خاص تو راست . جز تو کسى را نمى بیند که سزاى این ستایش هاست . مرا به درگاه تو نیازى است که آن نیاز را جز فضل تو به بى نیازى نرساند، و آن درویشى را جز عطا و بخشش تو به توانگرى مبدل نگرداند. خدایا! خشنودى خود را بهره ما فرما، هم در این حال که داریم ، و بى نیازمان گردان از اینکه جز به سوى تو دست برداریم ، که تو بر هر چیز توانایى.
الهى! به تو پناه مى برم

الهى! به تو پناه مى برم

رگهايم زده نشده، و به بدترين كردارم گرفتار نگشته ام، نه نسلم بريده شده، نه از دين برگشته ام، نه منكر پروردگارم هستم، نه از ايمانم دل نگرانم، نه عقلم دچار سرگردانى است، و نه به عذاب امم گذشته گرفتار گشته ام. صبح كردم در حالى كه
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
Powered by TayaCMS