دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

گزیده اى از کرامات

No image
گزیده اى از کرامات

گزیده اى از کرامات

با توجه به این که اجراى حدود شرعى منوط به اجازه حاکم شرع است، مجتهد برغانى در یکى از سال ها بر شخصى که مرتکب معاصى شده بود، حد جارى کرد. مدتى بعد، یکى از بستگان آن شخص مجرم به قصد انتقام، اسلحه اى فراهم کرد و در نیمه شبى، مخفیانه به سوى کتابخانه برغانى رفت. آن مرد وقتى یک پایش را داخل کتابخانه قرار داد، احساس کرد که فرد یا افرادى از پشت سر، دست بر کمربندش نهاده و او را به بیرون کشیدند. ترس سراپاى وجودش را فرا گرفته بود لذا به اطراف نگاه کرد، امّا کسى را ندید. به خود تلقین کرد که حتماً از تخیّل و اوهام بوده است. در دفعه دوم و سوم نیز به محض ورود به درون جایگاه، همان حادثه را مشاهده کرد و فهمید که واقعاً عنایت الهى شامل حال آن مجتهد بزرگوار است. از این رو، از اعماق دل توبه کرده و اسلحه را بر زمین انداخت و در حالى که اشک از دیدگانش جارى مى شد، به کتابخانه وارد شد بدون این که کسى وى را از پشت سر بکشد. آن شخص پس از ورود، دست مبارک آن عالم ربّانى را بوسید و اظهار پشیمانى کرده و به خانه خود مراجعت کرد. مجتهد برغانى در همه این حالات و حوادث، غرق عبادت پروردگار بود و اصلا متوجه حضور و خروج آن مرد نشده بود.([40])

یکى از تجّار قزوین به واسطه صدور حکمى از سوى برغانى، کینه ایشان را دردل گرفت. با شدّت یافتن این خصومت، سرانجام او تصمیم نهایى خود را مى گیرد تا آن مجتهد فرزانه را به قتل برساند. در همان شبى که شرایط و وسائل قتل را فراهم کرده بود و به نیّت اجراى آن مى خواست عازم بشود، خبردار شد که انبار پنبه اش طعمه حریق شده و در حال سوختن است. شنیدن این خبر، قلبش را به شدّت تکان داد آن چنان که به درگاه غفران و عنایت الهى توبه کرد و از تصمیم شیطانى خود منصرف شده و از ارادتمندان ملاّ محمّد تقى گردید.([41])

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

No image

دعا در نهج البلاغه

(به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود): در سؤال (حاجت) از پروردگارت اخلاص داشته باش؛ زيرا بخشش و محروم ساختن در دست اوست.
No image

عبادت و نیایش از دیدگاه نهج البلاغه

و اما این كه هر كارفرما كه مزدى مى‏ دهد به خاطر بهره‏اى است كه از كار كارگر مى ‏برد و كارفرماى ملك و ملكوت چه بهره‏اى مى‏تواند از كار بنده ضعیف ناتوان خود ببرد، و هم این‌ كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كارفرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گیرد پس چرا این تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده نمى ‏شود، مسأله‏ اى است كه براى این چنین عابدهایى هرگز مطرح نیست.
خدایا! ببخش!

خدایا! ببخش!

به آن نديدى. الهى! آنچه را كه به زبانم به تو تقرب جستم ولى دلم برخلاف آن بود بر من ببخش! الهى! اشارات چشم، و سخنان بيهوده، و مشتهيات دل
خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

خدایا! چهارپايان ما تشنه اند!

و ابرهاى باران دار به ما پشت كرده، و تو اميد هر غمزده اى، و برآورنده حاجت هر حاجتمندی. در اين زمان كه مردم ما نااميدند، و ابرها باران نداده اند، و چرندگان از بين رفته اند، از تو مى خواهيم كه ما را به اعمال زشتمان مؤاخذه نكنى، و به گناهانمان نگيرى. الهى! با ابر
خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

خدایا! حرمتم را به تنگدستى نشكن

دچار آيم، و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم، و تو ماوراى اين همه، اختيـاردار بخشش و منـعى، چـه اينـكه بـر هـر چيـز تـوانـايـى.
Powered by TayaCMS