دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

هدف نهايی اشخاص بی‌بصيرت و كوردل

No image
هدف نهايی اشخاص بی‌بصيرت و كوردل

حجت الاسلام دكتر اميد پيشگر

بصيرت يا همان ژرف نگري، گوهري است كه نصيب هر كس نشود. قرآن و روايات ما را در دستيابي به اين مهم، راهنمايي كرده‌اند. اكنون عوامل يا همان مواد لازم براي بصيرتي مطلوب را از نهج البلاغه اميرالمومنين (ع) نقل مي‌كنيم.

قطع وابستگی‌های مادی

دلبستگي‌هاي مادي همان‌هايي هستند كه باعث ايجاد خطا در ديده عقل مي‌شوند. كشش‌هاي مادي سبب مي‌شوند تا دايره ديد انسان بسته و معطوف به غرايز شود و نتواند حقيقت مأجرا را ببيند. علاقه به رنگ و لعاب دنيا بسان پرده ضخيمي واقعيت‌ها را از چشم عقل پوشانده و به او اجازه نمي‌دهد تا واقعيت را ببيند و بر اساس آن تصميم بگيرد. اميرالمومنين (ع) اين حقيقت را اينگونه بيان مي‌فرمايد: ازْهدْ فِي الدُّنْيا يبصِّرْك‌ا... عوْراتِها [1]؛ نسبت به دنيا بي‌رغبت باش تا خداوند زشتی‌های آن را به تو نشان دهد. كسي كه دلباخته دنياست ملاك ارزش‌هايش هم دنيا خواهد بود. براي او، خوبتر و باارزش‌تر، چيزي است كه غرايزش لذت بيشتري از آن ببرند. بي‌شك چنين كسي بسياري از واقعيت‌ها را نه مي‌خواهد و نمي‌تواند ببيند و در فرايند تصميم‌گيري به حساب آورد. آن حضرت همين شاخص را در فرق بين بصير و غيربصير مورد توجه قرار داده و مي‌فرمايد: إِنّما الدُّنْيا مُنْتهی بصرِ الْأعْمی لا يبْصِرُ مِمّا وراءها شيئاً و الْبصِيرُ ينْفُذُها بصرُهُ و يعْلمُ أنّ الدّار وراءها فالْبصِيرُ مِنْها شاخِصٌ و الْأعْمی إِليها شاخِصٌ [2]همانا، دنيا هدف نهايی اشخاص بي‌بصيرت و كوردل است و بيش از اين دنيا هيچ چيز را نمی بينند؛ ولی انسان ژرف نگر، چشمان خود را از دنيا عبور داده و می‌داند كه زندگی جاودانی پس از اين دنيا خواهد بود؛ بنابراين جهت تصميم‌گيري و حركت او، رويگردان از دنيا و به سوي كمالات انساني است؛ ولی انسان كوردل و بي‌بصيرت تمام همتش برای دنياست.

انس با معارف قرآن كريم

قرآن كريم خود را كتاب هدايت [3]، صاحب برنامه سعادت [4] و مداوا‌كننده بيماري‌هاي درون [5] معرفي مي‌كند. كتابي شگرف با چنين ويژگي‌هاي بي‌نظير كه از سوي خالق انسان براي كمال انسان به سوي او فرستاده شده، انس و بهره مندي از معارف آن بي‌شك از تاثيرگذارترين عوامل براي كسب و رشد بصيرت انسان خواهد بود. اميرالمومنين (ع) به اين ويژگي و كاركرد كتاب خدا براي بصيرت افزايي اشاره كرده و مي‌فرمايد: كِتابُ‌ا... تُبْصِرُون بِهِ و تنْطِقُون بِهِ و تسْمعُون بِهِ و ينْطِقُ بعْضُهُ بِبعْضٍ و يشْهدُ بعْضُهُ علی بعْضٍ و لا يخْتلِفُ فِي‌الله و لا يخالِفُ بِصاحِبِهِ عنِ‌الله [6]اين كتاب خدا است كه به ياری آن حق را می‌بينيد و می‌گوييد و می‌شنويد. كتابی كه بعضی از آيات آن تفسير بعض ديگر، و برخی گواه برخی ديگر است.

صفای درون

از عوامل پنهاني كه به انسان بصيرت مي‌دهد و چهره حق را بر انسان مي‌نماياند «صدق نيت» يا همان پاكي و صفاي درون است. كسي كه ديده جان را با لجن گناه و معصيت كور نكرده است؛ به لطف خدا مي‌تواند به درستي حق را ببيند و آن را از باطلي كه لباس آن را به تن كرده تشخيص دهد. اميرالمومنين (ع) در خطاب به بازماندگان جنگ جمل از نقش اين عامل در ايجاد يا افزايش بصيرت اينگونه پرده برمي‌دارد: ما زِلْتُ أنْتظِرُ بِكُمْ عواقِب الْغدْرِ و أتوسّمُكُمْ بِحِلْيه الْمُغْترِّين حتّی سترنِي عنْكُمْ جِلْبابُ الدِّينِ و بصّرنِيكُمْ صِدْقُ النِّيه [7]من همواره منتظر عواقب پيمان شكنی شما بودم و نشانه فريب خوردگان را در شما می‌ديدم؛ ولی به خاطر استتار شما در لباس دين بود كه از شما چشم پوشيدم (و راز شما را افشا نكردم) در حالی كه صفای دل، مرا از درون شما آگاهی می‌داد (و از توطئه‌ها و نيرنگ‌های شما به لطف الهی آگاه بودم).

انديشيدن

انديشه كردن در امور و ارزيابي عالمانه تمام جوانب آن خود يكي از بهترين عوامل ايجاد بصيرت است. اينكه انسان بي‌مطالعه و مشورت و بي‌آنكه اطلاعات به دست آورده را در كارگاه ذهنش پردازش و تحليل كند؛ تصميمي بگيرد و بر اساس آن عمل كند نشان از بي‌بصيرتي او دارد. بر كسي هم پوشيده نيست كه بيشتر نزديك به همه اينگونه تصميمات نه تنها به سود فرد نيست بلكه موجبات آسيب يا زيان به او را هم فراهم مي‌كند. اميرالمومنين (ع) در اين باره مي‌فرمايد: منْ تفكّر أبْصر [8]؛ آنكه می‌انديشد، چشم بصيرتش بينا شود.

عبرت گرفتن

از ديگر راه‌هاي كسب بصيرت يا افزودن آن، نظر به رويدادهاي گذشته و حال و عبرت گرفتن از آنهاست. در تاريخ هميشه قواعد و قوانيني جاري است كه صرف نظر از بازيگران آن، مدام در حال اجرا و تكرارند. كسي كه بتواند نگاه خود را از ظاهر اين رويدادها عبور داده و به قواعد آن نظر كند در تكرار ديگر اين قاعده فريب ظاهر را نخورده و مي‌داند كه تصميم و عملكرد درست چيست و اين يعني كسب بصيرت يا بصيرت افزايي. اميرالمومنين(ع) عبرت گيري را عامل كسب بصيرت دانسته و مي‌فرمايد: منِ اعْتبر أبْصر و منْ أبْصر فهِم و منْ فهِم علِم [9] كسی كه عبرت گيرد بينا می‌شود و كسی كه بينا شودمی فهمد، و آن كس كه فهم دارد دانا می‌شود. قرآن كريم نيز براي عبرت گيري صاحبان چشم بصيرت را مخاطب قرار داده مي‌فرمايد: فاعْتبِرُوا يا أُولِي الْأبْصار [10].

بی‌بصيرت كيست؟

از مجموع فرمايشات اميرالمؤمنين (ع) كه در بالا گذشت مي‌توان اين نتيجه را گرفت كه اگر كسي حتي يكي از ويژگي‌هاي زير را دارا بود فردي بي‌بصيرت است يا حداقل به مقداري كه به اين امور آلوده است از بصيرت محروم است: 1. دلباختگي به دنيا2. انس نداشتن با معارف قرآن كريم و بيگانه بودن با آنها3. كدورت و خباثت درون و تعبير ديگر آلوده بودن روح به گناه و بي‌تقوايي4. اهل فكر و انديشه نبودن5. عبرت نگرفتن از تاريخ و وقايع گذشته.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

هویت زنانه در تندباد تاریخ

هویت زنانه در تندباد تاریخ

✍️ سعید احمدی
سگ کی؟

سگ کی؟

✍️ سعید احمدی 
کارهای کثیف

کارهای کثیف

✍️ سعید احمدی 
الهیات جنگ...

الهیات جنگ...

یادداشت
Powered by TayaCMS