دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

سخاوت لطف خداست

No image
سخاوت لطف خداست

اگر سخاوت به دستتان جاري شد برويد خدا را شكر كنيد كه خدا شما را در شعاع توجه خاص خويش قرار داده است؛ يعني سخاوت شما لطف شما نسبت به ديگران نيست؛ بلكه لطف خداست نسبت به شما و ديگران.

سخاوت؛ مبنای ساختن جامعه

سخاوت و انفاق نه تنها باعث نجات شخص، بلكه باعث رشد، آسايش و پيشرفت جامعه نيز مي‌شود. همه مي‌گويند براي پيشرفت جامعه بايد مديريت خوب داشته باشيم. حالا شرايط اين مديريت خوب چيست؟ مهم‌ترين شرطش اين است كه مدير، عدالت داشته باشد، رحم داشته باشد. چون اگر رحم نداشته باشد، اگر عادل نباشد، فقط به فكر منافع خود است. اگر هم حرف خوب مي‌زند رياكاري است؛ او مي‌خواهد به خودش خدمت كند. اصلا سخاوت يعني رحم. چطور مي‌توانيم همه جامعه را نجات بدهيم وقتي سختمان است يك نفر را نجات بدهيم؟ چطور مي‌توانيم به مردم خدمت كنيم وقتي نسبت به اطرافيانمان بي‌تفاوت هستيم؟ چطور مي‌شود خدمت‌هاي كلان و بزرگ انجام دهيم؛ وقتي از انجام خدمت‌هاي كوچك عاجز هستيم؟! پس راه پرورش رحم و عدالت، داشتن سخاوت است؛ چون كسي كه سخاوت نداشته باشد، اگر هم دستش به جايي رسيد، حرص و طمع و دروغ، او را در بر مي‌گيرد؛ چون چنين آدمی ‌از ابتدا برايش دشوار بوده كه از محبت دنيا بگذرد، حالا كار برايش سخت‌تر هم شده؛ از پول كم نگذشته، حالا چطور از پول زياد بگذرد؟ پس اين آدم براي جامعه مفيد كه نيست؛ مضر هم هست. پس سخاوت راه تمرين رحم و عدالت در درون است. كسي هم به درد جامعه مي‌خورد كه رحيم و عادل باشد يعني با سخاوت تمرين رحم و عدالت كرده باشد و راست بگويد كه مي‌خواهد خدمت كند. اصلا محال است كه تو سخي نباشي و بعد بخواهي به جامعه خدمت كني. ما بايد ابتدا به وسيله سخاوت، رحم و عدالت را در درون خود پرورش بدهيم، خيلي هم ادعاي اصلاح كل جامعه را نداشته باشيم. اول باید خودمان را اصلاح كنيم. بعد اگر كسي سخي شد، به خواست خدا و اهل بيت متصل مي‌شود. چنين شخصي مصداق مؤمني است كه خدا مي‌فرمايد: من به واسطه يك مؤمن، شهري را از بلايا و گرفتاري‌ها حفظ مي‌كنم. (اشاره به روايتي از امام رضا عليه السلام: كه قبل از تشريف فرمايي حضرت معصومه(س) به قم به زكريا بن آدم مي‌فرمايند: «در قم بمان تا به واسطه حضور تو اهل قم از بلايا حفظ شوند.») مي‌شود مصداق كسي كه خدا ديگران را به واسطه آنها رزق و روزي مي‌دهد. اصلاً حضور انسان سخي براي جامعه و مردم، لطف است؛ چون خدا رحم را خيلي احترام مي‌كند و پاداش بالايي به آن مي‌دهد. اگر سخاوت به دستتان جاري شد برويد خدا را شكر كنيد كه خدا شما را در شعاع توجه خاص خويش قرار داده است؛ يعني سخاوت شما لطف شما نسبت به ديگران نيست؛ بلكه لطف خداست نسبت به شما و ديگران. كسي كه اينطور به مسأله سخاوت نگاه مي‌كند، نه تنها با سخاوتش به ديگران منّت نمي‌گذارد، بلكه منّت خدا را هم مي‌پذيرد كه سخاوت را به دست او جاري نموده است.

سخاوت؛ راه شكر

مي‌گويند اگر كار خيري به دستت جاري شد آن را فراموش كن. اما واقعيت اين است كه بايد كار خودت را فراموش كني نه لطف خدا را. سخاوت، لطف خداست. چرا؟ چون خدا مي‌گويد منِ خدا خير را به دست انسان متقي جاري مي‌كنم. لطف بودنش هم به اين است كه خدا با اين كار، ما را شبيه خودش مي‌كند. يا اينكه در جايي مي‌گويند اگر چيزي به فقيري دادي دست خودت را ببوس؛ چون انگار دستت را در دست خدا گذاشته‌اي. اصلاً خداپرستي وقتي است كه هيچ كسي را - حتي خودت را - كاره‌اي نداني و مؤثر نبيني. بعد هم مي‌گويد: شكر نعمت نعمتت افزون كند. وقتي به خاطر سخاوتي كه به دست تو جاري شد خدا را شكر كردي، هم نعمتت را زياد مي‌كند، (ابراهيم: (7)) هم سخاوتت را. مومن هميشه شاكر است؛ چون اگر در حال شكر نباشد در حال كفران است. آن وقت ديگر مومن نيست. اين شكرگزاري او هم در همه‌چيز هست، حتي در كار خيرش. مومن به اين فكر مي‌كند كه اين مال را چه كسي به من داد؟ من چه كاره بودم؟ چه كسي دست مرا گرفت؟ چه كسي به من فهم كار خير داد؟ چه كسي اين خير را به دست من جاري كرد؟ چه كسي توفيق اين شكرگزاري را به من داد؟ بعد كه در فكر فرو مي‌رود و مي‌بيند كه خدا اين همه به او لطف كرده، اين همه به او رحم كرده، مي‌گويد: «خدا اين همه به من بخشيد، بي‌عاطفه باشم اگر من هم نبخشم!» ديگر اينكه در اين دنيا مقصد خدا اين است كه ما ولايتي بشويم. حال، براي آنكه ولايت در ما رشد كند، بايد شكرانه ولايتي را كه داريم به جا آوريم و از آن قدرداني كنيم. راه اين شكرانه هم اطاعت امر است. وقتي هم كه اطاعت كردي، خدا محبت دنيا را از تو مي‌گيرد. وقتي هم كه محبت دنيا را از تو گرفت، محبت برآوردن حاجت برادر مومن را به تو مي‌دهد. آن وقت تو با برآوردن حاجت برادر مؤمنت، خريدار خواست خدا و چهارده معصوم مي‌شوي. آن موقع آنها هم خريدار تو مي‌شوند! پس به سوي شكر ولايت و اطاعت امر، گام‌برداريد تا خدا محبت برآوردن حاجت برادر مؤمن را به شما بدهد.

چرا خدا بر سخاوت تأكيد دارد؟

عصاره سخاوت چيست؟ عصاره‌اش اين است كه دست تو دست خدا مي‌شود، پاي تو پاي خدا مي‌شود، چشمت چشم خدا مي‌شود، قلب تو قلب خدا مي‌شود. يعني آن انفاقي كه مي‌كنيد اينقدر باعث خشنودي خدا مي‌شود. [بحار: ج 68 ص 355]. شخصي نزد امام صادق آمد، حضرت فرمود: كاري كرده‌اي كه مرا خوشحال كردي، مادرم زهرا و ما دوازده امام چهارده معصوم را خوشحال كرده‌اي. [ تحفه الاولياء (ترجمه اصول كافي): ج 3 ص 515] گفت: آقاجان! چكار كرده‌ام؟ حضرت فرمود: وقتي كه مي‌خواستي بيايي به همسايه‌ات رسيدگي و حاجتش را برآورده كردي. يا اينكه حضرت جوادالائمه مي‌فرمايد: «ثواب زيارت قبر پدرم بالاتر از هفتاد حج و عمره است اما برآوردن حاجت يك مومن از زيارت قبر پدرم بالاتر است»[بحار: ج 1 ص 158]. شرط آن مومن اين است كه دوست واقعي اميرالمومنين باشد.بايد بفهميد كه به چه كسي انفاق كنيد. او كسي است كه دوازده امام و چهارده معصوم را قبول داشته باشد و «علي» بگويد. خدمت به او خدمت به خداست، خدمت به علي است، خدمت به زهراست. چون‌كه او محب آنهاست اما ديگري محب غير آنهاست. حالا بعضي خدمت به دشمن ائمه مي‌كنند و به خيالشان سخي هستند.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

پر بازدیدترین ها

Powered by TayaCMS