نویسنده: احمد میرزایی
حج یکی از مهم ترین مناسک عبادی در اسلام است. این فریضه در کنار نماز و روزه و جهاد و زکات قرار داده شده است تا نقش اساسی آن در میان فروعات اسلامی به خوبی نمایانده شود.
انجام مناسک حج، یک فرصت استثنایی برای جهان اسلام است تا حضور اجتماعی و سیاسی خویش را در کنار فعالیتهای معنوی و فرهنگی به نمایش گذارد و تاثیرات شگرفی را در صحنههای سیاسی اقتصادی و نظامی پدید آورد. کنگره بزرگ حج بی گمان، از بزرگ ترین رخدادهای جهان اسلام بلکه جهان بشریت است. این رخداد زمانی که با ولایت آمیخته میشود، به کمال و تمام خود میرسد؛ زیرا فرصت بهره گیری از آن به شکل هدفمند و حکیمانه فراهم میآید و انرژی برآمده از حضور تقوایی در سرزمین وحی و خانه خدا، در مسیر تعالی انسان و جامعه جهانی به کار گرفته میشود.
برای دست یابی به این هدف میبایست هر شخصی که در کنگره عظیم حج گرد میآید، اموری را به عنوان واجبات شخصی و جمعی به جا آورد تا در یک برنامه ریزی دقیق آن هدف حکیمانه تحقق یابد. این جاست که واجبات حج، از جایگاه ویژه ای برخوردار میشود.
نویسنده دراین مطلب با مراجعه به آموزههای قرآنی بر آن است تا برخی از این واجبات را شناسایی و معرفی نماید.
حج، فرصت استثنایی
حج به معنای قصد خانه خدا کردن برای انجام اعمال و مناسک خاص در یک زمان خاص با شرایط خاص میباشد. هدف از انجام این عمل عبادی، رسیدن به شرایط مطلوب و دست یابی به تقوای الهی و حضور در یک کارگاه عظیم آموزشی و اردوی عبادی و نمایشی از قدرت و عظمت موحدان است.
آثار و ابعاد حج چنان عظیم و بزرگ است که همه جنبههای زندگی آدمی و جامعه را متاثر میسازد. در آموزههای قرآنی به این آثار و برکات حج اشاره شده است؛ زیرا آگاهی از فلسفه کاری، خود مهم ترین انگیزه و عامل در گرایش مردم به انجام آن میباشد.
آثار حج در ابعاد تحول شخصیت شخص تا نوعی ادراک شهودی و حضوری در حشر قیامت تا تاثیرات اقتصادی، نظامی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی نمایان میشود. براساس آموزههای قرآنی، حج تاثیرات شگرفی در آمرزش و بخشش گناهان انسان (بقره، آیه 203)، رضایت و خشنودی خداوند (مائده، آیه 2)، ره توشه آخرت (بقره، آیه 197؛ حج، آیات 27 تا 30)، تقویت دین اسلام (مائده، آیه 97؛ تفسیر عیاشی ج 1 ص 346 حدیث 211)، لغو هرگونه امتیازات برگرفته از قدرت و ثروت (بقره، آیه 125)، افزایش تعاملات اقتصادی و بهره وری از طریق دستگیری تنگدستان (حج، آیه 28) و کسب منافع بسیار برای همگان (حج آیات 27 و 28) افزایش رشد اقتصادی و تجارت و بازرگانی و نیز رونق کسب و کار (بقره، آیات 197 و 198) و افزایش تجارت میان جوامع انسانی (همان؛ و نیز مائده، آیه 2)، تقویت پایه فرهنگ جامعه پذیری و قوام جوامع و همبستگی اجتماعی آنها (مائده، آیه 97)، برخورداری جوامع انسانی و اسلامی از برکات و منافع کوتاه و بلندمدت (حج، آیات 27 و 28)، رهایی جامعه اسلامی از تحریمهای دشمنان با افزایش تبادل اطلاعات علمی و اقتصادی و تولید علم (توبه، آیه28)، برنامه ریزی و تبادل اطلاعات در زمینه تنظیم امور اساسی جامعه بلکه حتی در حوزه فردی و شخصی (قصص، آیه27) بسترسازی مناسب و تاثیرگذار برای همکاریهای مختلف در حوزههای متعدد زندگی (مائده، آیه2؛ و نیز توبه، آیه3) و فراهم آمدن موقعیت برای افکار سازی و رسانه ای کردن مواضع سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و نظامی و اعلان برائت از مشرکان و کافران و نیز مشخص کردن مرزهای خودی از غیرخودی و شفاف سازی در این مسایل (همان) و همچنین آثار و برکات دیگر در زندگی فردی و اجتماعی بشر از خود به جا میگذارد.
اینها تنها گوشهای از آثار و برکات حج واقعی و ابراهیمی است که در آموزههای قرآنی به آن اشاره و در این جا از آنها یاد شده است. بنابراین، میتوان با دلایل و شواهد بسیار براین نکته تاکید کرد که این کنگره بزرگ جهانی که هر ساله در ماه ذی الحجه در مکه مکرمه برگزار میشود، یک فرصت تاریخی و استثنایی برای امت اسلام است تا جامعه ایمانی و توحیدی را براساس آموزههای وحیانی قرآن و اسلام شکل دهد و به فلسفه آفرینش و تحقق آن یعنی متاله و ربانی شدن انسان و جامعه انسانی کمک نماید.
وجوب حج بر مستطیع
براین اساس خداوند حج را بر همگان واجب دانسته است و آن را نشانه ای از پذیرش اسلام و صداقت در آن شمرده و به نام حجه الاسلام از آن یاد کرده است. البته از آن جایی که تکالیف در اسلام بر مدار و محور استطاعت میگردد، شرط استطاعت در این عمل عبادی نیز شرط دانسته شده است و حج تنها برای کسانی که توانایی انجام آن را دارند، واجب شده است. (آل عمران، آیه97؛ حج، آیات 26 و 27) از این رو، واجب است که هر کسی که دارای استطاعت مالی، بدنی و دیگر شرایط است، حج را در زمان خودش به جا آورد (بقره، آیه196) پس اگر کسی دیگر حاضر به تامین هزینههای مالی آن شود و شخص از شرایط بدنی و مانند آن نیز برخوردار باشد، بر اوست که حج را به جا آورد. (آل عمران، آیه97)
از امام صادق(ع) سوال شد که اگر به کسی مالی برای انجام حج عرضه شد و او از پذیرش آن شرم نماید، مستطیع است یا نه؟ فرمود: آری! چرا باید شرم کند؟! (الکافی، ج4، ص266، حدیث1)
براساس آموزههای قرآنی، شخص زمانی مستطیع میشود که توانایی مخارج اهل و عیال خویش را افزون بر هزینه حج داشته باشد. بنابراین، اگر شخص از عهده مخارج اهل و عیال خود در وطن برنیاید، بر او حج واجب نمی شود. امام باقر(ع) در بیان استطاعت حج فرمود: توسعه در مال (و داشتن مال به اندازه کافی) به نحوی که بتواند با مقداری از آن حج به جا آورد و مقداری را بگذارد تا خرج و هزینه خانواده اش تامین شود، لازم است. (الکافی، ج4، ص267، حدیث3؛ الاستبصار، شیخ طوسی، ج2، ص139، حدیث1)
واجب است که شخص برای سفر حج زاد و توشه فراهم آورد (بقره، آیه197) و حج بی زاد و توشه جایز نیست و خداوند در این آیه از این گونه سفر، باز داشته است. (مجمع البیان، ج1و2، ص525) براساس گزارشهای قرآنی، حج بر امتهای پس از حضرت ابراهیم(ع) یعنی معتقدان به شریعت حضرت موسی(ع) و عیسی(ع) واجب است (حج، آیه27) از این رو خداوند از حضرت ابراهیم(ع) میخواهد تا مردم را به حج دعوت کند و از همگان بخواهد تا از این پس به این عمل عبادی نیز همانند نماز عمل کنند.
حج بر اهل استطاعت از داخل مکه و بیرون آن، از دور و نزدیک واجب است (حج، آیه27) و لازم است مردم آن را در زمان مشخص انجام دهند. البته برخی از مناسک حج از جمله عمره را میتوان در ماه شوال و ذی قعده به جا آورد ولی مناسک خاص حج اکبر را میبایست در همان ماه حج در دهه اول و دوم آن به جا آورد. (بقره، آیه197؛ الکافی، ج4، ص289، حدیث1)
بنابراین، عمره تمتع قبل از حج تمتع انجام میگیرد (همان) و کسانی که به حج میآیند میبایست عمره تمتع را در همان ماههای معلوم یعنی شوال، ذی قعده یا ذی حجه انجام دهند.
کسانی که در مکه گرد میآیند، میبایست مراعات حرمت یکدیگر را بکنند و نسبت به حجاج و زوار خانه خداوند حرمت نگه دارند (مائده، آیه2) چنان که بر ایشان است تا حرمت مناسک حج را نیز حفظ نمایند. (همان و حج، آیات30و 32)
همچنین مناسک حج همواره میبایست با محوریت اخلاص (بقره، آیه196؛ آل عمران، آیه 97؛ مجمع البیان، ج1 و 2، ص518) و قصد آن باشد. بنابراین، مناسک باید به قصد وجه الله باشد و تنها او مقصد و مقصود قرارگیرد. (زبده البیان، ص306)
تجسم وجه الله براساس آموزههای قرآنی، اولیای کامل الهی هستند؛ از این رو لازم است تا مراسم حج با محوریت وجه الله یعنی رهبری الهی و به قصد او باشد. چنانکه در روایت آمده: من تمام الحج، لقاء الامام؛ از تمامیت حج لقاء الامام است؛ زیرا امام همان باطن حج و خانه خدا و حقیقت ولایت است. (حج، آیه72) خداوند به صراحت در این آیه بیان کرده که مردم میبایست قصد رهبر کنند. از این رو خداوند میفرماید: یاتوک؛ دعوت به حج در میان مردمان کن تا به سوی تو آیند. در هر زمانی میبایست حاجی قصد امام زمان خود بکند که امروز، حجاج در صورتی حجشان تمام و درست است که قصد امام زمان(عج) نمایند، پس واجب، قصد رفتن به سوی امام زمان(عج) در حج است و هر کس خانه خدا و قصد مکه و کعبه کند، ولی قصد امام زمان(عج) نکند، قصد حج نکرده و حج وی ناقص و غیرکامل و نادرست است. بنابراین، هر کسی باید قصد امام زمان(عج) کند. البته این قصد وجه الله یعنی امام زمان(عج) اختصاص به این عبادت ندارد؛ بلکه همه عبادات از جمله نماز نیز به قصد وجه الله و امام زمان(عج) زمان درست است و این امری واجب است که از آن به خلوص برای وجه الله نیز یاد شده است.
کسی که قصد حج کرده چه واجب و چه مستحب میبایست آن را تمام کند و به طور کامل انجام دهد و نمی تواند نیمه کاره آن را رها سازد. (بقره، آیه196؛ الکافی، ج4، ص265، حدیث1) همچنین اگر کسی حج خویش را فاسد کرد یا باطل نمود، میبایست دوباره آن را به جا آورد (همان؛ کنزالعرفان، ج1، ص 273)
از آیات 198 و 199 سوره بقره به دست میآید که شخص همانند تودههای مردم میبایست در مراسم حج شرکت نماید و هرگونه امتیازی که برخاسته از قدرت، ثروت یا مانند آن است باید به کناری نهد و به دور از هرگونه امتیازی در مراسم شرکت نماید. (بقره، آیات 198 و 199)
در گزارشهای تفسیری آمده که قریش خود را اهل حرم خدا میدانستند و آن را امتیازی برای خویش میشمردند و از حرم به سوی عرفات که خارج از حرم بود بیرون نمی رفتند. از این رو خداوند از آنان خواست تا همانند دیگر مردم به عرفات روند و در آن جا وقوف نمایند. (مجمع البیان، ج1 و 2، ص 527)
همچنین لازم است هر مسلمانی در هر پست و مقامی، در برقراری امنیت و حفظ آن بکوشد تا حاجیان در امنیت، حج بگزارند. (آل عمران، آیه 79) زیرا در این آیه جمله خبریه در مقام انشاء است و همگان بویژه حاجیان میبایست در امنیت باشند و این وظیفه همگانی خصوصا دولتمردان است.
واجبات حج از نگاه قرآن
در این جا به برخی از واجبات حج اشاره میشود تا حقیقت حج از طریق این واجبات دانسته شود. از جمله واجبات حج میتوان به موارد زیر اشاره کرد.
نخستین عمل از مناسک واجب، احرام است (بقره، آیه 197)؛ زیرا مقصود از فمن فرض فیهن الحج، کسی است که با احرام، حج را بر خود واجب میکند و روشن است که تحقق احرام در حج با لبیک گفتن است.
در حقیقت، به واسطه گفتن تلبیه یا اشعار یا تقلید است که شخص محرم میشود (همان) از این رو امام صادق(ع) فرمود مراد از فرض همان تلبیه، اشعار یا تقلید است که با به جا آوردن هر کدام از آنها شخص حج را بر خود فرض و واجب میکند. (الکافی، ج4، ص 289 ف حدیث2؛ و البرهان، ج1، ص 426، حدیث2)
پس از احرام، طواف کعبه از مناسک و واجبات حج است (بقره، آیه 125؛ حج، آیات 62 تا 92) البته پس از تقصیر و خروج از احرام نیز طواف دیگری نیز واجب است که در آیات 62 تا 92 سوره حج به آن اشاره شده است.
از مناسک واجب حج، نماز طواف در نزد مقام ابراهیم است. (بقره، 125)
پس از آن، سعی بین صفا و مروه از مناسک شمرده شده (بقره، آیه 158) و این واجب از کوه صفا به طرف مروه انجام میگیرد و بدان خاتمه مییابد (بقره، آیه 158)؛ امام صادق(ع) در تعلیل این حکم میفرماید: زیرا خداوند در این آیه باصفا شروع کرده است، پس آغاز سعی از صفا خواهد بود. (الکافی، ج4، ص 245، حدیث4) از دیگر واجبات در مناسک حج میتوان به حلق و تقصیر اشاره کرد. مراد از حلق تراشیدن موی سر و تقصیر و کوتاه کردن بخشی از مو یا ناخن است. (بقره، آیه 196؛ حج، آیه 92 و فتح، آیه 72)
تقصیر با کوتاه کردن مو و ناخن تحقق مییابد. (فتح، آیه 72) و عمل حلق و تقصیر پس از قربانی انجام میگیرد. (حج، آیات 72 تا 92) البته حج گزار بیمار میان پرداخت صدقه، ذبح قربانی و گرفتن روزه در صورت حلق اضطراری مخیر است. (بقره، آیه 196) وقوف در عرفات و کوچ همراه دیگر حاجیان (بقره، آیه 198 تا 200؛ تفسیر نور الثقلین، ج 1، ص 195، حدیث 710 و مجمع البیان، ج 1 و 2، ص 527)، و نیز وقوف در مشعرالحرام پس از وقوف در عرفات (همان) و سپس وقوف در منی در ایام تشریق یعنی روزهای یازدهم تا سیزدهم ذی الحجه (بقره، آیه 203 و زبده البیان، ص 359) از دیگر مناسک واجب حج است.
از دیگر مناسک واجب حج میتوان به قربانی اشاره کرد. (همان؛ مائده، آیات 2 و 79؛ حج، آیات 72 و 82 و 63) درباره قربانی مسایلی مطرح شده که از آن جمله سلامت و لاغر نبودن شتر اختصاص یافته برای قربانی است (حج، آیه 63)؛ زیرا خداوند فرموده است: لکم فیها خیر؛ پس قربانی باید نقص عضو نداشته و لاغر نیز نباشد؛ زیرا در ناقص و لاغر خیری نیست. (کنزالعرفان، ج 1، ص 314)
باید حرمت قربانی را حفظ کرد (مائده، آیه 2) و آن را در مکان مخصوص ذبح کرد و در صورت احصار نیز شرایط مراعات شود (بقره، آیه 196) از این رو خداوند در آیاتی واجبات حج را قربانی در حد مقدور برای شخص محصر دانسته است. پس در زمانی که شخص در احصار است، گوسفند اقل قربانی است که باید ذبح کند. (بقره، آیه 69؛ تفسیر نورالثقلین، ج 1، ص 185، حدیث 660)
دیگر آن که محل مخصوص برای قربانی حج گزار بیمار، منی و برای معتمر بیمار، مکه و برای محرم بازداشت شده به وسیله دشمن، همان محلی است که در آنجا ممنوع و بازداشت شده است. (مجمع البیان، ج 1 و 2، ص 519) شخص محصور با قربانی کردن از احرام در میآید (بقره، آیه 196) و روزه، صدقه و یا قربانی، کفاره سر تراشیدن قبل از قربانی برای چنین شخصی واجب است. (همان) چنان که وی پس از رسیدن قربانی به محل خود و تراشیدن سر، از احرام خارج میشود. (همان و زبده البیان، ص 311 و 317)
در قربانی شرط آن است که تهیه آن سهل و آسان باشد (بقره، آیه 196) و هنگام ذبح و نحر، نام خداوند را بر زبان آورد (حج، آیات 72 و 82 و 43 و 63) و قربانی را به سه قسمت تقسیم کرده و بخشی را برای خود، بخشی هدیه به مومنان و بخشی را برای فقیران در نظر گیرد. (همان آیات) و به هنگام قربانی کردن تا گفتن تکبیر، تعظیم خداوند کند. (حج، آیه 73؛ مجمع البیان، ج 7 و 8، ص 138)
البته گاه قربانی به عنوان یکی از کفارات اعمالی از جمله کفاره تخییری صید عمدی در حال احرام مطرح میشود که خود واجب دیگری است. (مائده، آیه 59) چنان که اگر حاجی ناتوان ازقربانی در حج باشد، بر اوست تا سه روز را در حج و هفت روز را پس از بازگشت به وطن روزه دارد. (بقره، آیه 196 و کافی، ج 4، ص 508، حدیث 3)
هم چنین میتوان از واجب امنیت در حج نیز براساس آیات قرآنی سخن گفت. خداوند در آیه 125 سوره بقره، ایجاد امنیت برای حاضران در محیط خانه خدا را واجب بر میشمارد و در آیات 69 و 79 سوره آل عمران حفظ امنیت حیوانات در حرم را خواستار شده و هرگونه آزار آنها را حرام میشمارد؛ زیرا مراد از من دخله کان آمنا، شامل وحوش و پرندگان و مانند آن نیز میشود. (کافی، ج 4، ص 226، حدیث 1)
برقراری امنیت میبایست فراگیر باشد و افزون بر انسانها و جانوران در ابعاد گوناگونی چون امنیت جانی، مالی و عرضی باشد. از این رو برقراری امنیت اقتصادی برای حجاج را امری واجب در ایام حج بر میشمارد. (مائده، آیه 2) و لازم میداند که این امنیت برخاسته از باور قلبی و اعتقادات باشد. به این معنا که شخص میبایست همه شعایر اسلامی را به عنوان یک باور و اعتقاد پذیرفته و بدان باورمند بوده و در عمل نشان دهد.(حج، آیه 23)
همچنین از واجبات حج به ویژه ایام تشریق آن است که ذکر خداوند را در این روزها بسیار داشته باشد. (بقره، آیه 203؛ تفسیر نورالثقلین، ج 1، ص 201، حدیث 734)
هرگونه لهو و لغو و لعب بویژه غنا و موسیقی طربناک در این زمان حرام است و واجب است از آن اجتناب نماید (حج، آیه 03) زیرا غنا از مصادیق بارز و آشکار قول زور است که خداوند خواهان اجتناب از آن شده است. (نورالثقلین، ج 33، ص 495، حدیث 117 تا 120)
کسانی که برخلاف واجبات و یا محرمات احرام، گام بردارند، بر ایشان کفاراتی واجب شده است که از جمله میتوان به کفاره کشتن عمدی در حال احرام اشاره کرد. (مائده، آیه 59) در این صورت لازم است که براساس یکی از واجبات تخییری کفاره عمل کند که شامل، قربانی کردن، تهیه غذا برای مساکین در حد قیمت حیوان صیده شده و روزه اشاره کرد. واجبات تخییری سه روز روزه، اطعام و صدقه به شش مسکین و ذبح یک گوسفند است. (مائده، آیه 59؛ بقره، آیه 196؛ تفسیر نورالثقلین، ج1، ص 673 و کافی، ج 4، ص 358)
اینها بخشی از احکام واجب حج است که در این آیات به آن اشاره شده است. سخن در باب حج بسیار است و بقیه احکام و مسایل آن را باید با مراجعه به رسالههای عملیه فراگرفت.