دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

قال الله الحکیم: « إِنَّ الْإِنسَانَ خُلِقَ هَلُوعًا » (معارج/19)

«همانا انسان آزمند و حریص آفریده شده است» (با شرح)
قال الله الحکیم: « إِنَّ الْإِنسَانَ خُلِقَ هَلُوعًا » (معارج/19)
قال الله الحکیم: « إِنَّ الْإِنسَانَ خُلِقَ هَلُوعًا » (معارج/19)

قال الله الحکیم:

« إِنَّ الْإِنسَانَ خُلِقَ هَلُوعًا »

«همانا انسان آزمند و حریص آفریده شده است» (معارج/19)

قال رسول الله (صلى‌الله‌علیه‌وآله):

«یشیب ابن آدم و تشب فیه خصلتان الحرص و طول الامل»[1]

«آدمیان پیر مى‌شوند و دو صفت در آن‌ها جوان مى‌گردد: حرص و آرزوى دراز»

شرح کوتاه :

اگر انسان در طلب هر چیزى حریص باشد نزد خداوند قربى ندارد، چرا که صفت توکل را ترک کرده و راضى به قسمت نشده و تعجیل که صفت شیطان است را قبول کرده است .

خداوند دنیا را به‌منزله سایه خلق کرده است و دنبال سایه رفتن جز تعب چیزى حاصل نمى‌گردد. بیشتر از حد ضرورت دنبال دنیا رفتن موجب تعب و رنج مى‌شود در حالى که به آن نخواهد رسید.

پیامبر (صلى‌الله‌علیه‌وآله) فرمود:

«آدم حریص محروم است، و آدم محروم مبغوص و مذموم است، و فکرش مشوش و زحمتش زیاد و دائما به حساب و اخذ مال مشغول؛ نه در دنیا فارغ و نه به آخرت مایل است». [2]

دواى حریص خاک گور است

سعدى گوید: شنیدم بازرگانى صد و پنجاه شتر بار داشت و چهل غلام خدمتکار که شهر به شهر براى تجارت حرکت مى‌کرد. یک شب در جزیره کیش مرا به حجره خود دعوت کرد.

به حجره‌اش رفتم، از آغاز شب تا صبح آرامش نداشت، مکرر پریشان گویى مى‌کرد و مى‌گفت :

فلان انبارم در ترکمنستان است و فلان کالایم در هندوستان است، این قباله و سند فلان زمین مى باشد، و فلان چیز در گرو فلان جنس است، فلان کس ضامن فلان وام است، در آن اندیشه‌ام که به اسکندریه بروم که هواى خوش ‍ دارد، ولى دریاى مدیترانه طوفانى است .

اى سعدى! سفر دیگرى در پیش دارم، اگر آن را انجام دهم، باقیمانده عمر گوشه‌نشین گردم و دیگر به سفر نروم .

پرسیدم، آن کدام سفر است که بعد از آن ترک سفر مى‌کنى و گوشه‌نشین مى‌شوى؟

در پاسخ گفت: مى‌خواهم گوگرد ایرانى را به چین ببرم، که شنیده‌ام این کالا در چین بهاى گران دارد، و از چین کاسه چینى بخرم و به روم ببرم، و در روم حریر نیک رومى بخرم و به هند ببرم، و در هند فولاد هندى بخرم و به شهر حلب (سوریه) ببرم، و در آنجا شیشه و آینه حلبى بخرم و به یمن ببرم، و از آنجا لباس یمانى بخرم و به پارس (ایران) بیاورم، بعد از آن تجارت را ترک کنم و در دکانى بنشینم. او این گونه اندیشه‌هاى دیوانه وار را آن قدر به زبان آورد که خسته شد و دیگر تاب گرفتار نداشت، و در پایان گفت: اى سعدى! تو هم سخنى از آنچه دیده‌اى و شنیده اى بگو، گفتم :

آن را خبر دارى که در دورترین جا از سرزمین غور (میان هرات و غزنه) بازرگان قافله سالارى از پشت مرکب بر زمین افتاد، یکى گفت :

چشم تنگ و حریص دنیاپرست را تنها دو چیز پر مى‌کند: یا قناعت یا خاک گور.[3]

  • [1]- جامع السعادات، 2/100.
  • [2]- تذکره الحقایق، ص 33.
  • [3] - حکایت‌هاى گلستان، ص 166.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

موانع همراهی امام حسین علیه السلام

در این بخش "موانع همراهی امام حسین علیه السلام " بیان شده است.
No image

غفلت از یاد خدا، اولین عامل تحقق حادثه کربلا

در این بخش موضوع "غفلت از یاد خدا، اولین عامل تحقق حادثه کربلا " بیان شده است.
No image

دلایل وقوع حادثه کربلا

در این بخش به "دلایل وقوع حادثه کربلا" پرداخته شده است.
No image

حب دنیا، ریشه مقابله مسلمین با سید الشهدا

در این بخش موضوع "حب دنیا، ریشه مقابله مسلمین با سید الشهدا" بیان شده است.
No image

تاریکی جامعه، عامل گمراهی در عاشورا

در این بخش به موضوع "تاریکی جامعه، عامل گمراهی در عاشورا" اشاره شده است.
Powered by TayaCMS