دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ادات تفسیر

"تفسیر" مصدر باب "تفعیل" از مادهی "فسر" و در لغت به معنای توضیح و شرح دادن است. در اصطلاح نحو "تفسیر" عبارت است از تبیین و توضیح ابهام موجود در کلام با ادات مخصوص
No image
ادات تفسیر

نویسنده: مريم مظفّري

كلمات كليدي : تفسير، تفسير جمله، تفسير مفرد، جمله‏ي تفسيري مفسَّر، مفسِّر

"تفسیر" مصدر باب "تفعیل" از مادهی "فسر" و در لغت به معنای توضیح و شرح دادن است.[1] در اصطلاح نحو "تفسیر" عبارت است از تبیین و توضیح ابهام موجود در کلام با ادات مخصوص؛[2] این ادات که در وسط کلام واقع میشوند "ادات تفسیر" نام داشته و عبارتند از: "أیْ"، "أنْ" و "إذا".[3] به عنوان مثال "أیْ" در مثال «هذا عسجُدٌ أیْ ذَهَبٌ» حرف تفسیر بوده و بر تفسیر و توضیح کلمهی "عسجُد" به کمک کلمهی "ذهبٌ" دلالت دارد.

وجه نامگذاری

معنای لغوی تفسیر (توضیح و شرح دادن) در معنای اصطلاحی آن لحاظ شده است به این بیان که متکلم، ابهام موجود در کلام را با ادات مخصوص، تبیین و توضیح میدهد. البته باید دقت داشت که با توجه به قید "ادات مخصوص" در تعریف اصطلاحی، معنای لغوی اعمّ از معنای اصطلاحی بوده و شامل شرح و توضیح دادن به غیر ادات مخصوص[4] نیز میشود

جایگاه "ادات تفسیر"

در میان عالمان نحو در تبیین مباحث "ادات تفسیر" دو رویکرد مشاهده میشود؛ بعضی[5] ادات تفسیر را در باب "حرف" در کنار مباحث "حروف زائده" آوردهاند و در مقابل بعضی[6] ادات تفسیر را در ضمن عنوان کلی "ادات" درکنار سایر ادات، مورد بررسی قرار دادهاند.

ذکر این نکته قابل توجه است که ابن هشام در "مغنی اللبیب" در ضمن بررسی مفردات، هر یک از حروف تفسیر را به صورت جداگانه بیان کرده و به کاربرد آنها در تفسیر اشاره میکند.

ارکان "تفسیر"

"تفسیر" از سه رکن تشکیل شده است:[7]

1. مفسَّر (تفسیر شده)

"مفسَّر"، لفظ مبهمی است که قبل از ادات تفسیر واقع شده و عبارت بعد از ادات تفسیر، آن را توضیح میدهد.

2. ادات تفسیر

"ادات تفسیر" حروفی هستند که بین مفسَّر و مفسِّر واقع میشوند.

3. مفسِّر (تفسیر کننده)

"مفسِّر"، لفظی است که بعد از أدات تفسیر واقع شده و عبارت قبل از أدات تفسیر را توضیح میدهد.

اقسام "تفسیر"

"تفسیر" به اعتبار نوع مفسَّر و مفسِّر (مفرد یا جمله) بر دو قسم است:

1. تفسیر مفرد به مفرد؛ مانند: «هذا عسجُدٌ أی ذَهَبٌ»؛ در این مثال "أی" حرف تفسیر بوده و بر تفسیر و توضیح کلمهی "عسجُد" به کمک کلمه‌ی "ذهبٌ" دلالت دارد.[8]

2. تفسیر جمله به جمله؛ مانند: «اُریق رَفده أی مات»؛ در این مثال "أی" حرف تفسیر بوده و بر تفسیر و توضیح جملهی "اُریق رَفده" به کمک جمله‌ی "مات" دلالت دارد.[9]

نحوه‌ی کاربرد و جایگاه "ادات تفسیر" در کلام

در این بخش با توجه به نوع "ادات تفسیر"، به بررسی نحوهی کاربرد و جایگاه آنها در کلام اشاره میشود:

1. "أی"

"أی" برای توضیح و تفسیر هر مبهمی (مفرد یا جمله) به کار میرود به خلاف تفسیر به "أن" که با وجود شرائطی در تفسیر جمله به جمله به کار میرود.[10]

2. "أن"

"أن" در تفسیر جمله به جمله به کار رفته و تفسیر به آن منوط به چهار شرط است:

الف. "أن" بین دو جمله واقع شود.[11]

ب. جملهی قبل از "أن" نباید[12] از لفظ "قول" باشد. [13]

ج. جملهی قبل از "أن" باید معنای قول داشته باشد. [14]

د. بر أدات تفسیر حرف "جر" وارد نشود.[15]

در مثال «کَتَبْتُ الیه أنْ ائتِ»، شرایط مذکور در تفسیر به "أن" رعایت شده است. در این مثال "أن" از ادات تفسیر بوده و جملهی "ائت"، مفعول مقدر فعل "کتبت" را تفسیر میکند. تقدیر عبارت "کتبت الیه شیئاً أن ائت" است.[16]

در تفسیر به "أن"، نکات ذیل قابل توجه است:

الف. مفسَّر در تفسیر به "أن"، مفعول و در اکثر موارد، مقدر است. اما گاهی مفعولبه مذکور، مفسَّر واقع میشود؛ مانند: «إذ أوحَینا إلی أمِّکَ ما یُوحَی أنِ اقْذِ فیهِ فی التّابوتِ»؛[17] در این آیه "ما" مفعول واقع شده که توسط "أن" و جملهی بعد آن تفسیر می‌‌شود.[18]

ب. گاهی در جملهی قبل از "أن" تفسیری، از لفظ قول استفاده میشود که در تاویل غیر قول است؛ مانند: «مَا قُلتُ لَهُم إلّا مَا أَمَرتَنی بِهِ أَنِ اعبُدُوا اللّهَ رَبِّی و رَبَّکُم»؛[19] در این آیه "ما قلت لهم" به تاویل "ما أمرتهم" بوده و تقدیر آیه "ما امرتهم الّا ما امرتنی به أن اعبدوا الله" است.[20]

3. "إذا"

عدّه‌ای حرف "إذا" را از "ادات تفسیر" به شمار آوردهاند؛[21] مانند: «نهلتُ الماءَ إذا شربتَهُ»؛ در این مثال "إذا" از ادات تفسیر بوده که بر تفسیر و توضیح جملهی "نهلتُ الماء" به کمک جمله‌ی "شربته" دلالت دارد.[22]

اقتران "أن" و فعل مضارع

در صورتی که قبل از فعل مضارع حرف "أن" که صلاحیت تفسیر را دارد، واقع شود همچون عبارت «اشرتُ الیه أنْ لا تَفْعَلْ»، اعراب فعل مضارع و نوع حرف "أن" در دو بخش مورد بررسی قرار میگیرد:

الف. مضارع به همراه "لا"

در این صورت سه احتمال وجود دارد: [23]

1. "أن" تفسیری، "لا" نافیه و مضارع مرفوع باشد.

2. "أن" مصدری، "لا" نافیه و مضارع منصوب باشد.

3. "أن" تفسیری، "لا" ناهیه و مضارع مجزوم باشد.

ب. مضارع بدون "لا"

در این صورت دو احتمال وجود دارد: [24]

1. "أن" تفسیری، و مضارع مرفوع باشد.

2. "أن" مصدری، و مضارع منصوب باشد.

اعراب مفسِّر

اعراب مفسَّر بر طبق اقتضای کلام تعیین میشود اما آنچه در بحث تفسیر حائز اهمیت است اعراب مفسِّر است؛ اعراب مفسِّر با توجه به نوع آن (مفرد یا جمله) تعیین میشود:

1. مفرد

وقتی مفسِّر، مفرد باشد، در این صورت عطف بیان یا بدل از مفسَّر خواهد بود؛ مانند: «هذا غَضَنْفَرٌ أى أسدٌ»؛ در این مثال "أسد" بدل یا عطف بیان از "غضنفر" است.[25]

2. جمله

وقتی مفسِّر، جمله باشد، در این صورت محلی از اعراب نخواهد داشت؛[26] مانند: «اُریق رَفَده أی: مات»؛ در این مثال "مات" جملهی تفسیری و محلی از اعراب ندارد.

"ادات تفسیر" در قرآن و حدیث

1. آیه «و نادَیْناه أنْ یا إبراهیمُ»،[27] (او را ندا دادیم که: ای ابراهیم)؛ در این آیه شریفه "أن" از ادات تفسیر بوده و جملهی "یا إبراهیم"، مفعول مقدر فعل "نادیناه" را تفسیر میکند. تقدیر آیه "و نادیناه بشیءٍ أن یا إبراهیم" است.[28]

2. حدیث «إنّا معاشرَ الأنبیاءِ اُمِرنا أنْ نکلّم النّاسَ علی قَدْر عُقُولِهِمْ»،[29] (ما گروه پیامبران امر شدیم که با مردم به اندازهی عقلشان سخن بگوییم)؛ در این حدیث شریف "أن" از ادات تفسیر بوده و جملهی "نکلّم النّاس ..." مفعول مقدر فعل "امرنا" را تفسیر میکند. تقدیر حدیث "إنّا معاشرَ الأنبیاءِ اُمِرنا بشیءٍ أن نکلّم النّاس علی قدر عقولهم" است.

نکته

در پایان ذکر این نکته قابل توجه است که ادات مذکور ممکن است در غیر تفسیر به کار روند؛ از این رو در بخش مفردات هر یک از آنها با عنوان مستقلی مطرح شده و کاربردهای دیگر آن مورد بررسی قرار میگیرد.

مقاله

جایگاه در درختواره نحو

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

آدابی از عبودیت

آدابی از عبودیت

از آداب عبودیت این است که جز قدرت حق، قدرتی را نپذیرند و جز ثنای حق و آنکه از اولیاء حق است، ثنای کسی را نگویند.
فهم و دریافت زبان قرآن

فهم و دریافت زبان قرآن

من امیدوارم که ما این حجاب جحود را از قلب‌هایمان برداریم و از خدای تبارک و تعالی بخواهیم که ما را آشنا کند به لسان قزآن.
علت بعثت انبیاء

علت بعثت انبیاء

اگر برای هر علمی موضوعی است... علم همه انبیاء هم موضوعش انسان است ...
ترک علاقه به دنیا

ترک علاقه به دنیا

علائق را باید کم بکنید، علاقه‌ها باید کم بشود، طبیعتاً ماها از اینجا می‌رویم، علی ایّ حال چه علاقه قلبی به چیزی داشته باشیم یا نداشته باشیم فرقی به حال ما نمی‌کند.
دعا روح عبودیت

دعا روح عبودیت

اینهایی که از کتب ادعیه انتقاد می‌کنند برای این است که نمی‌دانند، جاهل‌انند، بیچاره‌اند که این کتب ادعیه چطور انسان را می‌سازد، این دعاهایی که از ائمه ما وارد شده است مثل کمیل، مناجات شعبانیه، دعای حضرت سیدالشهداء(ع) و دعای«سمات» اینها چه جور انسان را درست می‌کنند...

پر بازدیدترین ها

اهمیت اخلاق

اهمیت اخلاق

اقوام روزگار به اخلاق زنده‌اند قومى که گشت فاقد اخلاق مردنى است!
اخلاص ورزیدن

اخلاص ورزیدن

و ای مدعی زهد و اخلاص ! اگر تو مخلص هستی و برای خدا و دار کرامت او، زهد از مشتهیات دنیا می کنی ، چه شده است که از مدح و ثنای مردم که فلان اهل صلاح و سداد است
No image

برکت غذاى جابر

بدی ثناگویی

بدی ثناگویی

برای ماها که از قافله ابرار عقب هستیم یک نکته دلپذیر است و آن چیزی است که به نظر من شاید در ساختن انسان ، که در صدد خود ساختن است دخیل است باید توجه کنیم که منشاء خوش آمد ما از مدح و ثناها و بدآمدنمان از انتقادها و شایعه افکنی ها حب نفس است که بزرگترین دام ابلیس لعین است .
باطن اعمال

باطن اعمال

شما با دست خویش آتش روشن نکنید، آتش جهنم را شعله ور نسازید، جهنم با اعمال و کردار زشت انسان روشن می گردد. این اعمال بشر چموش ‍ است که آتش افروزی می کند.
Powered by TayaCMS