دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تبرج

ریشۀ این واژه «برج» است که در لغت عربی در دو معنای اصلی به کار می‌رود: «بروز و ظهور» و «ملجأ و مکان بلند» و در اصطلاح به معنای خودنمایی زنان و این‌که زیبایی و زینتشان را آشکار کنند.
تبرج
تبرج

تَبَرُّج

ریشۀ این واژه «برج» است که در لغت عربی در دو معنای اصلی به کار می‌رود: «بروز و ظهور» و «ملجأ و مکان بلند» و در اصطلاح به معنای خودنمایی زنان و این‌که زیبایی و زینتشان را آشکار کنند.

معنای اصطلاحی تبرّج برگفته از آیۀ:

«وَ قَرْنَ فِی بُیوتِکُنَّ وَ لَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِیةِ الْأُولَى» (احزاب/33)

«در خانه‌های خود بمانید و به شیوۀ جاهلیت پیشین تبرّج نکنید»

این آیه خطاب به همسران پیامبر است، اما در تفاسیر همۀ زنان را مشمول این حکم دانسته‌اند. گذشته از این، بنابر دیگر شواهد قرآنی، به‌ویژه آیۀ 35 سورۀ احزاب که هم مردان و هم زنان مسلمان و مؤمن مورد خطاب‌اند و از آن‌جا که مردان مسلمان نیز ملزم به رعایت حدود شرعی‌اند، تبرّج منحصر به زنان نمی‌تواند باشد.

در قرآن کریم، خودنمایی زنان نهی شده و به نمونه‌هایی از آن اشاره شده است، از جمله: سخن گفتن تحریک‌آمیز (احزاب/32)، نمایان ساختن زیورهایی که ظاهر نیستند و کوبیدن پا بر زمین هنگام راه رفتن به قصد جلب‌ توجه (نور/31). در احادیث نیز به دیگر مصداق‌های تبرّج اشاره شده و بر نهی از آن‌ها تأکید شده است، از جمله پوشیدن لباس‌های بدن‌نما و تشبه به مردان، استعمال بیش از اندازۀ بوی خوش و جز این‌ها که موجب جلب ‌توجه مردان می‌شود.

بنابر آیات و احادیث، فقها تبرّج را حرام شمرده‌اند، به این معنا که هرگونه عملی که زن به منظور خودنمایی، جلوه‌گری، جلب‌توجه مردان بیگانه و تأثیر در دل آنان انجام دهد مصداق تبرّج نهی شدۀ قرآنی است؛ هر چند که نمونه‌ها و مصادیق آن غالَباً به تناسب عادات و فرهنگ دست‌خوش تغییر است.

با توجه به مصادیق قرآنی و حدیثی تبرّج می‌توان دریافت که این واژه تنها ناظر به پوشش ظاهری نیست بلکه بیش از آن رفتار و منش غیر متین (در برابر عفاف) مورد نظر است؛ بدینسان تبرّج معنایی عامتر از حجاب و ستر دارد. هم‌چنین باید متذکر شد که حدود حجاب نه از نفی تبرّج به‌دست می‌آید و نه احتراز از تبرّج به‌تنهایی موجب استغنای زنان مسلمان از حجاب است.

    منبع:
  • دانش‌نامۀ جهان اسلام، زیر نظر غلامعلی حداد عادل، تهران، بنیاد دائرةالمعارف اسلامی، چاپ دوم، 1375، ج6، ص373

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

آدابی از عبودیت

آدابی از عبودیت

از آداب عبودیت این است که جز قدرت حق، قدرتی را نپذیرند و جز ثنای حق و آنکه از اولیاء حق است، ثنای کسی را نگویند.
فهم و دریافت زبان قرآن

فهم و دریافت زبان قرآن

من امیدوارم که ما این حجاب جحود را از قلب‌هایمان برداریم و از خدای تبارک و تعالی بخواهیم که ما را آشنا کند به لسان قزآن.
علت بعثت انبیاء

علت بعثت انبیاء

اگر برای هر علمی موضوعی است... علم همه انبیاء هم موضوعش انسان است ...
ترک علاقه به دنیا

ترک علاقه به دنیا

علائق را باید کم بکنید، علاقه‌ها باید کم بشود، طبیعتاً ماها از اینجا می‌رویم، علی ایّ حال چه علاقه قلبی به چیزی داشته باشیم یا نداشته باشیم فرقی به حال ما نمی‌کند.
دعا روح عبودیت

دعا روح عبودیت

اینهایی که از کتب ادعیه انتقاد می‌کنند برای این است که نمی‌دانند، جاهل‌انند، بیچاره‌اند که این کتب ادعیه چطور انسان را می‌سازد، این دعاهایی که از ائمه ما وارد شده است مثل کمیل، مناجات شعبانیه، دعای حضرت سیدالشهداء(ع) و دعای«سمات» اینها چه جور انسان را درست می‌کنند...

پر بازدیدترین ها

اهمیت اخلاق

اهمیت اخلاق

اقوام روزگار به اخلاق زنده‌اند قومى که گشت فاقد اخلاق مردنى است!
اخلاص ورزیدن

اخلاص ورزیدن

و ای مدعی زهد و اخلاص ! اگر تو مخلص هستی و برای خدا و دار کرامت او، زهد از مشتهیات دنیا می کنی ، چه شده است که از مدح و ثنای مردم که فلان اهل صلاح و سداد است
No image

برکت غذاى جابر

بدی ثناگویی

بدی ثناگویی

برای ماها که از قافله ابرار عقب هستیم یک نکته دلپذیر است و آن چیزی است که به نظر من شاید در ساختن انسان ، که در صدد خود ساختن است دخیل است باید توجه کنیم که منشاء خوش آمد ما از مدح و ثناها و بدآمدنمان از انتقادها و شایعه افکنی ها حب نفس است که بزرگترین دام ابلیس لعین است .
باطن اعمال

باطن اعمال

شما با دست خویش آتش روشن نکنید، آتش جهنم را شعله ور نسازید، جهنم با اعمال و کردار زشت انسان روشن می گردد. این اعمال بشر چموش ‍ است که آتش افروزی می کند.
Powered by TayaCMS