دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تحصیلات

No image
تحصیلات

تحصیلات

سید على اکبر در هفت سالگى در مدرسه اى نزدیک محل سکونت ثبت نام کرد و تا کلاس پنجم ابتدایى به تحصیل پرداخت و در حدود سالهاى 32 ـ 31 به قزوین کوچ کرد و پس از اتمام کلاس ششم ابتدایى به قم بازگشت و دوران متوسطه را در دبیرستانهاى دین و دانش و حکیم نظامى سپرى کرد و موفق به اخذ دیپلم در رشته ریاضى شد.

به رغم اصرار دایى خود آقا سید على علوى مبنى بر ادامه تحصیل در آلمان، در سال 1337 به مشهد مقدس مشرف شد و در مدرسه نواب سکنى گرفت. خود مى گوید:

«بعد از گرفتن دیپلم، با پیشنهادى که پدرمان به ما دادند، ما را علاقه مند کردند که وارد حوزه بشویم و به درس و بحث هاى حوزوى اشتغال پیدا کنیم. در این رابطه، حاج آقا والد معظم بنده، سهم بسیار زیادى دارند چون ابتدا خودم تمایلى نداشتم و مرحوم دایى ما ]حجت الاسلام سید على علوى [هم اصرار داشتند که بنده را به آلمان اعزام بکنند تا در آنجا ادامه تحصیل بدهم... به هر حال، علاقه زیادى پیدا کرده بودیم که وارد حوزه بشویم. دیدیم در قم، مرحوم دایى ما پافشارى زیادى مى کنند، با اجازه پدر بزرگوارمان به مشهد مقدس مشرف شدیم که دیگر از پافشارى دایى مان مقدارى فاصله گرفته باشم.»[8]

سید على اکبر ابوترابى، سختى زندگى طلبگى در مدرسه نواب مشهد و چگونگى ملبس شدن به لباس روحانیت را، چنین شرح مى دهد:

«یادم هست در مشهد مقدس، فقط نان سنگک مى خریدم. آن را خشک مى کردم و مى خوردم چون شهریه مان خیلى ناچیز بود و به غیر از نان سنگک نمى توانستیم چیز دیگر بخوریم... .

شبى که بنده مى خواستم در مشهد مقدس معمم بشوم، با مرحوم آیت الله حاج شیخ مجتبى قزوینى[9] در این رابطه مشورتى داشتم. همان شب، مرحوم جدمان (آیت الله حاج سید محمد باقر علوى قزوینى) را در خواب دیدم. خواب دیدم که قبر ایشان باز شد. آب زلالى با ماهى هاى سرخى که درون آب در رفت و آمد بودند، از میان قبر مى جوشید. بدن ایشان هم بر سطح آب بود و همین طور که آب بالا مى آمد، بدن ایشان هم روى آب قرار گرفته بود. وقتى که آب به کف زمین رسید، نشستند روى آب و رو کردند به من و فرمودند: على! ما نمردیم، زنده ایم. دو مرتبه روى آب خوابیدند و آب رفت پایین. بنده دیگر مطمئن شدم که نظر مبارک ایشان این بوده که ما هرچه زودتر معمم بشویم لذا فرداى آن، مفتخر شدم به ملبس شدن به این لباس پرافتخار.»[10]

سید على اکبر ابوترابى، در اوائل دهه چهل به قم برگشت و در مدرسه حجتیه ساکن شد. پس از تبعید حضرت امام خمینى (ره) و به سردى گراییدن ظاهرى حرکتهاى انقلابى، سید در سال 1344، به طور مخفى از راه بندر خرمشهربه بصره و از آنجا به نجف اشرف رفت و از محضر اساتیدى چون آیت الله وحید خراسانى، آیت الله شیخ کاظم تبریزى، آیت الله میرزا على آقا غروى، آقا مصطفى خمینى و... استفاده کرد.

در سال 1349 که سطح را به پایان رسانده و در «کلیة الفقه» (مؤسسه آموزشى) وابسته به دانشگاه الازهر نیز تحصیل مى کرد، در راه بازگشت به ایران، در مرز خسروى دستگیر و زندانى شد و چون اجازه بازگشت به نجف اشرف را نیافت، در قم ساکن شد و در ضمن تحقیق، تعلیم و تدریس، به مبارزه علیه حکومت پرداخت.

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

آدابی از عبودیت

آدابی از عبودیت

از آداب عبودیت این است که جز قدرت حق، قدرتی را نپذیرند و جز ثنای حق و آنکه از اولیاء حق است، ثنای کسی را نگویند.
فهم و دریافت زبان قرآن

فهم و دریافت زبان قرآن

من امیدوارم که ما این حجاب جحود را از قلب‌هایمان برداریم و از خدای تبارک و تعالی بخواهیم که ما را آشنا کند به لسان قزآن.
علت بعثت انبیاء

علت بعثت انبیاء

اگر برای هر علمی موضوعی است... علم همه انبیاء هم موضوعش انسان است ...
ترک علاقه به دنیا

ترک علاقه به دنیا

علائق را باید کم بکنید، علاقه‌ها باید کم بشود، طبیعتاً ماها از اینجا می‌رویم، علی ایّ حال چه علاقه قلبی به چیزی داشته باشیم یا نداشته باشیم فرقی به حال ما نمی‌کند.
دعا روح عبودیت

دعا روح عبودیت

اینهایی که از کتب ادعیه انتقاد می‌کنند برای این است که نمی‌دانند، جاهل‌انند، بیچاره‌اند که این کتب ادعیه چطور انسان را می‌سازد، این دعاهایی که از ائمه ما وارد شده است مثل کمیل، مناجات شعبانیه، دعای حضرت سیدالشهداء(ع) و دعای«سمات» اینها چه جور انسان را درست می‌کنند...

پر بازدیدترین ها

اخلاص ورزیدن

اخلاص ورزیدن

و ای مدعی زهد و اخلاص ! اگر تو مخلص هستی و برای خدا و دار کرامت او، زهد از مشتهیات دنیا می کنی ، چه شده است که از مدح و ثنای مردم که فلان اهل صلاح و سداد است
اهمیت اخلاق

اهمیت اخلاق

اقوام روزگار به اخلاق زنده‌اند قومى که گشت فاقد اخلاق مردنى است!
باطن اعمال

باطن اعمال

شما با دست خویش آتش روشن نکنید، آتش جهنم را شعله ور نسازید، جهنم با اعمال و کردار زشت انسان روشن می گردد. این اعمال بشر چموش ‍ است که آتش افروزی می کند.
بدی ثناگویی

بدی ثناگویی

برای ماها که از قافله ابرار عقب هستیم یک نکته دلپذیر است و آن چیزی است که به نظر من شاید در ساختن انسان ، که در صدد خود ساختن است دخیل است باید توجه کنیم که منشاء خوش آمد ما از مدح و ثناها و بدآمدنمان از انتقادها و شایعه افکنی ها حب نفس است که بزرگترین دام ابلیس لعین است .
اذان

اذان

« چون ندای مؤذن را شنیدی ، پس درقلبت ترس ندای روز قیامت را حاضر کن و به سرعت با ظاهر و باطن برای اجابت ندا روان شو،که مسارعین به سوی این ندا کسانی هستند که در روز قیامت به ندای رحمت خوانده می شوند.
Powered by TayaCMS