دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تدریس آیت الله عبدالنبی نوری

No image
تدریس آیت الله عبدالنبی نوری

بازگشت به تهران

حاج شیخ عبدالنبى که پس از سال 1300هـ .ق. به سامرا رفته بود، پس از حدود پنج سال و به درخواست مردم، به تهران برگشت و به فعالیتهاى آموزش، ارشادى، روى آورد. وى در حوالى سرچشمه و در خیابان سیروس سابق (شهید مصطفى خمینى کنونى) در مسجدى که به نام خودش معروف بود، سالها براى نشر حقایق اسلامى، معارف دینى و نشر کتب مذهبى همت گمارد.[11] وى با درایت و احساس دلسوزى در انجام خواسته هاى مردم کوشا بود و همین تلاشها موجب شد بین وى و مردم اشتیاق قلبى همراه با احترام به وجود آید و اهالى تهران و سایر نواحى وى را به عنوان حامى محرومان بشناسند و توصیه هاى او را به جان و دل بپذیرند.[12] آیت الله شیخ عبدالنبى نورى نخست در محله عودلاجان از محلات تهران ساکن شد و در مسجد پیرزن تهران به اقامه جماعت، تدریس، وعظ و ارشاد همت گماشت و بعدها به دعوت مردم به سرچشمه رفت که این مسجد نیز پایگاه علمى، عبادى و فرهنگى او به شمار مى رفت.

او بعد از رحلت میرزاى شیرازى و شهادت شیخ فضل الله نورى عالى ترین مقام علمى و اجتماعى تهران را به خود اختصاص داد و خانه و مسجدى که در آن اقامه جماعت مى نمود، محل رفع دعاوى، قضاوت، فتوا، درس، بحث، وعظ و تبلیغ شد. گروهى از طلاّب برجسته حوزه، از درسهاى فقه، اصول و فلسفه اش در صبح و عده اى از مردم از بیاناتش در شامگاه بهره مى بردندحتى برخى که حوزه تدریس داشتند خود را از بحث هاى معقول و منقول این عالم وارسته بى نیاز نمى دیدند.[13] حوزه درسش که غالباً در مدرسه میرزا محمود تشکیل مى گردید، مجمع ارباب فضل و کمال و علماء والامقام بود.[14]آیت الله عبدالنبى نورى در تهران جلسات متعدد علمى و ارشادى دایر و با تدریس بى وقفه شاگردان زیادى را تربیت کرد. در زمانى که در تهران انجمنهاى زیادى بنیان نهاده شد، حاج شیخ عبدالنبى نورى همراه اکثر ائمه جماعت تهران، هیأت علمیّه اى تشکیل داد که منشى و مهر مخصوص داشت و به طرز جالبى سازماندهى شده بود و درضمن توجه به بنیانهاى علمى در مسائل سیاسى، اجتماعى و حکومتى تأثیرگذار بود و این حرکت قبل از مشروطه صورت گرفت که از آینده نگرى و خوش فکرى ایشان حکایت دارد.[15] آیت الله سید حسین بُدلا در خاطرات خود مى نویسد:

یکى از بزرگان تهران که البته به قم نیامد، ولى با پشتوانه حوزه در تهران مشغول فعالیت بود، آقاى شیخ عبدالنبى نورى مى باشد. ایشان در مسجدى که در محله سرچشمه بود، نماز جماعت اقامه مى کرد و منبر مى رفت و هنوز هم نوه ها و بازماندگان ایشان در آنجا مشغول کارهاى فرهنگى و تبلیغى هستند... مرحوم پدرم به آقا شیخ عبدالنبى علاقه مند بود و این مربوط به ایامى است که هنوز مرحوم آقاى کاشانى در تهران موقعیت سیاسى و اجتماعى بدست نیاورده بود. پدرم پاى منبر وى شرکت مى کرد و بعد جملاتى را از وى اینجا و آنجا نقل مى کرد.[16]

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

آدابی از عبودیت

آدابی از عبودیت

از آداب عبودیت این است که جز قدرت حق، قدرتی را نپذیرند و جز ثنای حق و آنکه از اولیاء حق است، ثنای کسی را نگویند.
فهم و دریافت زبان قرآن

فهم و دریافت زبان قرآن

من امیدوارم که ما این حجاب جحود را از قلب‌هایمان برداریم و از خدای تبارک و تعالی بخواهیم که ما را آشنا کند به لسان قزآن.
علت بعثت انبیاء

علت بعثت انبیاء

اگر برای هر علمی موضوعی است... علم همه انبیاء هم موضوعش انسان است ...
ترک علاقه به دنیا

ترک علاقه به دنیا

علائق را باید کم بکنید، علاقه‌ها باید کم بشود، طبیعتاً ماها از اینجا می‌رویم، علی ایّ حال چه علاقه قلبی به چیزی داشته باشیم یا نداشته باشیم فرقی به حال ما نمی‌کند.
دعا روح عبودیت

دعا روح عبودیت

اینهایی که از کتب ادعیه انتقاد می‌کنند برای این است که نمی‌دانند، جاهل‌انند، بیچاره‌اند که این کتب ادعیه چطور انسان را می‌سازد، این دعاهایی که از ائمه ما وارد شده است مثل کمیل، مناجات شعبانیه، دعای حضرت سیدالشهداء(ع) و دعای«سمات» اینها چه جور انسان را درست می‌کنند...

پر بازدیدترین ها

اهمیت اخلاق

اهمیت اخلاق

اقوام روزگار به اخلاق زنده‌اند قومى که گشت فاقد اخلاق مردنى است!
اخلاص ورزیدن

اخلاص ورزیدن

و ای مدعی زهد و اخلاص ! اگر تو مخلص هستی و برای خدا و دار کرامت او، زهد از مشتهیات دنیا می کنی ، چه شده است که از مدح و ثنای مردم که فلان اهل صلاح و سداد است
No image

برکت غذاى جابر

بدی ثناگویی

بدی ثناگویی

برای ماها که از قافله ابرار عقب هستیم یک نکته دلپذیر است و آن چیزی است که به نظر من شاید در ساختن انسان ، که در صدد خود ساختن است دخیل است باید توجه کنیم که منشاء خوش آمد ما از مدح و ثناها و بدآمدنمان از انتقادها و شایعه افکنی ها حب نفس است که بزرگترین دام ابلیس لعین است .
باطن اعمال

باطن اعمال

شما با دست خویش آتش روشن نکنید، آتش جهنم را شعله ور نسازید، جهنم با اعمال و کردار زشت انسان روشن می گردد. این اعمال بشر چموش ‍ است که آتش افروزی می کند.
Powered by TayaCMS