دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تمثیل

No image
تمثیل

كلمات كليدي : تمثيل، اصل، فرع، جامع، حكم، قياس، احتمال، يقين

نویسنده : مهدي افضلي

یکی از گونه‌های استدلال تمثیل است که در شاخه‌هایی از معارف بشری به کار می‌رود، برخی از فقیهان در منابع استنباط‌شان از چیزی به نام قیاس یاد کرده‌اند که در حقیقت همان تمثیل در اصطلاح منطق‌دانان است. تمثیل منطقی عبارت است از دلیلی ‌که در آن ذهن انسان از حکم یک چیز به حکم چیز دیگر که با اولی اشتراکاتی دارد منتقل می‌شود. از باب نمونه گفته می‌شود مواد مخدر همانند مشروبات الکلی مستی می‌آورد، از آن‌طرف به لحاظ شرعی ثابت شده است که مشروبات الکلی حرام است، به دلیل آن‌که مواد مخدر با مشروبات الکلی در مست کردن اشتراک دارد، برای آن نیز حکم حرمت اثبات می‌شود.

ارکان تمثیل

1- اصل: جزئ اول که ثبوت حکم برای آن معلوم است، مانند مشروبات الکلی در مثال پیش‌گفته.

2- فرع: جزئ دوم که در پی‌ اثبات حکم حرمت برای آن بر آمده‌اند.

3- جامع: جهت مشترک و مشابهتی که میان اصل و فرع وجود دارد.

4- حکم: چیزی‌ که در اصل اثبات شده و در فرع می‌خواهند آنرا اثبات کنند.

اگر تمام ارکان یاد شده در جایی تحقق پیدا کرده باشند استدلال تمثیلی تحقق یافته و اگر در جایی یکی از ارکان نباشد نمی‌توان آنرا تمثیل نامید.

جای‌گاه تمثیل در علوم

از میان سه نوع دلیلی که در منطق مورد بحث قرار می‌گیرد، یعنی قیاس، استقرا و تمثیل، ارزش علمی تمثیل در پایینترین مرتبه قرار دارد. با اقامه تمثیلف چیزی‌ که عاید می‌شود صرفا احتمال است، از باب نمونه اگر در جایی کسی با یک فرد در رنگ رخساره یا قامت و قیافه مشابهت داشته باشد، اگر یکی اندیشمند باشد نمی‌توان دیگری را نیز اندیشمند انگاشت. تنها وقتی می‌توان از یقین سخن به میان آورد که جامع و جهت اشتراک و مشابهت میان اصل و فرع یقینا علت ثبوت حکم در اصل باشد، در این صورت می‌توان استنباط کرد که این حکم در فرع نیز به نحو یقینی وجود دارد. چون میان علت و معلول رابطه ضرورت برقرار است، هرکجا علت باشد لزوما معلول نیز خواهد آمد، از باب نمونه هر کجا آتش باشد حرارت نیز خواهد بود، اگر در جایی چیزی علت برای صدور یک حکم باشد، چنانچه در مصداق دیگری نیز این علت وجود داشته باشد حکم مورد نظر خواهد آمد. ولی این نوع تمثیل زیر مجموعه قیاس به حساب می‌آید و به همین دلیل نیز یقین آور است.

مقاله

نویسنده مهدي افضلي

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

آدابی از عبودیت

آدابی از عبودیت

از آداب عبودیت این است که جز قدرت حق، قدرتی را نپذیرند و جز ثنای حق و آنکه از اولیاء حق است، ثنای کسی را نگویند.
فهم و دریافت زبان قرآن

فهم و دریافت زبان قرآن

من امیدوارم که ما این حجاب جحود را از قلب‌هایمان برداریم و از خدای تبارک و تعالی بخواهیم که ما را آشنا کند به لسان قزآن.
علت بعثت انبیاء

علت بعثت انبیاء

اگر برای هر علمی موضوعی است... علم همه انبیاء هم موضوعش انسان است ...
ترک علاقه به دنیا

ترک علاقه به دنیا

علائق را باید کم بکنید، علاقه‌ها باید کم بشود، طبیعتاً ماها از اینجا می‌رویم، علی ایّ حال چه علاقه قلبی به چیزی داشته باشیم یا نداشته باشیم فرقی به حال ما نمی‌کند.
دعا روح عبودیت

دعا روح عبودیت

اینهایی که از کتب ادعیه انتقاد می‌کنند برای این است که نمی‌دانند، جاهل‌انند، بیچاره‌اند که این کتب ادعیه چطور انسان را می‌سازد، این دعاهایی که از ائمه ما وارد شده است مثل کمیل، مناجات شعبانیه، دعای حضرت سیدالشهداء(ع) و دعای«سمات» اینها چه جور انسان را درست می‌کنند...

پر بازدیدترین ها

اخلاص ورزیدن

اخلاص ورزیدن

و ای مدعی زهد و اخلاص ! اگر تو مخلص هستی و برای خدا و دار کرامت او، زهد از مشتهیات دنیا می کنی ، چه شده است که از مدح و ثنای مردم که فلان اهل صلاح و سداد است
اهمیت اخلاق

اهمیت اخلاق

اقوام روزگار به اخلاق زنده‌اند قومى که گشت فاقد اخلاق مردنى است!
باطن اعمال

باطن اعمال

شما با دست خویش آتش روشن نکنید، آتش جهنم را شعله ور نسازید، جهنم با اعمال و کردار زشت انسان روشن می گردد. این اعمال بشر چموش ‍ است که آتش افروزی می کند.
بدی ثناگویی

بدی ثناگویی

برای ماها که از قافله ابرار عقب هستیم یک نکته دلپذیر است و آن چیزی است که به نظر من شاید در ساختن انسان ، که در صدد خود ساختن است دخیل است باید توجه کنیم که منشاء خوش آمد ما از مدح و ثناها و بدآمدنمان از انتقادها و شایعه افکنی ها حب نفس است که بزرگترین دام ابلیس لعین است .
اذان

اذان

« چون ندای مؤذن را شنیدی ، پس درقلبت ترس ندای روز قیامت را حاضر کن و به سرعت با ظاهر و باطن برای اجابت ندا روان شو،که مسارعین به سوی این ندا کسانی هستند که در روز قیامت به ندای رحمت خوانده می شوند.
Powered by TayaCMS