دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

جرم به عادت

No image
جرم به عادت

كلمات كليدي : جرم به عادت، مرور زمان، عطف به ماسبق نشدن قوانين.

نویسنده : مهدي رجبي اصل

جرم در لغت به معنای گناه است.[1] در اصطلاح قانون مجازات اسلامی، «هر فعل یا ترک فعل که در قانون برای آن مجازات تعیین شده باشد جرم محسوب می‌شود» ماده 2 قانون مجازات اسلامی.

جرم به عادت یا اعتیادی: جرائم اعتیادی جرائمی هستند که شرط تحقق آنها، تکرار عمل است و با صرف انجام یک فعل، جرم واقع نمی‌شود. بدین معنی که ارتکاب عمل معین برای یک مرتبه جرم بوده و قابل مجازات است، ولی اگر این عمل به دفعات به وقوع پیوندد و قصد مرتکب از ارتکاب جرم، کسب سود و منفعت و به عبارتی امرار معاش باشد، جرم به عادت تلقی خواهد شد.

همچنانکه در ماده 662 قانون مجازات اسلامی آمده « هر کس با علم و اطلاع یا با وجود قرائن اطمینان آور به این که مال در نتیجۀ ارتکاب سرقت به دست آمده است آنرا به نحوی از انحاء تحصیل یا مخفی یا قبول نماید یا مورد معامله قرار دهد به حبس از شش ماه تا سه سال و تا 74 ضربه شلاق محکوم خواهد شد در صورتی که متهم معاملۀ اموال مسروقه را حرفۀ خود قرار داده باشد به حداکثر مجازات در این مادّه محکوم می‌گردد». بنابراین اشتغال، مستلزم انجام عمل خرید و فروش به کرّات است و چنانچه فردی یک مرتبه مال مسروقه‌ای را خریداری کند به موجب قسمت اول همان ماده، به شلاق تا 74 ضربه و به شش ماه تا سه سال زندان محکوم خواهد شد، ولی اگر عمل تکرار شود و به صورت عادت درآید و شغل معمولی شخص شود، مجازات تشدید می‌شود، همچنین جرم تکدّی (ماده 712) و دایر کردن قمارخانه (ماده 708) از جرایم به عادت محسوب می‌شوند.[2] [3]

سؤالی که در اینجا مطرح می‌شود این است که جرم به عادت با چند بار تکرار تحقّق پیدا می‌کند. به نظر می‌رسد که چون برای صدق عنوان جرم به عادت تکرار فعل معیّن ضروری است و از یک بار ارتکاب جرم مذکور، عادت و حرفه استنباط نمی‌شود، دست کم دوبار تکرار برای تجقق جرم به عادت کافی است.[4]

آثار حاصل از تقسیم جرم به عادت:

1- مرور زمان در جرائم به عادت: در جرایم به عادت، تکرار آخرین فعل تشکیل دهندۀ جرم، مبدأ‌ مرور زمان به حساب می‌آید، در این قبیل جرایم مهم نیست که بین دو فعل معیّن، زمانی بیش از مدّت مرور زمان سپری شده باشد. زیرا، هر یک از این دو فعل به تنهائی مجرمانه تلقی نمی‌شوند تا مشمول مرور زمان قرار گیرد. از این رو، آغاز مرور زمان از لحظه‌ای است که جرم به عادت به وقوع پیوسته است.

2- تعیین دادگاه صلاحیتدار: هر جرم معمولاً در دادگاهی مورد رسیدگی قرار می‌گیرد که در حوزۀ آن اتفاق افتاده است؛ در جرم به عادت چون هر قسمت از جرم ممکن است در حوزه‌های مختلفی واقع شود لذا دادگاهی که آخرین عمل مادّی جهت تحقق بزه در حوزۀ آن دادگاه صورت گرفته باشد، صالح به رسیدگی به این جرم است.

3- عطف به ماسبق نشدن قوانین: در جرایم به عادت اگر آخرین فعل تشکیل دهنده جرم به عادت در زمان حکومت قانون جدید به وقوع پیوندد، حتی اگر قانون مذکور به لحاظ مجازات شدیدتر باشد، فعل مجرمانه برابر قانون جدید مجازات خواهد شد.[5] [6]

مقاله

جایگاه در درختواره حقوق جزای عمومی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

آدابی از عبودیت

آدابی از عبودیت

از آداب عبودیت این است که جز قدرت حق، قدرتی را نپذیرند و جز ثنای حق و آنکه از اولیاء حق است، ثنای کسی را نگویند.
فهم و دریافت زبان قرآن

فهم و دریافت زبان قرآن

من امیدوارم که ما این حجاب جحود را از قلب‌هایمان برداریم و از خدای تبارک و تعالی بخواهیم که ما را آشنا کند به لسان قزآن.
علت بعثت انبیاء

علت بعثت انبیاء

اگر برای هر علمی موضوعی است... علم همه انبیاء هم موضوعش انسان است ...
ترک علاقه به دنیا

ترک علاقه به دنیا

علائق را باید کم بکنید، علاقه‌ها باید کم بشود، طبیعتاً ماها از اینجا می‌رویم، علی ایّ حال چه علاقه قلبی به چیزی داشته باشیم یا نداشته باشیم فرقی به حال ما نمی‌کند.
دعا روح عبودیت

دعا روح عبودیت

اینهایی که از کتب ادعیه انتقاد می‌کنند برای این است که نمی‌دانند، جاهل‌انند، بیچاره‌اند که این کتب ادعیه چطور انسان را می‌سازد، این دعاهایی که از ائمه ما وارد شده است مثل کمیل، مناجات شعبانیه، دعای حضرت سیدالشهداء(ع) و دعای«سمات» اینها چه جور انسان را درست می‌کنند...

پر بازدیدترین ها

اخلاص ورزیدن

اخلاص ورزیدن

و ای مدعی زهد و اخلاص ! اگر تو مخلص هستی و برای خدا و دار کرامت او، زهد از مشتهیات دنیا می کنی ، چه شده است که از مدح و ثنای مردم که فلان اهل صلاح و سداد است
اهمیت اخلاق

اهمیت اخلاق

اقوام روزگار به اخلاق زنده‌اند قومى که گشت فاقد اخلاق مردنى است!
باطن اعمال

باطن اعمال

شما با دست خویش آتش روشن نکنید، آتش جهنم را شعله ور نسازید، جهنم با اعمال و کردار زشت انسان روشن می گردد. این اعمال بشر چموش ‍ است که آتش افروزی می کند.
بدی ثناگویی

بدی ثناگویی

برای ماها که از قافله ابرار عقب هستیم یک نکته دلپذیر است و آن چیزی است که به نظر من شاید در ساختن انسان ، که در صدد خود ساختن است دخیل است باید توجه کنیم که منشاء خوش آمد ما از مدح و ثناها و بدآمدنمان از انتقادها و شایعه افکنی ها حب نفس است که بزرگترین دام ابلیس لعین است .
اذان

اذان

« چون ندای مؤذن را شنیدی ، پس درقلبت ترس ندای روز قیامت را حاضر کن و به سرعت با ظاهر و باطن برای اجابت ندا روان شو،که مسارعین به سوی این ندا کسانی هستند که در روز قیامت به ندای رحمت خوانده می شوند.
Powered by TayaCMS