دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

دوستی با خدا یا...؟

قلب خانه و حرم خدا است، پس در حرم و خانه خدا غیر از خدا را، راه مده.
دوستی با خدا یا...؟
دوستی با خدا یا...؟

دوستی با خدا یا...؟

قال الصادق (ع) : «القلبُ حَرَمُ اللهِ فَلا تُسکِن حَرَمَ اللهِ غیرَ اللهِ »(بحار الأنوار ، ج 67، ص25، باب 43)

برای پدید آمدن محبت الهی در دل، یکی از بهترین راه‌ها این است که انسان نعمت‌هایی را که خداوند به او داده است، به یاد آورد و درباره اهمیت وارزش آنها فکر کند. به راستی اگر تنها یکی از نعمت‌هایی را که خداوند به ما داده است مانند نعمت بینایی و یا شنوایی و... از ما گرفته شود چه چیزی می‌تواند جای آن را پر کند. پس آیا به راستی نباید خدای مهربانی که این نعمت‌ها به علاوه هزاران نعمت دیگر را در اختیار ما قرار داده است، دوست داشت و در راه بندگی و اطاعت او قدم برداشت.[1] اگر کسی واقعا خدا را دوست بدارد، دیگر محبت و دوستی هیچ چیز دیگری نمی‌تواند جایگزین دوستی خدا شود.

حضرت علی (ع) می‌فرمایند :

« کما أنّ الشَّمسَ و اللَّیل لا یَجتمعان کذالک حبّ الله و حبَّ الدّنیا لا یَجتمعان »[2]

همانطوری که خورشید و شب هیچگاه با هم جمع نمی‌شوند، دوستی با خدا و دوستی دنیا با یکدیگر ممکن نیست.

در روایات همواره بر ذکر و یاد خدا تأکید شده است و کسی که به ذکر و یاد خدا مشغول باشد، همنشین خدا شمرده شده است.

حضرت علی (ع) می‌فرمایند :

« ذاکرُ اللهِ سبحانَه مُجالسُهُ »[3]

کسی که به یاد خدا باشد همنشین خدا است.

نکته قابل توجه این است که: معمولا اصل محبت با خدا در دل همه انسانها وجود دارد؛ چرا که خداوند سرچشمه همه خوبی‌ها است و ما تمام نعمت‌های خود را از او می‌دانیم، اما برای پایدار شدن و پر رنگ شدن این محبت باید آن را بپرورانیم و تنها راه پرورش محبت الهی، شناخت و معرفت خداوند و انس هر چه بیشتر با او است. ما باید سعی کنیم در تمام شبانه‌روز و در هر حالی، گوشه‌ای از دلمان متوجه خدا باشد و پیوسته خداوند به گونه‌ای در دل و قلبمان حضور داشته باشد.[4]

    پی نوشت:
  • [1] - مصباح یزدی ، محمد تقی ، در جستجوی عرفان اسلامی ، قم ، موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی ، 1386هش ، ص242
  • [2] - محدث نوری ، مستدرک الوسائل ، قم ، موسسه آل البیت ، 1408هق ، ج 12 ، ص42 ، باب تحریم حب الدنیا
  • [3] - آمدی ، عبد الواحد بن محمد ، تصنیف غررالحکم و دررالکلم، مصطفی درایتی و حسین درایتی، قم، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، چاپ دوم، 1378هش ، حدیث 3651
  • [4] - در جستجوی عرفان اسلامی ، ص243

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

آدابی از عبودیت

آدابی از عبودیت

از آداب عبودیت این است که جز قدرت حق، قدرتی را نپذیرند و جز ثنای حق و آنکه از اولیاء حق است، ثنای کسی را نگویند.
فهم و دریافت زبان قرآن

فهم و دریافت زبان قرآن

من امیدوارم که ما این حجاب جحود را از قلب‌هایمان برداریم و از خدای تبارک و تعالی بخواهیم که ما را آشنا کند به لسان قزآن.
علت بعثت انبیاء

علت بعثت انبیاء

اگر برای هر علمی موضوعی است... علم همه انبیاء هم موضوعش انسان است ...
ترک علاقه به دنیا

ترک علاقه به دنیا

علائق را باید کم بکنید، علاقه‌ها باید کم بشود، طبیعتاً ماها از اینجا می‌رویم، علی ایّ حال چه علاقه قلبی به چیزی داشته باشیم یا نداشته باشیم فرقی به حال ما نمی‌کند.
دعا روح عبودیت

دعا روح عبودیت

اینهایی که از کتب ادعیه انتقاد می‌کنند برای این است که نمی‌دانند، جاهل‌انند، بیچاره‌اند که این کتب ادعیه چطور انسان را می‌سازد، این دعاهایی که از ائمه ما وارد شده است مثل کمیل، مناجات شعبانیه، دعای حضرت سیدالشهداء(ع) و دعای«سمات» اینها چه جور انسان را درست می‌کنند...

پر بازدیدترین ها

اذان

اذان

« چون ندای مؤذن را شنیدی ، پس درقلبت ترس ندای روز قیامت را حاضر کن و به سرعت با ظاهر و باطن برای اجابت ندا روان شو،که مسارعین به سوی این ندا کسانی هستند که در روز قیامت به ندای رحمت خوانده می شوند.
هوای نفس

هوای نفس

از هوای نفس بپرهیزید همان گونه که از دشمنانتان می پرهیزید چیزی دشمن تر برای افراد با شخصیت از پیروی هوای نفس و درو شده های زبان نیست.
اصول رذائل اخلاقی

اصول رذائل اخلاقی

در بیان صفات رذیله و اخلاق ناپسندیده روح که از اعمال سیّئه بدن و اعضا ناشى مى‌شود و در مقابل صفات حمیده و اخلاق پسندیده است
دستورالعملی عرفانی برای سیر و سلوک

دستورالعملی عرفانی برای سیر و سلوک

جناب عارف بزرگوار و شیخ عالی مقدار ما می فرمودند: که مواظبت به آیات شریفه آخر سوره حشر یا ایهاالذین آمنوا اتقوالله ولتنظر نفس ‍ ماقدمت لغد تا آخر سوره مبارکه با تدبر در معنی آنها در تعقیب نمازها، و خصوصا در اواخر شب که قلب فارغ البال است .
افراط و تفریط قوه شهوت

افراط و تفریط قوه شهوت

افراط در قوه شهوت عبارت از آن است که عقل انسان مقهور شهوت شده و همّت مرد مصروف تمتّع از زنان و کنیزان گردد و از پیمودن راه آخرت محروم شود.
Powered by TayaCMS