دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

عفو و گذشت

امام علی(ع):آنان (مردم) را از عفو و اغماض خويش برخوردار ساز، به‏گونه‏اي كه دوست مي‏داري خداوند تورا از عفو و اغماض خويش برخوردار سازد.
عفو و گذشت
عفو و گذشت

قال اميرالمؤمنين(ع): «فَأَعْطِهِمْ مِنْ عَفْوِكَ وَ صَفْحِكَ مِثْلَ الَّذي تُحِّبُ أَنْ يُعْطِيَكَ اللَّهُ مِنْ عَفْوِهِ وَ صَفْحِهِ»
حضرت اميرالمؤمنين علي(ع)فرمودند: آنان (مردم) را از عفو و اغماض خويش برخوردار ساز، به‏گونه‏اي كه دوست مي‏داري خداوند تورا از عفو و اغماض خويش برخوردار سازد.» (ترجمه و شرح نهج البلاغه، فيض الاسلام، ص993)

عفو و گذشت
زندگی انسان­ها در دامان اجتماع تأمین و معنی می­یابد. گاهی روابط انسان­ها با یکدیگر در اوج مهربانی و محبت است و گاهی ممکن است به سردی بگراید، که حاصل کدورت­های اعمال گذشته­ی خود آنهاست. گاهی این دلسردی­ها ناشی از خطاهای نه­چندان بزرگ است؛ ممکن است در خیابان در حین رانندگی در خرید و فروش در محل کار و حتی در خانه یک طرف به الزاماتی که باید رعایت نماید، پایبند نباشد. اگر در این موارد طرف مقابل نیز به مقابله به مثل برخیزد، درحقیقت تفاوتی با فردی که قبلاً آن اشتباه را انجام داده ندارد، و نمی­توان این روش را خلق اسلامی نامید. به همین علت اسلام به این مسئله نظر داشته و در آیات و روایات متعددی تأکیدات فراوانی مبنی بر از بین بردن کدورت­ها و گذشت از یکدیگر منظور داشته است. همین اندازه در عظمت صفت عفو کافیست که این صفت از صفت­های بسیار پررنگ خداوند متعال است و اگر رحمت و عفو او بندگانش را درنیابد، این انسان مستحق جز دوزخ نیست. حضرت زین العابدین در مناجات خویش می­گوید: «انت الذی سمیت نفسک بالعفو: تویی که خود را به عفو و گذشت نام برده­ای.» [1] با وجود این، ضرورت شناخت حدود گذشت، از محدودة تسامح نابجا، امری مهم است؛ چه اینکه عفو و مدارا با تمام ویژگی­های فوق، گاه زیان‌آور است؛ حضرت على(ع) در اين­باره فرموده­اند:
«الْعَفْوُ يُفْسِدُ مِنَ اللَّئيمِ بِقَدْرِ إِصْلاحِهِ مِنَ الْكَريمِ:[2]
عفو و گذشت همان اندازه كه بزرگوار را اصلاح مى‏كند، فرومايه را تباه مى‏سازد.»
البته این بدان معنا نیست که باید در برابر انسان­های پست مانند خودشان برخورد نمود و دست به انتقام زد، بلکه عفو نکن.

انتقام، عملی بی­اثر
اگر شخصی که بدی کرده از انسانیت بهره­ای داشته باشد، سکوت در برابر او بیشتر جنبه تنبیه و تأدیب دارد و اثر شرمساری و خجالت او بیشتر از انتقام توست، و اگر از انسانیت بی­بهره باشد، تلافی تو نیز چندان اثری در وی ندارد، بلکه هرچه نسبت به او بگویی، تفاوتی در حال وی رخ نمی­دهد، و تو باز از مقابله و برابری با او ضایع می­گردی.
سگی پای صحرا نشینی گزید به خشمی که زهرش ز داندان چکید
شب از درد بیچاره خوابش نبرد به خیل اندرش دختری بود خرد
پدر را جفا کرد و تندی نمود که آخر تو را نیز دندان نبود؟
پس از گریه مرد پراکنده روز بخندید کای دختر دلفروز
محال است اگر تیغ بر سر خورم که دندان به پای سگ اندر برم[3]

آثار عفو
1. عفو و گذشت گاه دشمنان سر‌سخت را به دوستان صمیمی مبدل می‌سازد، به­خصوص زمانی که از طرف مقابل بدی نابجا سر زده باشد که در قرآن به آن اشاره رفته است:
«وَ لا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَ لاَ السَّيِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتي‏ هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذي بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُ عَداوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَميمٌ:
هرگز نيكى و بدى يكسان نيست؛ بدى را با نيكى دفع كن، ناگاه (خواهى ديد) همان كس كه ميان تو و او دشمنى است، گويى دوستى گرم و صميمى است![4]»
2. عفو و گذشت سبب عزت و آبرو می‌گردد، چراکه در نظر مردم نشانه بزرگواری و شخصیت و سعه­ی صدر است، در حالی­که انتقام‌جویی نشانه بر کوتاه فکری و عدم تسلط بر نفس می‌باشد، حضرت امیر در این­باره می­فرماید:
«اَلعَفوُ تاجُ المَكارِمِ: گذشت، اُوج بزرگواري­هاست.»[5]

سیره امام خمینی(ره)
امام بزرگوار به مجموعه ملّت به­عنوان امّت اسلامى عشق مى‏ورزيد و هرگز كينه آنان را به دل نمى‏گرفت و بجز مستكبران و مجرمان، همه را مورد عفو و اغماض قرار مى‏داد؛[6] در موارد متعددى، افرادى كه نسبت به امام توهين و بدگويى كرده و سپس پشيمان مى‏شدند و به وسيله نامه از امام درخواست عفو و بخشش مى‏كردند، حضرت امام بدون استثنا و در تمام موارد مى‏فرمود: ايشان را بخشيدم.[7]

[1] . نراقی، ملا احمد؛ معراج‎السعاده، قم، انتشارات قائم آل محمد، چاپ هفتم، ص195.
[2] . مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، تهران، الاسلامیة، ج77، ص419.
[3] . نراقی، ملا احمد؛ معراج‎السعاده، قم، انتشارات قائم آل محمد، چاپ هفتم، ص194.
[4] . سوره فصلت، 34.
[5] . آمدی، عبدالواحد؛ شرح غرر‎الحکم، تهران، دانشگاه تهران، ج1، ص140.
[6] . الهامی­نیا، علی­اصغر، سیره اخلاقی تربیتی امام خمینی(ره)، صص203-204.
[7] . مجله پاسدار اسلام، ش98، ص31.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

آدابی از عبودیت

آدابی از عبودیت

از آداب عبودیت این است که جز قدرت حق، قدرتی را نپذیرند و جز ثنای حق و آنکه از اولیاء حق است، ثنای کسی را نگویند.
فهم و دریافت زبان قرآن

فهم و دریافت زبان قرآن

من امیدوارم که ما این حجاب جحود را از قلب‌هایمان برداریم و از خدای تبارک و تعالی بخواهیم که ما را آشنا کند به لسان قزآن.
علت بعثت انبیاء

علت بعثت انبیاء

اگر برای هر علمی موضوعی است... علم همه انبیاء هم موضوعش انسان است ...
ترک علاقه به دنیا

ترک علاقه به دنیا

علائق را باید کم بکنید، علاقه‌ها باید کم بشود، طبیعتاً ماها از اینجا می‌رویم، علی ایّ حال چه علاقه قلبی به چیزی داشته باشیم یا نداشته باشیم فرقی به حال ما نمی‌کند.
دعا روح عبودیت

دعا روح عبودیت

اینهایی که از کتب ادعیه انتقاد می‌کنند برای این است که نمی‌دانند، جاهل‌انند، بیچاره‌اند که این کتب ادعیه چطور انسان را می‌سازد، این دعاهایی که از ائمه ما وارد شده است مثل کمیل، مناجات شعبانیه، دعای حضرت سیدالشهداء(ع) و دعای«سمات» اینها چه جور انسان را درست می‌کنند...

پر بازدیدترین ها

اهمیت اخلاق

اهمیت اخلاق

اقوام روزگار به اخلاق زنده‌اند قومى که گشت فاقد اخلاق مردنى است!
اخلاص ورزیدن

اخلاص ورزیدن

و ای مدعی زهد و اخلاص ! اگر تو مخلص هستی و برای خدا و دار کرامت او، زهد از مشتهیات دنیا می کنی ، چه شده است که از مدح و ثنای مردم که فلان اهل صلاح و سداد است
No image

برکت غذاى جابر

بدی ثناگویی

بدی ثناگویی

برای ماها که از قافله ابرار عقب هستیم یک نکته دلپذیر است و آن چیزی است که به نظر من شاید در ساختن انسان ، که در صدد خود ساختن است دخیل است باید توجه کنیم که منشاء خوش آمد ما از مدح و ثناها و بدآمدنمان از انتقادها و شایعه افکنی ها حب نفس است که بزرگترین دام ابلیس لعین است .
باطن اعمال

باطن اعمال

شما با دست خویش آتش روشن نکنید، آتش جهنم را شعله ور نسازید، جهنم با اعمال و کردار زشت انسان روشن می گردد. این اعمال بشر چموش ‍ است که آتش افروزی می کند.
Powered by TayaCMS