29 دی 1395, 7:31
امام محمدباقر(ع) در حديثي گهربار پيام مهمي را براي مردم اين زمان فرمودهاند و آن به اين شرح است: مطمئنا بدان! اگر من آن روزگاران را درك كنم، جانم را براي فداكاري در ركاب حضرت صاحب الامر(ع) تقديم ميدارم. حضرت امام محمد باقر (ع) ۱۹ سال و 10 ماه پس از شهادت پدر بزرگوارش حضرت امام زينالعابدين(ع) زندگي كرد و در تمام اين مدت به انجام دادن وظايف خطير امامت، نشر و تبليغ فرهنگ اسلامي، تعليم شاگردان، رهبري اصحاب و مردم، اجرا كردن سنتهاي جد بزرگوارش در ميان خلق، متوجه كردن دستگاه غاصب حكومت به خط صحيح رهبري و راه نمودن به مردم در جهت شناخت رهبر واقعي و امام معصوم، كه تنها خليفه راستين خدا و رسول (ص) در زمين است، پرداخت و لحظهاي از اين وظيفه غفلت نفرمود.
نام مبارك امام پنجم محمد بود. لقب آن حضرت باقر يا باقرالعلوم است، بدين جهت كه درياي دانش را شكافت و اسرار علوم را آشكارا ساخت. القاب ديگري مانند شاكر و صابر و هادي نيز براي آن حضرت ذكر كردهاند كه هريك بازگوينده صفتي از صفات آن امام بزرگوار بوده است. كنيه امام باقر (ع) ابوجعفر بود. مادرش فاطمه دختر امام حسن مجتبي (ع) است. بنابراين نسبت آن حضرت از طرف مادر به سبط اكبر حضرت امام حسن (ع) و از سوي پدر به امام حسين (ع) ميرسيد. پدرش حضرت سيدالساجدين، امام زين العابدين، علي بن الحسين (ع) است. تولد حضرت باقر (ع) در روز جمعه سوم ماه صفر سال ۵۷ هجري در مدينه اتفاق افتاد و در واقعه جانگداز كربلا همراه پدر و در كنار جدش حضرت سيدالشهداء كودكي بود كه به چهارمين بهار زندگيش نزديك ميشد. فرزندان آن حضرت را هفت نفر نوشتهاند: ابوعبدا... جعفر بن محمد الصادق (ع) و عبدا... كه مادرشانام فروه دختر قاسم بن محمد بن ابي بكر بود. ابراهيم و عبيدا... كه ازام حكيم بودند و هر دو در زمان حيات پدر بزرگوارشان وفات كردند. علي و زينب وام سلمه كه ازام ولد بودند.
دوران امامت امام محمد باقر (ع) از سال ۹۵ هجري كه سال درگذشت امام زين العابدين (ع) است آغاز شد و تا سال ۱۱۴ ه. يعني مدت ۱۹ سال و چند ماه ادامه داشته است. در دوره امامت امام محمد باقر (ع) و فرزندش امام جعفر صادق (ع) مسائلي مانند انقراض امويان و بر سر كار آمدن عباسيان و پيدا شدن مشاجرات سياسي و ظهور سرداران و مدعياني مانند ابوسلمه خلال و ابومسلم خراساني و ديگران مطرح است، ترجمه كتابهاي فلسفي و مجادلات كلامي در اين دوره پيش ميآيد، و عدهاي از مشايخ صوفيه و زاهدان و قلندران وابسته به دستگاه خلافت پيدا ميشوند. قاضيها و متكلماني به دلخواه مقامات رسمي و صاحب قدرتان پديد ميآيند و فقه و قضاء و عقايد و كلام و اخلاق را بر طبق مصالح مراكز قدرت خلافت شرح و تفسير مينمايد، و تعليمات قرآني بهويژه مساله امامت و ولايت را كه پس از واقعه عاشورا و حماسه كربلا، افكار بسياري از حق طلبان را به حقانيت آل علي (ع) متوجه كرده بود، و پرده از چهره زشت ستمكاران اموي و دين به دنيا فروشان برگرفته بود، به انحراف ميكشاندند و احاديث نبوي را در بوته فراموشي قرار ميدادند. برخي نيز احاديثي به نفع دستگاه حاكم جعل كرده يا مشغول جعل بودند يا آنها را به سود ستمكاران غاصب خلافت دگرگون مينمودند. اينها عواملي بود بسيار خطرناك كه بايد حافظان و نگهبانان دين در برابر آنها بايستند. بدين جهت امام محمد باقر (ع) و پس از وي امام جعفرصادق (ع) از موقعيت مساعد روزگار سياسي، براي نشر تعليمات اصيل اسلامي و معارف حقه بهره جستند، و دانشگاه تشيع و علوم اسلامي را پايهريزي نمودند، زيرا اين امامان بزرگوار و بعد شاگردانشان وارثان و نگهبانان حقيقي تعليمات پيامبر(ص) و قانون عدالت بودند و ميبايست به تربيت شاگرداني عالم و عامل و ياراني شايسته و فداكار دست يازند و فقه آل محمد (ص) را جمع و تدوين و تدريس كنند. به همين جهت محضر امام باقر(ع) مركز علما و دانشمندان و راويان حديث و خطيبان و شاعران بنام بود. در مكتب تربيتي امام باقر (ع) علم و فضيلت به مردم آموخته ميشد. امام محمد باقر (ع) متولي صدقات حضرت رسول (ص) و اميرالمومنين (ع) و پدر و جد خود بود و اين صدقات را بر بني هاشم و مساكين و نيازمندان تقسيم ميكرد و اداره آنها را از جهت مالي به عهده داشت.
امام باقر (ع) داراي خصال ستوده و مؤدب به آداب اسلامي بود. سيرت و صورتش ستوده بود. پيوسته لباس تميز و نو ميپوشيد. در كمال وقار و شكوه حركت ميفرمود. امام پنجم (ع) بسيار گشادهرو و با مؤمنان و دوستان خوش برخورد بود. با همه اصحاب مصافحه ميكرد و ديگران را نيز بدين كار تشويق ميفرمود. در ضمن سخنانش ميفرمود: مصافحه كردن كدورتهاي دروني را از بين ميبرد و گناهان دو طرف همچون برگ درختان در فصل خزان ميريزد. امام باقر (ع) در صدقات و بخشش و آداب اسلامي مانند دستگيري از نيازمندان و تشييع جنازه مومنين و عيادت از بيماران و رعايت ادب و آداب و سنن ديني، كمال مواظبت را داشت. ميخواست سنتهاي جدش رسولالله (ص) را عملا در بين مردم زنده كند و مكارم اخلاقي را به مردم تعليم نمايد. در روزهاي گرم براي رسيدگي به مزارع و نخلستانها بيرون ميرفت، و با كارگران و كشاورزان بيل ميزد و زمين را براي كشت آماده ميساخت. آنچه از محصول كشاورزي كه با عرق جبين و كد يمين به دست ميآورد در راه خدا انفاق ميفرمود. بامداد كه براي اداي نماز به مسجد جدش رسولالله (ص) ميرفت، پس از گزاردن فريضه، مردم گرداگردش جمع ميشدند و از انوار دانش و فضيلت او بهره مند ميگشتند. مدت 20 سال معاويه در شام و كارگزارانش در مرزهاي ديگر اسلامي در واژگون جلوه دادن حقايق اسلامي با زور و زر و تزوير و اجير كردن عالمان خود فروخته كوشش بسيار كردند. ناچار حضرت سجاد (ع) و فرزند ارجمندش امام محمد باقر (ع) پس از واقعه جانگداز كربلا و ستمهاي بيسابقه آل ابوسفيان، كه مردم به حقانيت اهل بيت عصمت (ع) توجه كردند، در اصلاح عقايد مردم به ويژه در مساله امامت و رهبري، كه تنها شايسته امام معصوم است، سعي بليغ كردند و معارف حقه اسلامي را در جهات مختلف به مردم تعليم دادند تا كار نشر فقه و احكام اسلام به جايي رسيد كه فرزند گرامي آن امام، حضرت امام جعفر صادق (ع) دانشگاهي با چهار هزار شاگرد پايهگذاري نمود و احاديث و تعليمات اسلامي را در اكناف و اطراف جهان آن روز اسلام انتشار داد. امام سجاد (ع) با زبان دعا و مناجات و يادآوري از مظالم اموي و امر به معروف و نهي از منكر و امام باقر(ع) با تشكيل حلقههاي درس، زمينه اين امر مهم را فراهم نمود و مسائل لازم ديني را براي مردم روشن فرمود. امام باقر(ع) منبع انوار حكمت و معدن احكام الهي بود. نام نامي آن حضرت با دهها و صدها حديث و روايت و كلمات قصار و اندرزهايي همراه است كه بهويژه در ۱۹ سال امامت براي ارشاد مستعدان و دانش اندوزان و شاگردان شايسته خود بيان فرموده است. بنا به رواياتي كه نقل شده است، در هيچ مكتب و محضري دانشمندان خاضعتر و خاشعتر از محضر محمد بن علي (ع) نبودهاند. به تدريج، به ويژه در زمان امام محمد باقر (ع) مردم كم كم لذت علوم اهل بيت و معارف اسلامي را درك ميكردند و مانند تشنه لبي كه سالها از لذات آب گوارا محروم مانده يا قدر آن را ندانسته باشد، زلال گواراي دانش امام باقر (ع) را دريافتند و تسليم مقام علمي امام (ع) شدند و به قول يكي از مورخان: مسلمانان در اين هنگام از ميدان جنگ و لشكر كشي متوجه فتح دروازههاي علم و فرهنگ شدند. آن امام همام سرانجام در هفتم ذيحجه سال ۱۱۴ هجري در سن ۵۷ سالگي در مدينه به وسيله هشام مسموم شد و چشم از جهان فروبست. پيكر مقدسش را در قبرستان بقيع كنار پدر بزرگوارش به خاك سپردند. در پايان به حديث ديگري از ايشان درباره آنچه موجب نجات است، اشاره ميكنيم: امام محمد باقر (ع) فرمود: از اسباب نجات، ترس از خدا در خفاء و آشكارا است، رعايت اقتصاد و صرفهجویي در تمام حالات بينيازي و نيازمندي، نيز رعايت انصاف و گفتن سخن حقّ و عدالت در همه حالتهاي خوشي و ناراحتي.
کتابخانه هادی
پژوهه تبلیغ
ارتباطات دینی
اطلاع رسانی
فرهیختگان