23 فروردین 1397, 14:39
در جهان آفرینش اساس رابطه خالق و مخلوق بر کار و فعالیت نهاده شده است. در میان طبیعت و انسان نیز همین رابطه وجود دارد. انسانها تلاش کرده اند که همواره از طبیعت برای رفع نیازهای خود کار بکشند و طبیعت نیز امکانات و منابع لازم برای کار را در اختیار انسان قرار داده است. در دنیای غرب، هر کس به لحاظ موقعیتهای خود از جامعه بهره میبرد، اشخاص به لحاظ موقعیت اجتماعی (مثلاً فرزند فلان شخص بودن یا با فلان شخص رابطه داشتن) یا به لحاظ موقعیت اقتصادی (مثل داشتن پول)، موقعیت سیاسی (مقام هایی مثل وزیری، امیری، وکیلی) و موقعیت فرهنگی خود (مثلاً عالم دانستن خود) از ثروت و منابع جهان توقع بیشتری داشته و آن را مطابق قدرت و سلطه خود بین همدیگر تقسیم میکنند. یعنی انسانها با توجه به موقعیت و پایگاه اجتماعی و اقتصادی خود از منابع و امکانات جامعه بهره میبرند. اما اسلام تمامی این روابط را ابطال مینماید و صراحتاً میفرماید: «لیس للانسان الاما سعی». یعنی هر کس با توجه به تلاش و سعی و کوششی که از خود نشان میدهد از ثروت و دارایی اجتماع بهره میبرد.
به عبارت دیگر برای دستیابی به ثروت و منابع طبیعی و حاصل کار، اسلام هیچ گونه رابطهای به جز کار نمیشناسد و تنها عاملی که میتواند افراد را به لحاظ اقتصادی از هم متمایز کند کار و کوشش است. بنابراین جامعه اسلامی چنان جامعهای است که در آن افراد فقط از جنبه کارکردشان نسبت به درآمدها حق پیدا میکنند. پس اگر کسی کاری نمیکند حقی هم پیدا نمیکند. در این نوع از جامعه مقامات اداری و افراد منتفذ جامعه نمیتوانند و حق ندارند ثروتهای مملکت را به نفع خودشان تقسیم کنند. حضرت علی(ع) که الگوی بارز عدالت در تاریخ جهان است با وجود مشکلات و آشوبهای فراوان جامعهای ایده آل را ایجاد کرده بود که در آن تمامی افراد با هم برابر بوده و هیچ گونه سمت و نفوذ درباری یا حکومتی باعث برخورداری بیشتر از درآمد بیت المال نمیشد. تقسیم عادلانه بیت المال و کار و کوشش فردی در جامعه باعث رفع هر گونه فقر و محرومیتها گشته بود.
خود حضرت علاوه بر عبادت خداوند، همواره مشغول کار و تلاش در نخلهای مدینه بودند. کار و کوشش رهبر و ولی مسلمین باعث گشته بود تا کل اجتماع به کارکردن و ارتزاق حلال تشویق شوند. و جامعهای ایجاد گشته بود که در آن فقر و گرسنگی به حداقل رسیده و مسلمانان خودکفا شده بودند. چرا که اسلام راضی نمی شود که مسلمان سربار دیگران باشد و به او اجازه نمی دهد که از کار دست بکشد و به دعا اکتفا کند. اسلام همواره تاکید داشته است که مسلمانان باید سرزمین خود را در برابر دیدگان دشمنان از هر لحاظ باید قدرتمند سازند. کشوری که از لحاظ اقتصادی و منابع مالی به هیچ سرزمینی وابسته نیست و خود توانایی تامین نیازها و احتیاجات را داراست و تمامی افراد به نوبه خود و متناسب با حرفه و تخصص خود مشغول سعی و کوشش هستند. در کار کردن باید مسئله تخصص و مهارت در نظر گرفته شود، یک جامعه ایده آل زمانی میسر میشود که هرکس متناسب با حرفه و علاقه خود فعالیت نماید تا این تناسب باعث کارایی و بهره وری بیشتر گردد.
اسلام بین کار و تلاش کردن مادی و عبادت و تهذیب نفس رابطه و توازن برقرار کرده است. یعنی کار و تلاش اقتصادی برای بهبود وضع زندگی نباید در حدی باشد که انسان را از امورات معنوی و انجام احکام الهی بازدارد. از طرف دیگر عبادت و پرستش در درگاه حق تعالی نباید انسان را از دیگر امورات زندگی و تلاش برای ارتزاق خانواده بازدارد و باعث فقر و نیازمندی فرد و خانوادهاش به دیگران باشد. در باب ایجاد توازن بین عبادت و کار در قرآن آیاتی آمده است. در یکی از این آیات اشاره شده است که زمانی که مسلمانان صدای اذان را میشنوند هر چه کار و معامله دارند ناتمام گذاشته و به سوی نماز و عبادت جمعی بپردازند. در جایی دیگر قرآن کریم در مورد کار میفرماید: «همین که نماز به پایان رسید در روی زمین پراکنده شوید و از کرم خداوند روزی بجویید و خدا را بسیار یاد کنید، شاید رستگار شوید». پس خداوند به این دو مسئله اهمیت متقابل و متوازن داده است و هر کدام در جای خود اهمیت دارد. امامان و پیشوایان دین(ع)، در سخن و در عمل ، به کار و اشتغال تاکید داشته و از بیکاری به شدت دوری کردهاند. در روایات آمده است کسی که به کار و تلاش مشغول است، از کسی که کار را رها کرده و به عبادت خدا مشغول است اجر و پاداشی فزونتر دارد و نیز در روایات است که دعای بیکار هر چند عابد باشد مستجاب نمیشود. بنابراین باید بین فعالیت مادی و فعالیت معنوی نوعی توازن و هماهنگی برقرار کرد تا این دو عامل تحت تاثیر همدیگر باشند چرا که کار کردن و درآوردن روزی حلال خود نوعی عبادت و فعالیت حسنه تلقی میشود. چرا که از دیدگاه دین مبین اسلام کسی که در راه خانواده اش کار و تلاش حلال نماید همانند فردی است که در راه خداوند جهاد میکند و همان گونه که در احادیث و روایات آمده است پاداش و اجر معنوی جهاد در راه خدا از بسیاری از عبادات برتر است. در حدیث آمده است که خداوند از بندهای که فقط دهانش را باز کند و بگوید خدایا مرا روزی بده، بدش میآید کار جوهره انسان است و کار و عمل نتیجه حیات آدمی و نشانه پرهیزکاری فرد است.
در بسیاری از آیات قرآن به اهمیت کار و کوشش در جامعه پرداخته شده است و خداوند بندهای را که با وجود موانع و مشکلات زیاد به کار و روزی حلال بپردازد و در این راه هر چند دستمزد کمتری به دست آورد دوست میدارد. در بسیاری از موارد چنین افرادی مورد تمسخر و ریشخند افراد ثروتمند که از راه نادرست و حرام ثروت و دارایی هنگفتی را کسب کرده اند قرار میگیرند و خداوند در یک آیه قرآنی خطاب به پیامبر آورده است که اگر کسانی باشند که آدمی را که از کار خودش ارتزاق میکند مسخره کنند، دست بیندازند و ریشخند کنند، اگر تو هفتاد بار برای آنها تقاضای عفو کنی بخشوده نخواهند شد. برای اینکه این عمل کفر به خداست. چنین افرادی در واقع مانع پیشرفت و رشد جامعه میشوند. علاوه بر اینکه خود عملی نادرست و مذموم انجام داده و حق و حقوق دیگر افراد جامعه را ضایع کردهاند، کسانی که صادقانه و خالصانه در راه خدا قدم بر میدارند را مورد استهزا و ریشخند قرار میدهند و به این ترتیب گناهی بزرگ و نابخشودنی را انجام میدهند. گناهی که برابر کفر و ارتداد است. پس باید آفات یک جامعه اسلامی مورد امر و نهی از منکر قرار گیرند تا مانع رشد اجتماع قرار نگیرند. انسانها باید به کار و کوشش حلال که نتیجه زحمات و تلاش شخصی است بپردازند.
در احادیث بر کسب روزی حلال و پاکیزه تاکید شده است . حضرت پیامبر اکرم(ص) میفرماید: خوشبخت کسی است که کسبش خوب و منزه از پلیدی باشد. به همین دلیل است که پیامبر(ص) دست کارگری را پینه بسته بود بوسیدند. انسان نباید در کار کردن به نحوی حریص و ولع باشد که کار و تلاش دیگران را به نفع خود ضایع سازد. هدف، اجتماعی سالم و عاری از هرگونه فقر و نداری است و باید در جهت ایجاد چنین اجتماعی همت ورزید. در واقع هدف از کار کردن افراد بی نیازی کل اجتماع است و به همین دلیل است که در این باب احکام و قوانین زیادی نظیر احکام خمس و زکات در اسلام وجود دارد.
یک انسان کامل و واقعی باید در نظر داشته باشد که نه تنها خود انسان، بلکه خود طبیعت و تمام آفرینش و جهان هستی در مالکیت خداست و خداوند مالک مطلق و واقعی این جهان است. خلق و آفرینش موجودات جهان باعث این نوع مالکیت خداوندگشته است و زمانی که انسان با کار و تلاش صحیح و شرعی چیزی را به دست میآورد در واقع مالک آن است. انسان نسبت به کار خود مالکیت دارد و این یکی از حقوق اولیه انسان است که حق کار و کوشش داشته باشد. البته باید در نظر داشت که مالکیت انسانها همواره نسبی است.
یکی از موارد اساسی در جهت موفقیت کار، که اسلام اهمیت زیادی برای آن قائل شده است، کار گروهی و تبادل افکار و نظریات افراد است. «و شاور هم فی الامر». یعنی در کارها شور و مشورت کنید و در صدر اسلام هم اساس بر شور و مشورت بود. اما شور معنی خاصی دارد یعنی افرادی که برای مشورت انتخاب میشوند، باید اطلاعات کامل داشته باشند و گرنه بی اطلاعی و عدم آگاهی آنان باعث تضییع کل عمل و تلاش افراد میگردد.
در جامعه امروزی نیز باید در تمامی امور و کارها از نظرات، اندیشهها و دیدگاههای افراد متخصص و با تجربه استفاده کرد. یک اجتماع زمانی به عرصه سعادت و پیشرفت قدم میگذارد که در آن تمامی اعمال و کارها در جای خود و با در نظر گیری اصول الهی انجام گیرد.
کتابخانه هادی
پژوهه تبلیغ
ارتباطات دینی
اطلاع رسانی
فرهیختگان