دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

عیب زدایی آری؛ عیب جویی نه‌

از جمله ویژگی‌های انسان مومن و متخلق به اخلاق حسنه، صفت عیب زدایی است.
No image
عیب زدایی آری؛ عیب جویی نه‌
نویسنده: علی مهدوی

«اللهم اجعل لی سعیی فیه مشکورا و ذنبی فیه مغفورا و عملی فیه مقبولاو عیبی فیه مستورا یا اسمع السامعین؛ خدایا کوششم را در این روز پاداش بده و گناهم را مورد بخشایش قرار بده و عمل مرا قبول کن و عیبم را بپوشان، ای شنواترین شنوایان»(دعای روز بیست و ششم ماه رمضان).‌
از جمله ویژگی‌های انسان مومن و متخلق به اخلاق حسنه، صفت عیب زدایی است. همه می‌دانند که عیب جویی از صفات زشت و ناپسند به شمار می‌رود ولی عیب زدایی از صفات بسیار خوب و پسندیده است، زیرا انسان در صورتی کامل می‌شود که عیوب خویش را برطرف سازد. شکی نیست که تمام افراد بشر جز معصومین(ع) از تقصیر یا قصور خالی نیستند. بنابراین تمام افراد باید درصدد عیب زدایی برآیند و این اقدام در صورتی امکان پذیر است که نخست انسان عیب‌های خود را بشناسد و به آن اعتراف داشته باشد زیرا تا انسان به عیوب و نواقص خویش آگاه و معترف نباشد، به چاره جویی بر نمی‌خیزد.

انسان می‌تواند از سه راه به عیوب خویش واقف شود:

1- مراقبه و محاسبه: یعنی اگر انسان مواظب اعمال و رفتار خویش باشد و خود را مورد محاسبه و حسابرسی قرار دهد بویژه اگر خویشتن را با معیارها و الگوهای مورد قبول صالحان و پارسایان مقایسه کند، چون خود را فاقد فضایل و کمالات آنها می‌بیند، به خوبی می‌تواند به عیوب خویش پی ببرد.

2- عبرت گرفتن از رفتار و کردار افراد بداخلاق و بدکردار که به قول سعدی، لقمان را گفتند: «ادب از که آموختی؟ گفت: از بی ادبان»

3- معاشرت با دوستان مخلص و صدیق که از نصیحت خیرخواهانه دریغ نداشته باشند و از روی خیرخواهی عیوب او را بدون تملق، تذکر دهند.

انسان عاقل همان طور که در مقاطع مختلف خود را به پزشک معالج عرضه می‌کند تا مبادا به بیماری پنهان و مزمنی دچار شود، در مسائل اخلاقی نیز باید به طبیب و معلم اخلاق مراجعه کند. آری دوستان واقعی و با ایمان می‌توانند در این مسیر بهترین راهنما برای او باشند و او را نسبت به بیماری یا بیماری‌های اخلاقی اش آگاه کنند تا هر چه زودتر درصدد معالجه برآید. امام کاظم (ع) می‌فرمایند: «سعی کنید اوقات شبانه روز خود را به چهار قسمت تقسیم کنید: یک قسمت برای عبادت و خلوت با خدا. یک قسمت برای تامین معاش و تحصیل هزینه زندگی، قسمتی برای رفت و آمد و معاشرت با برادران مورد اعتمادی که شما را به عیوبتان آگاه می‌سازند و قلبا نسبت به شما خلوص و صفا دارند و ساعتی را نیز برای تفریح و لذایذ مشروع خود اختصاص دهید و به وسیله این ساعت (ساعت استراحت) می‌توانید خود را برای ساعات دیگر آماده کنید».‌

پس کسی که می‌خواهد به خطاهای خود پی ببرد و از گفتار و کردار ناپسند خویش آگاه گردد باید از کسانی که نسبت به او صفا و صمیمیت دارند تقاضا کند تا نقاط ضعف وی را یادآوری کنند.

مقاله

نویسنده علی مهدوی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

ادات استفهام

ادات استفهام

"استفهام" مصدر باب "استفعال" از ماده‌ی "فهم" و در لغت به معنای پرسیدن به جهت شناختن و فهمیدن است.
No image

بَدَل

"بَدَل" بر وزن "فَعَل" اسم از ماده‌ی "بدل" و در لغت به معنای جانشین است. در اصطلاح نحو "بدل" تابعی است که حکم نسبت داده شده به متبوع در جمله، به آن (تابع)نسبت داده می‌شود و در واقع تابع (بدل)، مقصود حقیقی گوینده است
No image

ارتباط "تمییز" و "حال"

این نوشتار در دو بخش با ذکر تفاوت و شباهت میان "تمییز" و "حال"، به مقایسه آن دو می‌پردازد
No image

اشکال "بدل" و "مبدل منه"

این نوشتار به بررسی اشکال "بدل" و "مبدل‌منه" در کلام به اعتبار نوع آن دو از جهت مفرد یا جمله بودن، اسم یا فعل بودن می‌پردازد
No image

تأویل "موصول حرفی" و "صله" به "مصدر"

در این نوشتار ابتدا چگونگی و مراحل تأویل به مصدر در دو موصول حرفی "أن" و "أنَّ" و صله‌ی آن دو بیان شده و در سایر موصول‌های حرفی ("أن" مخففه، "لو"، "کَی" و "ما") همچون طریقه مذکور در "أن" و "أنَّ" عمل می‌شود و در پایان به نکاتی پیرامون تاویل به مصدر اشاره می‌شود.

پر بازدیدترین ها

No image

"لا"ی نفی جنس

No image

اشکال "بدل" و "مبدل منه"

این نوشتار به بررسی اشکال "بدل" و "مبدل‌منه" در کلام به اعتبار نوع آن دو از جهت مفرد یا جمله بودن، اسم یا فعل بودن می‌پردازد
No image

حروف شبیه به "لیس"

حروف شبیه به "لیس" حروفی هستند که در عمل (نَسْخ)[1] و معنا (نفی)، به فعل "لیس" شباهت دارند؛ به این بیان که در عمل همچون "لیس" بر جمله‌‌ی اسمیه وارد شده و مبتدا را به عنوان اسم خود، رفع و خبر را به عنوان خبر خود، نصب میدهند
No image

اسم "لا"ی نفی جنس

نوشتار پیش رو مباحث مرتبط با اسم "لا"ی نفی جنس را در قالب " اشکال‌ اسم "لا"ی نفی جنس و حکم اعرابی آن"، "حکم اسم بعد از "لا" در صورت تکرار آن" و "حکم تابع اسم لا"، مورد بررسی قرار می‌دهد.
No image

اصل در مفعول مطلق

اصل در استعمال مفعول مطلق این است که مصدری از لفظ عامل باشد که از آن به "مصدر متأصل در مصدریت"، "مصدر اصیل" و "مصدر اصلی" تعبیر شده است
Powered by TayaCMS