دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

زهد و اخلاص سیّد

No image
زهد و اخلاص سیّد

زهد و اخلاص سیّد

ایشان گذشته از مقام علمى و فقهى در زهد، تقوا، ایثار، گذشت، تواضع، علوّ طبع، حُسن اخلاق و هضم نفس، نادره ی دوران بود و تاکنون کم تر نظیرى براى او دیده و شنیده شده و از قوه ی حافظه و سداد او چیزهایى نقل شده که از خوارق عادت است. [86]

آیت الله شهید شیخ مرتضى مطهرى در بیان مقام زهد ، اخلاص در عمل، بى علاقگى ایشان به دنیا مى نویسد :

مى گویند : مرحوم آیت الله سیّد حسین کوه کمرى که شاگردان صاحب جواهر و شیخ انصارى و مجتهد مشهور بود و حوزه ی درسى معتبرى داشت . هر روز طبق معمول در ساعت معیّن به یکى از مساجد نجف مى آمد و تدریس مى کرد . چنان که مى دانیم حوزه ی تدریس خارج اصول ، زمینه ی ریاست و مرجعیّت است و مرجعیّت براى یک طلبه به معناى این است که یک مرتبه از صفر به بى نهایت برسد ... على هذا طلبه اى که احتمال مرجعیّت دارد ، مرحله ی حسّاسى را طىّ مى کند . مرحوم سیّد حسین کوه کمرى در چنین مرحله اى بود .

یک روز آن مرحوم از جایى ـ مثلا از دیدن کسى ـ برمى گشت و نیم ساعت بیش تر به وقت درس باقى نمانده بود ، فکر کرد در این وقت کم اگر بخواهد به خانه برود به کارى نمى رسد، بهتر است برود به محل موعود و به انتظار شاگردان بنشیند . رفت و دید هنوز کسى نیامده است، ولى در یک گوشه ی مسجد، شیخ ژولیده اى با چند شاگرد نشسته و تدریس مى کند . مرحوم سیّد حسین سخنان او را گوش کرد. با کمال تعجّب احساس کرد که این شیخ ژولیده بسیار محقّقانه بحث مى کند . روز دیگر راغب شد عمداً زودتر بیاید و به سخنان او گوش دهد آمد. و گوش کرد و به اعتقاد روز پیشین افزوده گشت . این عمل چند روز تکرار شد و براى سیّد حسین یقین حاصل شد که این شیخ از خودش فاضل تر است و او از درس این شیخ استفاده مى کند و اگر شاگردان خودش به جاى درس او به درس این شخص حاضر شوند ، بهره بیش ترى خواهند برد . این جا بود که خود را میان تسلیم و عناد و ایمان و کفر و میان آخرت و دنیا مخیّر دید .

روز دیگر که شاگردان آمدند و جمع شدند ، گفت : رفقا امروز مى خواهم مطلب تازه اى به شما بگویم . این شیخ که در آن کنار با چند شاگرد نشسته، براى تدریس از من شایسته تر است و خود من هم از او استفاده مى کنم . همه با هم مى رویم به درس او!

او از آن روز در حلقه ی شاگردان شیخ ژولیده که چشم هایش اندکى تراخم داشت و آثار فقر از او دیده مى شد، در آمد . این شیخ ژولیده پوش، همان است که بعدها به نام حاج شیخ مرتضى انصارى معروف شد که اهل دزفول است و استاد المتأخرین .

شیخ در آن وقت تازه از سفر چند ساله ی خود به مشهد و اصفهان و کاشان برگشته و از این سفر توشه ی فراوانى برگرفته بود ، مخصوصاً از محضر مرحوم حاج ملاّ احمد نراقى در کاشان . چنین حالتى در هرکس باشد ، مصداق «أسْلَمَ وَجْهَهُ لِلّه» است .

یادآورى مى شود که پس از شیخ انصارى ، شیعیان ترک زبان، مقلّد مرحوم کوه کمرى شدند . [87]

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

No image

سید حسین کوه کمری

جدیدترین ها در این موضوع

No image

آیت الله حاج میرزا محمد غروی تبریزی (آیت اخلاص)

او يكي از علماي واقعي و زاهد بود و تا آخر عمر، تدريس را ترك نكرد . در سرما و گرما و با كهولت سن، راه طولاني را پياده به مدرسه طالبيه مي آمد . چند بار شاگردانش عرض كردند: «حاج آقا چرا سوار تاكسي نمي شويد؟» فرمود: «من كه توان آمدن دارم، چرا مال امام را خرج كنم؟
No image

حضرت آیت الله حاج میرزا علی هسته ای اصفهانی

مرحوم هسته اي اصفهاني، موقعي كه آوازه و شهرت مرحوم آيت الله شهيد شيخ فضل الله نوري در ايران منتشر شده بود، وارد تهران شد و ابتدا به دروس برخي از اساتيد مشهور تهران رفت، ولي آنان را قابل استفاده براي خود نديد و دروس آنان را قابل مقايسه با اساتيد اصفهان ندانست.
No image

مرحوم حاج عباسعلی حسینی

در این بخش سیره ی تبلیغی مرحوم حاج عباسعلی حسینی بیان شده است.
No image

حاج شیخ حسن حجتی واعظ

رحوم حجتي واعظ، سخنوري بصير، شجاع، بليغ و فصيح بود . هنوز هم بعد از چهل سال از خاموش شدن اين خورشيد درخشان شمال، در افواه و السنه مردم سخن از ملاحت و شيريني سخنان وي مي رود .
No image

امام خمینی (ره) آینه مهر و قهر

امام در طول شبانه روز حتي يك دقيقه وقت تلف شده و بدون برنامه از قبل تعيين شده نداشتند . با توجه به شرايط سني و ميزان فعاليتي كه داشتند، باز هم ساعات خاصي را در سه نوبت - هر كدام، نيم تا يك ساعت - به اهل منزل اختصاص داده بودند كه هر كدام از ما كه مايل بوديم خدمت ايشان مي رسيديم و مسائل خودمان را مطرح مي كرديم.

پر بازدیدترین ها

No image

شيخ جعفر مجتهدي(ره)5

جناب آقای مصطفی حسنی نقل کردند:هنگامیکه آقای مجتهدی در منزل آقای حاج فتحعلی اقامت داشتند، جهت دیدار از ایشان با عده ای از دوستان به قزوین سفر کردیم و به عنوان هدیه قالیچه ای که بر روی آن نام مبارک «یا قائم آل محمد» نقش بسته بود را به همراه خود بردیم. هنگامی که خدمت آقا رسیده و قالیچه را تقدیم نمودیم ایشان با ادب و احترام خاصی قالیچه را بوسیده و حکایتی را در خصوص اسم اعظم پروردگار بیان فرمودند.
No image

شيخ جعفر مجتهدي(ره)10

زمانی که آقای مجتهدی در قم بسر می بردند، دهه اول ماه محرم در منزلشان مراسم سوگواری و عزاداری حضرت اباعبدالله الحسین (علیه السلام) برپا بود، یک روز عاشورا که در خدمتشان بودیم و بیرون اتاق در حیاط، مراسم عزاداری برقرار بود، یکمرتبه حالشان دگرگون شد و شروع به بیان صحنه ای از روز عاشورا نمودند و به طوری آن را مجسم کردند که هر روز عاشورا آن صحنه در نظرم آمده و هرگز آن را فراموش نمی کنم.
No image

شيخ جعفر مجتهدي(ره)8

جناب مجتهدی در مورد عظمت معنوی جناب حافظ برای استاد مجاهدی نقل کرده اند :روزی مأمور شدم تا به اصفهان رفته و به مدت یک هفته مرکب یکی از روضه خوان های اهل بیت را تر و خشک کنم! ایشان می فرمودند:بعد از اتمام ماموریت ، از خانه که بیرون آمدم، مأموریت دیگری به من محول شد که بایستی به شیراز می رفتم. وقتی به دروازه قرآن شیراز رسیدم، نوری مرا تا حافظیه همراهی کرد.
No image

شيخ جعفر مجتهدي(ره)1

جت الإسلام دکتر محمد هادی امینی، فرزند برومند مرحوم آیت الله علامه امینی صاحب کتاب نفیس «الغدیر» نقل کردند:در سال 1349 هـ ش پس از وفات مرحوم پدرم علامه امینی، به خاطر تألیف و نشر کتابی به نام «قهرمان فخر» که در آن مطالبی بر ضد حزب بعث درج شده بود؛ دولت عراق تصمیم به جلب و محاکمه من گرفت.لذا مجبور به ترک نجف اشرف و عازم ایران شدم و در تهران اقامت گزیدم.
No image

شيخ جعفر مجتهدي (ره) 9

روزی در فصل زمستان هنگام خروج از منزل از شدت سرما دو عبا بر دوش انداختم در بین راه به سیدی از دوستان برخورد نموده و پس از اینکه مقداری از مسیر را با ایشان طی کردم متوجه شدم که از سرما بخود می لرزد، فوراً یکی از آن دو عبا را که بر دوشم بود و تازه تهیه کرده بودم به ایشان دادم.
Powered by TayaCMS