دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تعلق قدرت خداوند به افعال قبیح

No image
تعلق قدرت خداوند به افعال قبیح

كلمات كليدي : قدرت خداوند، فعل قبيح

نویسنده : سيد ايوب هاشمي , حسن زيبايي

یکی از مسائل مربوط به قدرت مطلق الهی این است که آیا خداوند بر انجام کارهای قبیح و زشت قادر است یا نه؟ در پاسخ بع این سئوال باید گفت اگر چه همه دانشمندان اسلامی و همه مسلمانان در این که خداوند از ارتکاب هر گونه کار ناروا و زشت؛ مانند ظلم، دروغ، خلف وعد و ... پاک و منزه است،[1] اما در گذشته‌ای دور این پرسش میان دانشمندان اسلامی مطرح شد که علت انجام ندادن کارهای ناروا از سوی خدا چه چیزی می‌تواند باشد، آیا ممکن است علتش ناتوانی او بر این کارها باشد یا نه، با وجود توانایی، علت‌های دیگر وجود دارد؟

در کتاب‌های کلامی و ملل و نحل ناتوانی خداوند بر انجام دادن کارهای زشت به «نظام» یکی از دانشمندان معتزلی نسبت داده شده است.[2] وی چنین استدلال کرده که اگر خدا بر انجام افعال زشت قادر باشد،‌لازم می‌آید که او یا جاهل باشد یا نیازمند، لیکن خداوند عالم و غنی است و از هر گونه جهل و نیازمندی مبراست. بنابراین خداوند بر انجام فعل قبیح قادر نیست.[3]با این توضیح که فرض تعلق قدرت الهی به فعل قبیح بدین معنایت که صدور چنین فعلی از سوی خداوند ممکن است. حال چنین فرض می‌کنیم چنین فعلی از خدا صادر شود. در این صورت اگر به قبیح بودن آن عالم نباشد، جهل خدا لازم می‌آید و اگر عالم باشد می‌باید از سر نیازمندی آن را انجام داده باشد، چرا که حکمت خدا مقتضی ترک فعل قبیح است. بدین ترتیب لازمه فرض قادر بودن خدا بر انجام فعل قبیح آن است که یا خدا جاهل باشد و یا نیازمند و هر دو باطل‌اند.

در پاسخ گفته شده: اگر چه نادانی و نیازمندی از لوازم وقوع کار زشت است، اما صرف توانایی بر انجام هر کاری از جمله کار زشت دلیل بر انجام دادن آن نیست. به عبارت دیگر با نظر به حکمت الهی وقوع کار قبیح از سوی خداوند ممتنع و نشدنی است، اما این امتناع با قدرت او بر انجام چنین کاری منافاتی ندارد. بنلبراین خداوند در عین حالی که بر انجام این امور قادر است به دلیل حکمتش هیچ‌گاه آن را انجام نمی‌دهد و از این رو مستلزم جهل یا نیازمندی نیست.[4]

سایر متکلمان معتزلی و عموم متکلمان اسلامی بر توانایی خدا بر انجام کار زشت اتفاق نظر دارند. آنان می‌گویند هر چند خداوند با نظر به حکمت و دیگر اوصاف کمالی‌اش هیچ گاه مرتکب کارهای ناروا نمی‌شود، اما از آنجا که در وصف قدرت آمده که توانایی بر کاری مستلزم انجام آن کار نیست، بر این اساس خداوند در عین این که بر انجام این کاری توانا است به دلیل حکمت و علم و بی‌نیازی‌اش هیچ گاه آن را انجام نمی‌دهد. به بیان دیگر خداوند عادل است و عادل کار قبیح نمی‌کند نه این که نتواند بکند و بین کاری را انجام ندادن و ناتوانی بر انجام آن فرق بسیار است.[5]

گفتنی است که اگر چه اشاعره مانند شیعه و معتزله قائل‌اند که خداوند کار قبیح انجام نمی‌دهد اما از آنجا که آنها انسان‌ها و سایر مخلوقاتی را که کاری از آنها سر می‌زند، مجبور می‌دانند و خداوند را آفریننده همه کارها می‌دانند، لازمه این سخنشان این است که همه کارهای ناشایست و قبیح را نیز به خداوند نسبت دهند.[6]

مقاله

نویسنده سيد ايوب هاشمي , حسن زيبايي

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم ʁ)

اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم (1)

قرآن، يگانه معجزة ماندگار بشريت است كه بر زبان انسان عالم كون و مكان جاري گشت و قلبها را متحول و مجذوب خود ساخت و اعتراف دوست و دشمن را به اعجاز خود واداشت. پس از كلام وحي، تنها كلامي كه توانست مافوق كلام خلق و مادون كلام خالق قرار گيرد، كلام علي (ع) بود؛ كلامي كه اعجاب بزرگ ترين اديبان را برانگيخت و آنان را از همانند آوري عاجز و ناتوان ساخت، و اين به علّت اثرپذيري آن از وحي بود. هدف ما از اين بحث، آشنايي اجمالي با برخي از جنبه هاي اين اثرپذيري در كلام علي (ع) است و اينكه كلام او داراي چه خصوصياتي است كه ما آن را متاثّر از وحي مي دانيم.
اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

پيوند ناگسستني و همه سويه نهج البلاغه با قرآن کريم، از مسائل حائز اهميت است. يکي از مظاهر اين پيوند، اقتباس هاي قرآني نهج البلاغه است. اهميت بررسي اين اقتباس ها به چند امر باز می گردد: نخست، گونا‌گوني اقتباس هاي قرآني است. دوم، کارکردهاي متفاوت اين اقتباس ها.در اين نوشتار می ‌کوشيم با رويکردي تحليلي اين اقتباس ها را بررسي کنيم. گونه هاي اقتباس قرآني نهج البلاغه عبارت است از: اقتباس کامل، جزئي، متغير، اشاره اي و نهايتاً استنباطي.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
Powered by TayaCMS