دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ذکر خدا ؛ تمرین نفس

آنچه ذیلا بیان می‌شود گزیده‌ای از درسهای اخلاق استاد فرزانه و فقیه و فیلسوف گرانمایه، حضرت آیت الله مصباح یزدی است.
ذکر خدا ؛ تمرین نفس
ذکر خدا ؛ تمرین نفس
نویسنده: مصطفی یاسینی

آنچه ذیلا بیان می‌شود گزیده‌ای از درسهای اخلاق استاد فرزانه و فقیه و فیلسوف گرانمایه، حضرت آیت الله مصباح یزدی است. در قرآن کریم هدف از بعثت انبیا، به خصوص پیامبر اسلام (ص) تعلیم و تزکیه بیان شده است؛ از جمله: «و یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمه»(آل عمران: 164). تزکیه نفس یعنی مراقب آفت‌های نفس بودن. نفس به مانند نهالی است که باغبان آن را می‌کاهد. او وقتی نهالی را غرس کرد، شب و روز از آن مراقبت می‌کند. مواظب است کرمها، حشرات و سایر آفت‌ها این نهال را فاسد نکنند و از بین نبرند. نفس نیز همین گونه است. انسان باید از نفس خویش آفت زدایی کند. علمای اخلاق به این کار «تخلیه» می‌گویند؛ یعنی انسان باید خود را از آفات تخلیه کند و آنها را از صفحه ضمیر و نفس خود بیرون بریزد. در مرحله بعد و پس از تخلیه، انسان باید مراقب باشد آنچه را برای سلامت نفس و رشد آن مفید است جذب کند. در این مرحله است که باید نیرو و انرژی لازم را برای پرواز نفس تحصیل نماید.

آفت نفس «گناه» و مایه حیات و رشد و تغذیه آن «یاد خدا» و توجه به معنویات است. قرآن می‌فرماید خدا و پیامبر شما را به چیزی می‌خوانند که حیات شما در آن است: «استحبوا لله و للرسول اذا دعاکم لما یحییکم؛ اجابت کنید خدا و رسول را آن هنگام که شما را به چیزی می‌خوانند که شما را زنده می‌گرداند»(انفال: 24). انذار پیامبر برای کسی مفید است که قلب و دلش حیات داشته باشد؛ چرا که فرمود: «لینذر من کان حیاً؛ تا بیم دهد آن که را زنده است»(یس: 70). و در آیه دیگر فرمود: «انما تنذر من اتبع الذکر و خشی الرحمن بالغیب؛ تو فقط کسی را بیم می‌دهی که در نهان از خدا خوف دارد»(یس: 11). این آیه در واقع تفسیر حیاً در آیه قبل است. در آن آیه فرمود انذار برای کسی است که زنده باشد، نه زنده جسم که زنده روح و جان. در این آیه انذار را مختص کسانی می‌داند که خشیت الهی در دل و جان دارند؛ یعنی آنچه جان و دل را حیات می‌بخشد، خشیت الهی و یاد خدا در نهان و آشکار است. دل بی خشیت دل مرده است و حیات ندارد و داروی انذار پیامبر در آن اثری نمی کند. تزکیه نفس که موجب حیات نفس و صفای باطن می‌گردد به اندازه‌ای اهمیت دارد که خداوند قبل از بیان آن، یازده قسم یاد می‌کند. در هیچ کجای قرآن نداریم که برای بیان مطلبی یازده قسم خورده باشد. تنها در همین یک مورد است که یازده قسم می‌خورد؛ و این نشان از اهمیت بالای این مسئله دارد(شمس: 1-9). قرآن می‌فرماید: «ای انسان؛ اگر طالب رستگاری و نجاتی، بدان که راه آن تزکیه نفس است». تزکیه نفس به چه حاصل می‌شود؟ به اینکه آفت‌ها را از آن جدا کنی، وسایل تغذیه اش را فراهم سازی و با تمرین و تکرار، آن را قوی و توانا نمایی. تمرین نفس چیست؟ ذکر خدا، که فرمود: «اذکروا الله ذکرا کثیرا و سبحوه بکره و عشیاً؛ خدا را یاد کنید یادی بسیار؛ و صبح و شام او را به پاکی بستایید»(احزاب: 42-41)
این قاعده‌ای کلی است که هر کس در هر کار و زمینه‌ای بخواهد به جایی برسد و مهارت و مقامی کسب کند باید تمرین و تکرار داشته باشد. اگر کسی بخواهد در یک رشته ورزشی قهرمان شود، باید به تمرینهای سخت و فشرده بپردازد. هر قدر آرزوی مقامی بالاتر را داشته باشد به همان میزان باید بر تلاش و تمرین خود بیفزاید. تزکیه نفس و نیل به کمالات انسانی نیز از این قاعده مستثنی نیست. هر چه کسی نفسی پاک تر، روحی باطراوت تر و قلبی مصفاتر خواسته باشد، باید بیشتر ذکر و یاد خدا را در دلش زنده نگاه دارد و سر تسلیم و بندگی بر درگاه ذات اقدس احدیت بساید. تمرین هم باید تمرین قلب و دل باشد نه عبادت خشک و بی روح ظاهری. الله اکبری که فقط سخنی است بر لب، و قلب در آن حال در جای دیگر سیر می‌کند چندان و شاید هم هیچ اثری ندارد. خم و راست شدنی که هیچ نشانی از حضور قلب در آن نیست چه اثری در تزکیه نفس و قلب می‌تواند داشته باشد؟!بنابراین جان آدمی به تزکیه زنده می‌گردد و تزکیه نیز با یاد خدا و دوری از گناه حاصل می‌شود و آن نیز نیاز به تمرین و تکرار دارد؛ و مسیر خاص تزکیه نفس و تکامل روح انسانی را خدای متعال به فضل خودش از طریق انبیا در اختیار ما قرار داده است.

مقاله

نویسنده مصطفی یاسینی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم ʃ)

اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم (3)

ايجاز "حذف" آن است كه كلماتي را در كلام به واسطة وجود قرينه حذف كنند؛ مثل: «جاهدوا في الله حقّ جهاده» (حج: 78)؛ يعني في سبيل الله. آنچه مطلوب نظر بلغا و ادباست، ايجاز قصر است كه به واسطة رعايت آن، مراتب بلاغت تفاوت مي كند، و هر كس بيشتر اين نوع ايجاز را رعايت كند، بليغ تر و عظمت كلام او بيشتر خواهد بود. در آيات قرآن، ايجاز قصر بسيار است؛ از جمله: «الا له الخلق و الامر» (اعراف: 54) - «و اعّدو لهم ما استطعتم من قوّه» (انفال: 60).
اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم ʂ)

اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم (2)

عرب پيش از نزول قرآن گاهي در شعر خود از اين تنوّع صورت بهره مي برد؛ امّا اغلب به دليل اسراف و تكرار، اين تنوّع آنان به ملال مي انجاميد. در نثر، چه مرسل و چه مسجّع، نيز چنين سلامت و رواني و حلاوتي كه در قرآن مشهود است، سابقه نداشت و در بهترين نثرهاي عرب عيبهايي يافت مي شد كه از سلامت و رواني تركيب آن مي كاست و امكان نداشت مثل قرآن قابل ترتيل باشند. اگر هم براي ترتيل آن پافشاري مي شد، بوي تكلّف از آن به مشام مي رسيد و از شأن كلام مي كاست.
برخی مستندات قرآنی نهج ‏البلاغه

برخی مستندات قرآنی نهج ‏البلاغه

وهمانا امامان تدبيركنندگان امر خداوند برمردمان وكارگزاران بربندگان اويند. كسي به بهشت نرود جز اينكه او را شناخته باشند و او نيز آنان را بشناسد و به آتش درنيايد جز آنكس كه منكر آنان بوده و ايشان نيز او را نپذيرفته و محرم ندانند.
Powered by TayaCMS