دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

موعد اعتراض شخص ثالث

No image
موعد اعتراض شخص ثالث

موعد و مهلت، اعتراض شخص ثالث، قانون آيين دادرسي مدني، حكم معترض عليه، حكم يا قرار

نویسنده : محمد مهدی حکیمی

اعتراض شخص ثالث یکی از طرق فوق العاده شکایت از آراء شمرده می‌شود. هرگاه حکم یا قراری صادر از دادگاه موجب ضرر و زیان شخص ثالثی شود؛ حق اعتراض به این رای برای شخص ثالث محفوظ است. مشروط به این که، شخص ثالث یا نماینده او در مرحله دادرسی به عنوان اصحاب دعوا دخالت داشته نداشته باشند. [1] که در چنین حالتی شخص ثالث حق دارد که نسبت به آن حکم یا قرار اعتراض کند. [2] (ماده 417 قانون آیین دادرسی مدنی)

در حقوق ایران برای طرح اعتراض شخص ثالث مهلتی تعیین نشده است، زیرا اگر برای آن مدت معین می‌شد باید مبدأ آن بوسیله ابلاغ تعیین می‌گردید و علی القاعده از تاریخ ابلاغ حکم یا قرار به آن مهلتی مثلاً 20بیست روزه مقرر می‌گردید، در حالی که آرای دادگاه‌ها به اشخاص ثالث ابلاغ نمی‌گردد و لذا فرض موعد و مهلت برای اشخاص ثالث متصور نیست.

البته در ماده 537 قانون تجارت قانونگذار مواعدی را تعیین کرده است. در این ماده مقرر شده است که:

«اعتراض باید از طرف تاجر ورشکسته در ظرف ده روز و از طرف اشخاص ذی نفع که در ایران مقیم‌اند در ظرف یک ماه و از طرف آن‌هایی که در خارج اقامت دارند در ظرف دو ماه به عمل آید، ابتدای مدت‌های مزبور از تاریخی است که احکام مذکوره اعلان می‌شود. »

شاید بتوان گفت که چون قانون‌گذار در مورد حکم ورشکستگی حق اعتراض شخص ثالث را بعد از اعلان حکم محفوظ می‌دانسته است و از طرفی محدود نبودن مدت اعتراض اشخاص ثالث، حقوق طلبکاران را همیشه متزلزل نگه می‌دارد، قانونگذار در قانون تجارت برای اعتراض ثالث مهلت و مواعدی را تعیین نموده است. [3] و ابتدای مواعد هم از تاریخ اعلان حکم ورشکستگی در روزنامه‌ها می‌باشد.

بنابراین آرای محاکم بدون محدودیت زمانی، قابل اعتراض شخص ثالث می‌باشند. [4]

به موجب ماده 422 آ. د. م جدید که تکرار ماده 587 [5] قانون سابق است:

«اعتراض شخص ثالث قبل از اجرای حکم مورد اعتراض قابل طرح است و بعد از اجرای آن در صورتی می‌توان اعتراض نمود که ثابت شود، حقوقی که اساس و مأخذ اعتراض است به جهتی از جهات قانونی ساقط نشده باشد. »

البته بعضی از نویسندگان اعتقاد دارند که اگرچه ظاهر این ماده مطابق ماده 587 است، اما با دقت در این دو ماده در می‌یابیم که تغییرات اساسی در قانون جدید صورت گرفته است. [6] ماده 587 اصل را بر عدم سقوط حقوقی دانسته که اساس و مأخذ اعتراض است اما ماده 422 اصل را بر ساقط شدن آن حقوق فرض کرده است و باید خلاف آن را اثبات نمود و در این موارد اثبات بر عهده ذی نفع یعنی معترض ثالث است و او باید بعد از اجرای حکم طرح دعوا نموده و عدم ساقط شدن حقوقی که مأخذ اعتراض است را ثابت نماید. [7]

در نتیجه در مورد موعد اعتراض ثالث باید گفت که مطابق قانون آیین دادرسی مدنی اعتراض تا روز اجرای حکم معترض علیه مطلقاً جایز است و بعد از حکم معترض علیه هم اعتراض ثالث منع نشده است، مگر اینکه ثابت شود، حقوقی که اساس و مأخذ اعتراض است به جهتی از جهات قانونی ساقط شده است. [8] این جهات قانونی می‌تواند یکی از اسباب تعهدات یعنی وفای به عهد، اقاله، ابراء، تبدیل تعهد، تهاتر، ویا مالکیت مافی الذمه باشد، که در این موارد موضوعی برای اعتراض شخص ثالث باقی نمی‌ماند تا بتواند به خاطر آن اعتراض نماید. پس می‌توان نتیجه گرفت که مدت اعتراض شخص ثالث محدود نیست و مادامی که حق ساقط نشده است، ‌اعتراض امکان دارد.

دلیل عدم محدودیت اعتراض ثالث

دلایلی را هم که باعث شده تا قانونگذار ما اعتراض شخص ثالث را محدود به مدت ثابت و مشخصی نکند، می‌توان در در دو مورد ذیل خلاصه نمود:

‌أ. اگر قانون مهلت معین می‌کرد باید مبدأ آن را به وسیله ابلاغ حکم تعیین می‌کرد، در حالی که اشخاص ثالث که مدعی حق اعتراض هستند، معلوم نیستند تا بتوان به آنها ابلاغ نمود.

‌ب.معلوم نیست که متضرر از رأی صادره چه زمانی از صدور رأی مطلع می‌شود تا آن زمان مبدأ شروع اعتراض در یک زمان معین به حساب بیاید. دلیل آن هم این است که یکی از شرایط اصلی اعتراض شخص ثالث عدم دخالت او در دادرسی منجر به صدور رأی می‌باشد. [9]

مقاله

نویسنده محمد مهدی حکیمی
جایگاه در درختواره حقوق خصوصی - آیین دادرسی مدنی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

مشتركات قرآن و نهج البلاغهʁ)

مشتركات قرآن و نهج البلاغه(1)

«فترت»در لغت به معني انقطاع و سستي در كار است و در آية شريفه به اتّفاق جميع مفسّرين مراد انقطاع وحي و فاصله يي است كه بين آمدن پيغمبران حاصل مي شود و در اينجا مقصود فاصله يي است كه بين حضرت عيسي و پيغمبر خاتم (صلّي الله عليه و آله) رخ داد كه حدود 600 سال بوده است و ذكر اين مطلب در آيه براي امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگويند چرا بعد از اين مدت طولاني براي ما راهنما و پيغمبري نفرستادي. چنانكه اين معني از ذيل آيه شريفه و خطبة مباركه نيز ظاهر مي گردد.
قرآن درآيينه نهج البلاغه

قرآن درآيينه نهج البلاغه

حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه، بيش از بيست خطبه را به معرفى قرآن و جايگاه آن اختصاص داده است و گاه بيش از نصف خطبه به تبيين جايگاه قرآن و نقش آن در زندگى مسلمانان و وظيفه آنان در مقابل اين كتاب آسمانى اختصاص يافته كه پرداختن به همه آن ها مجالى ديگر مى طلبد.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

جامعیت و جاودانگى قرآن كریم در نهج البلاغه

بسیارى از مخالفان قرآن كوشیده اند چنین شبهه افكنى كنند كه این كتاب آسمانى با دنیاى امروز كه عصر پیشرفت علوم و تكنولوژى است، متناسب نیست ؛ بلكه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت صلى الله علیه وآله است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اكنون همانند كتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

پر بازدیدترین ها

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

قرآن از نگاه امام علي علیه السلام

آنچه كه علي (ع) در توصيف جايگاه قرآن بيان داشته اند و تبيين و تفسيري كه از ابعاد كتاب آسماني به دست دادهاند؛ فراتر از آن است كه در اين سطور بگنجد. «تنها در نهج البلاغه آن حضرت (ع) 96 بار كلمة قرآن، كتاب الله، كتاب ربكم و امثال آن تكرار شده است»
اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

اهمیت تاریخ از دیدگاه قرآن و نهج‏ البلاغه

قرآن پيروان خود را به مطالعه تاريخ گذشتگان فرامى‏ خواند و با تكرار و تأكيد زياد به پيروانش دستورمى ‏دهد به سير و سفر بپردازند و از نزديك نشانه ‏هاى تاريخى را مشاهده نمايند تا انديشه آنها بارور شود و سطح فكر و فرهنگشان ارتقا يابد.
اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم ʁ)

اثرپذيري نهج البلاغه از قرآن كريم (1)

قرآن، يگانه معجزة ماندگار بشريت است كه بر زبان انسان عالم كون و مكان جاري گشت و قلبها را متحول و مجذوب خود ساخت و اعتراف دوست و دشمن را به اعجاز خود واداشت. پس از كلام وحي، تنها كلامي كه توانست مافوق كلام خلق و مادون كلام خالق قرار گيرد، كلام علي (ع) بود؛ كلامي كه اعجاب بزرگ ترين اديبان را برانگيخت و آنان را از همانند آوري عاجز و ناتوان ساخت، و اين به علّت اثرپذيري آن از وحي بود. هدف ما از اين بحث، آشنايي اجمالي با برخي از جنبه هاي اين اثرپذيري در كلام علي (ع) است و اينكه كلام او داراي چه خصوصياتي است كه ما آن را متاثّر از وحي مي دانيم.
اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

اقتباس های قرآنی در نهج البلاغه

پيوند ناگسستني و همه سويه نهج البلاغه با قرآن کريم، از مسائل حائز اهميت است. يکي از مظاهر اين پيوند، اقتباس هاي قرآني نهج البلاغه است. اهميت بررسي اين اقتباس ها به چند امر باز می گردد: نخست، گونا‌گوني اقتباس هاي قرآني است. دوم، کارکردهاي متفاوت اين اقتباس ها.در اين نوشتار می ‌کوشيم با رويکردي تحليلي اين اقتباس ها را بررسي کنيم. گونه هاي اقتباس قرآني نهج البلاغه عبارت است از: اقتباس کامل، جزئي، متغير، اشاره اي و نهايتاً استنباطي.
قرآن در نهج البلاغه

قرآن در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علی علیه السلام در خطبه ای از نهج البلاغه در توصیف این کتاب آسمانی چنین می فرماید: «قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد.
Powered by TayaCMS