دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فرایند واقعیت درمانی

No image
فرایند واقعیت درمانی

كلمات كليدي : واقعيت درماني، اصل تعهد، عوارض تنبيه، علوم تربيتي، مشاوره و راهنمايي

نویسنده : معصومه ابوالفتحي

در سال 1961، گلاسر اصول اولیه واقعیت‌درمانی را تدوین و در اولین کتاب خود آن را منتشر کرد. بعدها مفاهیم این کتاب بسط و توسعه یافته و در کتاب "واقعیت‌درمانی" منتشر گردید. در سال 1965، کمی بعد از انتشار این کتاب، گلاسر موسسه "واقعیت‌درمانی" را تاسیس نمود تا در آن موسسه درمانگران را تربیت کند. به‌تدریج مردم با کارهایش آشنا شدند و مدارس از او برای مشورت دعوت کردند. او توانست روش خود را در مکان‌های آموزشی نیز به‌کار گیرد و براساس همین تجربیات بود که کتاب "مدارس بدون شکست" را منتشر ساخت و "مراکز آموزش پرورشکار" را تاسیس نمود. در این مرکز معلمان شیوه واقعیت‌درمانی را آموزش می‌دیدند.[1]

فرایند درمان

هدف واقعیت‌درمانی، پرورش حس قبول مسئولیت در فرد و ایجاد هویت موفق است. بنابراین، درمانگر باید در اولین مرحله رفتاری را که درصدد اصلاح آن خواهد بود، شناسایی کند و تمام توجهات خود و مراجع را بدان معطوف دارد. در واقعیت‌درمانی، از نظریه‌های یادگیری به میزان وسیعی استفاده می‌شود. یادگیری در تمام فعالیت‌های زندگی رخ می‌دهد و روی همین اصل، یادگیری یکی از اجزای جداناپذیر جریان درمان محسوب می‌شود. انسان، چیزی جز ثمره یادگیری‌هایش نیست و هویت، همانا ترکیبی است از رفتارهای یادگرفته‌شده و یادگرفته‌نشده.[2] در فرایند درمان، درمانگر اصولی را به‌کار می‌گیرد تا به هدف درمان برسد.[3] این اصول عبارتند از:

اصل اول: ارتباط و درگیری عاطفی

برای موثر بودن واقعیت‌درمانی، مشاور باید با مراجعان به لحاظ عاطفی درگیر شود. او باید ارتباط خود را بر اساس همدلی، علاقه و توجه به مراجع برقرار نماید. درگیری، در چارچوب مدرسه به معنای این است که این مدرسه جایی است که کودک می‌خواهد در آنجا باشد. مهم‌ترین مهارت برای به‌کارگیری شیوه واقعیت‌درمانی، توانایی خود درمانگر برای درگیری عاطفی است.[4]

کیفیت این نوع درگیری باید چنان باشد که طی آن مددجو به روشنی به این نتیجه برسد که درمانگر ارزش شخصی، کفایت و توانایی وی را برای موفق شدن و درگیر شدن در رفتارهای مسئولانه، باور دارد. درمانگر با ایجاد این نوع درگیری شخصی، حالت نوعی نشان پایه(در مهندسی و ساختمان) را برای مددجو پیدا می‌کند و مددجو نیز با کمک چنین نشان پایه‌ای، به آزمایش هویت خود می‌پردازد. در این مورد، منظور ما از درگیری آن نیست که درمانگر مددجو را مسئول بداند یا آنکه مددجو به درمانگر متکی یا وابسته شود. لازمه درگیری آن است که مددجو و درمانگر به شیوه‌ای که با آزادی، مسئولیت و خودمختاری توام است، با یکدیگر کار کنند. در واقع می‌توان گفت که درمانگر معتقد به واقعیت‌درمانی از درگیری شخصی به عنوان جاده‌ای برای به‌کارگیری اصول دیگر و تسهیل درگیری بیشتر، انگیزش، هویت موفق، رفتار مسئولانه و تشویق مددجو برای در پیش‌گرفتن نوعی زندگی مثبت و سازنده، استفاده می‌کند.[5]

اصل دوم: توجه و تاکید بر رفتار کنونی، نه بر احساسات

هیچکس نمی‌تواند بدون آگاهی از رفتار جاری و متداول خود، هویت موفق را به دست آورد. مشاور به مراجعان کمک می‌کند تا هوشیارانه از رفتار خود در زمان حال آگاهی یابند. تاکید بر این است که بپرسند "تو چکار می‌کنی؟" نه اینکه "تو قبلا چکار می‌کردی؟".[6]

مردم اغلب با تاکید گذاشتن بر چگونگی احساسات خود و عدم توجه به رفتار کنونی خویش از روبرو شدن با رفتار فعلی خود اجتناب می‌کنند. واقعیت‌درمانی اهمیت عواطف را انکار نمی‌کند، ولی درمانگر موفق این مطلب را در نظر دارد که تا بر رفتار کنونی مراجع تاکید نکند، نمی‌تواند مراجع را یاری دهد. همچنین، اعتقاد بر آن است که انسان فقط به میزان بسیار محدودی بر افکار و احساساتش کنترل دارد، در حالی که به طریق ساده‌تری می‌تواند رفتارش را کنترل کند؛ از اینرو، درمانگر باید بر رفتار مراجع تاکید کند.[7]

اصل سوم: تاکید بر زمان حال

ارضای نیازها به زندگی کنونی فرد مربوط است و به گذشته حزن‌آور او ارتباطی ندارد؛ لذا باید از گذشته چشم پوشید و به تغییر رفتار و آموزش فرد در زمان حال اقدام کرد. گذشته، ثابت است و قابل تغییر نیست و آن چیزی که تغییرپذیر است، زمان حال و آینده است.[8]

از جمله اقدامات کلیدی که مددجو می‌تواند برای کسب هویت موفق انجام دهد آن است که نسبت به رفتار غیرمسئولانه خود آگاه شود و بیاموزد که چگونه به شیوه‌ای مسئولانه رفتار کند. وقتی مددجو با توسل به متمرکز ساختن توجه خود نسبت به احساسات منفی و بدبختی‌های گذشته، رفتار غیرمسئولانه کنونی خود را فراموش می‌کند؛ در این صورت، هویت شکست او ادامه می‌یابد. فکرکردن و صحبت‌کردن درباره گذشته مددجو، تنها هنگامی سودمند است که در رابطه مستقیم با بهبود رفتار کنونی یا رفتار آتی او باشد. گاه ممکن است درمانگر با طرح یک سوال باز، مددجو را یاری دهد تا فعالیت معنی‌دار گذشته را به فهرستی از گزینه‌های احتمالی موجود برای عمل در زمان حال، وصل کند. این نوع ربط مفید را می‌توان با طرح سوال‌هایی نظیر: کارهایی را که در گذشته و در موقعیت‌هایی مانند این انجام می‌دادی و انجام آن کارها باعث می‌شد در مورد خودت احساس خوبی داشته باشی، کدام‌اند؟، انجام داد.[9]

اصل چهارم: قضاوت ارزشی

مراجعان به رفتار خود توجه می‌کنند و در پرتو اهداف و ضرورت‌های دنیای واقعی، آن را مورد قضاوت ارزشی قرار می‌دهند. مشاور از آنها می‌خواهد که رفتار خود را بر اساس اینکه آیا آن رفتار برای آنها و افراد مهم زندگیشان خوب است یا بد، مورد قضاوت قرار دهند. همچنین مراجعان در این مورد نیز قضاوت می‌کنند که آیا رفتار آنها از نظر اجتماعی مورد قبول است یا خیر.[10]

مددجویانی که عادت کرده‌اند رفتارهایشان مبتنی بر خودمغلوب‌سازی باشد، همیشه به تشخیص درست در این زمینه نمی‌رسند که چه کاری را باید انجام دهند. برای مثال، استادی که هر چند لازم است در بیمارستان بستری شود و تحت درمان قرار گیرد؛ با این حال، به تدریس در کلاس‌های درسی خود ادامه می‌دهد. ممکن است چنین فردی در پاسخ به این سوال که چرا برای درمان به بیمارستان نمی‌روی؟ این عذر و بهانه را بیاورد که دانشجویان کلاس به من احتیاج دارند. در این موقع ممکن است برای مددجو مشکل باشد که به قضاوت ارزشی بپردازد و مثلا بگوید: کاری را که انجام می‌دهم واقعا نه برای سلامتی من و نه برای دانشجویانم خوب است. ارائه این‌گونه قضاوت‌های ارزشی در چنین شرایطی دارای اهمیت بسیار می‌باشد. در این موقع، درمانگر نباید این جمله را بیان کند که: ببین، آنچه را شما انجام می‌دهی باعث مرگ خودت و آزار و اذیت دانشجویانی می‌شود که فکر می‌کنی به تو احتیاج دارند! اگر مددجو در ارزیابی عینی رفتار خود مشکل دارد، در آن صورت، درمانگر می‌تواند با ارائه رفتاری که مبتنی بر اصالت، مراقبت و در عین حال مواجهه‌ای است، مداخله کند.[11]

اصل پنجم: طرح‌ریزی

زمانی که مراجعان در مورد رفتارشان قضاوت ارزشی نمودند، مشاور به آنها کمک می‌کند تا یک طرح یا نقشه برای اجرای آن قضاوت تدوین نمایند. بخشی از کار مشاور این است که مطمئن شود طرح یا نقشه خارج از توانایی و بدون ارتباط با انگیزش‌های مراجع برای اجرای آن نباشد. چنانچه طرح داده شده موثر نبود، باید کنار گذاشته شود و طرح دیگری جایگزین آن گردد.[12]

چنانچه درمانگر از نظر اطلاعات و تخصص طرح‌ریزی در زمینه‌ای خاص ضعیف باشد، باید درمانجو را به افراد شایسته‌تری ارجاع دهد. در طرح‌ریزی هرگز نباید طرحی ریخته شود که امکان شکست آن زیاد باشد. زیرا اگر طرح به شکست منجر شود، موجب تقویت شکست‌های پیشین و هویت ناموفق می‌شود. او باید بداند که یک فرد ناموفق نیاز مبرمی به موفقیت دارد و برای رسیدن به این موفقیت لازم است گام‌های کوچکی بردارد که از نظر شخصی موفقیت‌آمیز باشند.[13]

ماندن و محدود شدن در قالب یک طرح، شبیه محدود شدن به درگیری و مشغولیت با خویش است. در عین حال، پافشاری بر طرح تا حد معقولی لازم است. اگر مختصر فشاری از طرحی به طرحی دیگر بپردازیم، عیب بزرگی خواهد بود و موفقیتی به دنبال نخواهد آورد.[14]

اصل ششم: تعهد نسبت به طرح تهیه‌شده

داشتن یک طرح خوب به معنی این است که مراجع مطمئنا آن را خوب انجام می‌دهد. بنابراین واقعیت‌درمانگر می‌بایست از او تعهد بگیرد. اصولا این تعهد به خود درمانگر داده می‌شود، اما سرانجام بعد از اینکه مراجعان حس خودارزشمندی را کسب نمودند، آن‌وقت می‌توانند این تعهد را به خودشان بدهند.[15]

تعهد دادن باعث می‌شود مددجو نسبت به آغاز کردن مراحل علمی برنامه، تشویق شود. وقتی مددجو تعهد می‌سپارد که برای دستیابی به هدف‌های مورد توافق اقدامی را انجام دهد، همین تعهدسپاری باعث می‌شود رفتارش را نیز در این جهات تقویت کند و برای فکرکردن و انجام دادن اعمالی که معمولا رکود زندگی عادی بازدارنده آن است، ترغیب شود. از نتایج دیگر متعهد شدن مددجو آن است که باعث می‌شود نسبت به خود و نسبت به توافقی که کرده است و نیز نسبت به شخص یا اشخاصی که او را یاری می‌دهند، احساس تعهد کند. برای بسیاری از مددجویان، تعهدسپردن و آوردن موارد و مواد آن بر روی کاغذ، دارای اهمیت بسیار است. این نوع برنامه به درمانگر و نیز به مددجو کمک می‌کند تا در مورد استفاده از کلمات خاصی که بیان‌کننده هدف‌ها و مراحل عملی، تاریخ دستیابی به اهداف‌ و فعالیت‌هاست، به توافق برسند.[16]

اصل هفتم: نپذیرفتن هرگونه عذر و بهانه و امتناع از تنبیه

موقعی که مراجع به تعهد خود عمل نمی‌کند، قضاوت ارزشی او که قبل از طرح‌ریزی صورت گرفته است، باید دومرتبه مورد بررسی قرار گیرد. اگر قضاوت ارزشی هنوز معتبر باشد، آنگاه طرح ریخته‌شده باید مورد ارزیابی مجدد قرار گیرد. اگر طرح مناسبی باشد، مراجع یا باید خود را دومرتبه نسبت به آن متعهد کند و یا اینکه بگوید که از انجام آن منصرف شده است. اگر بگوید که دیگر او خود را نسبت به آن طرح متعهد نمی‌داند، دیگر مسئول هم نیست. اما اگر نسبت به تعهد خود وفادار بماند، درمانگر باید از او بخواهد که این تعهد را محترم بشمارد. درمانگر نمی‌تواند مراجع را از راه قانونی و یا با تنبیه متعهد نگهدارد و نیز نمی‌تواند از آن عقب‌نشینی کند. هرگونه اظهارنظر منفی و خفت‌آور از طرف درمانگر در حکم تنبیه است. از اینرو، درمانگر نباید مراجع را با کلمات انتقادی مخاطب قرار دهد.[17]

عوارض تنبیه

براساس نظر گلاسر، تنبیه باعث می‌شود مددجو خود را درگیر کارهایی نکند که باید انجام می‌داده است یا چنانچه درگیر این کارها شد، آن را ادامه ندهد و در نتیجه با شکست مواجه شود. گلاسر، تنبیه را به عنوان "هر نوع رفتار با شخص دیگر که موجبات درد جسمی یا ذهنی او را فراهم آورد"، تعریف می‌کند. اخم کردن به یک مددجو به خاطر اینکه موفق نشده یا در پیش گرفتن رفتاری که مددجو احساس کند به شیوه‌ای غیرکلامی از طرف درمانگر رد شده است، نیز نوعی تنبیه به حساب می‌آید. حتی اگر درمانگر به‌طور ملایم نیز مددجو را مورد انتقاد قرار دهد، ممکن است همین رفتار باعث شود درمانجو به این نتیجه برسد که من یک شخص بدی هستم، من خوب نیستم. این نوع خودبرچسب‌زنی باعث می‌شود برخلاف خواسته درمانگر، احساس درگیری شخصی در مددجو از بین رفته و در نتیجه، هویت شکست در وی تقویت شود.[18]

مقاله

نویسنده معصومه ابوالفتحي

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

سینمای پناهنده ; به بهانه اکران فیلم سینمایی تگزاس

سینمای پناهنده ; به بهانه اکران فیلم سینمایی تگزاس

نمایش فیلم تگزاس در روزهای اخیر نشان می دهد که مسعود اطیابی تغییر بزرگی در رویه فیلمسازی خود داده است. او که پیش از این با فیلمی درباره حوادث هشتاد و هشت نشان داده بود که در فکر پرداختن به مسائل جدی و حرکت در راستای سینمای اجتماعی است، حالا با تگزاس به جریان فیلم های پرفروشی پیوسته که اتفاقا بر خلاف فیلم قبلی اش دچار موانع ممیزی و عدم مجوز اکران نشده و با توجه به فضای سینمای ایران، سود قابل توجه‌ی را به جیب تهیه کننده واریز می کند.
مصادره و ماجرای غم انگیز زن در سینما

مصادره و ماجرای غم انگیز زن در سینما

هنوز و بعد از گذشت حدود سه ماه از جشنواره فیلم فجر(سی و ششم) و دیدن فیلم سینمایی مصادره ، طعم تلخ تماشای آن هم زمان با اکران های نوروزی و فروش بالای این فیلم ذایقه ام را می آزارد. مصادره را شاید بتوان اروتیک ترین فیلم سینمای ایران پس از انقلاب برشمرد. این فیلم به شدت بیمار است و گویا به جز شوخی های سخیف جنسی حتی با دستمایه کردن یک کودک یا نوجوان راهی برای خندان و شادکردن مخاطبانش ندارد.
گل دادن درخت پیر ; نگاهی به فیلم خجالت نکش

گل دادن درخت پیر ; نگاهی به فیلم خجالت نکش

خجالت نکش، یک فیلم مفرح است. فرحبخشی این فیلم نه از شوخی ها و تکه کلام ها، بلکه به جهت دنیای درونی فیلم است. دنیایی که در آن کودکی متولد می شود و پیری و گذر سن، مانعی برای زایش نیست. در روستای کوچک و کم جمعیت مهمت اباد، 231 نفر زندگی می کنند و این فیلم به ما می گوید که این جمعیت چگونه به اندازه یک نفر بیشتر می شود.
خوک های آوازه خوان ; نگاهی به فیلم خوک

خوک های آوازه خوان ; نگاهی به فیلم خوک

اگر تلاش فیلم خوک در این است که یک کمدی متفاوت در سینمای ایران باشد، باید گفت که در این کار موفق شده است. این فیلم توجهی به شوخی ها کلامی و متدوال در سینمای طنز ندارد. تا حد زیادی می کوشد که از مزیت های واقعیت استفاده کند و در مناسبات انسانی و روابط فردی آدم ها دخل و تصرفی نکند و همزمان از سوی دیگر پیروزمندانه از میدان واقعیت بیرون بیاید بدون آنکه هیچ باج و امتیازی به آنچه که ما واقعیت صدایش می کنیم داده باشد؛ خوک خود را در واقعیت محدود نمی کند.
فیلشاه، آغاز راهی جریان‌ساز در انیمیشن بومی

فیلشاه، آغاز راهی جریان‌ساز در انیمیشن بومی

صحبت از انیمیشنی سینمایی است که در فرم، تکنیک و ارائه مفاهیم به استاندارهای جهانی نزدیک شده و سعی دارد به‌دور از شعار و کلیشه به یک مقطع تاریخی با رگه‌های دینی بپردازد و آغازکننده راهی جریان‌ساز برای صنعت سینمایی انیمیشن در ایران باشد.

پر بازدیدترین ها

یک فیلم زرد، بسیار زرد

یک فیلم زرد، بسیار زرد

فیلم زرد اولین تجربه مصطفی تقی‎زاده است. فیلم در پیرنگ خود روایت فرار مغزها است و این داستان را در قالب یک درام اجتماعی روایت می‎کند. در فیلم شاهد دو مورد پدیده جوان‌مرگی هستیم و نیز کوچ نخبگانی که برای نیل به موفقیت و به تعبیر یکی از شخصیت‎های اصلی، لذت بردن از زندگی، راهی جز کوچیدن به جهان توسعه یافته ندارند و برخی از این نخبه‎گان که باقی می‎مانند و با کلاهبرداری و فریب‎کاری و بداخلاقی‌های مختلف زندگی می‎کنند و در نهایت بدون پشتوانه در گوشه‌ای جان خود را از دست می‎دهند.
شهرزاد در کشاکش سنت و مدرنیسم

شهرزاد در کشاکش سنت و مدرنیسم

این سریال ساخته فیلمساز موفق ایرانی حسن فتحی است که سریال های جذاب وموفقی چون پهلوانان نمی میرند، شب دهم، مدار صفر درجه و میوه ممنوعه را در کارنامۀ خود دارد. همگی این سریال های تلویزیونی مخاطبان بیشماری را به خود اختصاص دادند و این همه ناشی از توانایی او در نوشتن فیلمنامه و کارگردانی است.
فقدان بومی گرایی ; نگاهی به انیمیشن فیلشاه

فقدان بومی گرایی ; نگاهی به انیمیشن فیلشاه

پس از انیمیشن سینمایی نسبتا موفق شاهزاده روم، هادی محمدیان و اعضای گروه هنر پویا امسال هم با یک اثر سینمایی دیگر در جشنواره فجر حاضر شدند تا نشان دهند که قصد دارند در مسیری که انتخاب کرده اند ثابت قدم بمانند.
آغاز سال سی و شش

آغاز سال سی و شش

جشنواره به انتها رسید و تقریبا آنانی جایزه گرفتند که حقشان بود( به فهرست نامزدها کاری ندارم) از انچه گذشت، چیزی در خاطرم نماند جز یادداشت اقای مهدویان که برخی را آزرده کرد و باز عذرخواهی ایشان در یادداشتی بعد تر که نشانه معرفت و ادب او بود.
خانواده ابد و یک روز و مشکلاتش | توان یک خانواده تا کجاست؟

خانواده ابد و یک روز و مشکلاتش | توان یک خانواده تا کجاست؟

فیلم ابد و یک روز نه تنها نحوه‌ی زیست یک خانواده‌ی گرفتار اعتیاد را با دقت توصیف می‌کند بلکه پا را از آن فراتر می‌گذارد و به ذکر دلایل به وجود امدن این خانواده می‌پردازد.
Powered by TayaCMS