دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

طلاق

No image
طلاق

كلمات كليدي : طلاق، ایقاع، بائن، خلع، مبارات، رجعی،عده

نویسنده : شعبانعلی جباری

طلاق

در لغت به معنای رها کردن، واگذشتن، گسستن و گشودن گره می‌باشد.

و در اصطلاح حقوقی به گسستن پیوند زناشوئی، از طریق الفاظ پذیرفته شده در شرع، طلاق گفته می‌شود.

طلاق ایقاعی است تشریفاتی که به موجب آن، شوهر همسر دائمی خود را رها می‌سازد، و چون ایقاع است نیازی به موافقت ندارد و به ارادۀ شوهر، واقع می‌شود.

شرائط صحت طلاق

علاوه بر شرائطی که برای صحت تمام ایقاعات لازم است مانند: قصد، رضا، اهلیت و مُعین بودن موضوع، شرائط زیر نیز باید در طلاق رعایت گردد:

1- پاک بودن زن از حیض و نفاس؛

2- عدم نزدیکی بعد از پاک شدن؛ پس صرف پاکیزگی زن ملاک نیست بلکه باید در دوره‌ای از پاکی باشد که بین او و شوهرش نزدیکی واقع نشده است مگر این‌که زن حامله یا یائسه باشد.

3- تحصیل اذن دادگاه؛ زوج‌هائی که قصد جدائی دارند باید به دادگاه مدنی خاص مراجعه و اقامه دعوی نمایند، و دادگاه در صورت عدم حل و فصل اختلاف توسط داورهائی که انتخاب می‌شوند، گواهی عدم سازش صادر، و دفاتر رسمی طلاق‌ آن را ثبت خواهند کرد، دفاتر بدون گواهی عدم سازش از دادگاه، حق ثبت ندارند.

4-اجراء صیغۀ طلاق؛

5- شاهد عادل؛ طلاق باید در حضور دو نفر مرد عادل واقع گردد به گونه‌ای که صیغه‌ طلاق را بشنوند.

موجبات طلاق

1ـ طلاق به درخواست شوهر؛ مرد می‌تواند هر وقت که بخواهد، زن خود را طلاق دهد، البته قوانین حمایت خانواده این اختیار را محدود کرده و فرد باید به دادگاه مراجعه نماید.

2ـ طلاق به درخواست زن؛ در موارد ذیل زن می‌تواند از دادگاه حکم طلاق رابخواهد:

الف) خودداری شوهر از دادن نفقه و همچنین عجز او و عدم امکان الزام شوهر.

ب) غیبت طولانی و بی‌خبر شوهر؛ پس از 4 سال مفقود الأثر بودن مرد، زنمی‌تواند تقاضای طلاق نماید.

ج) در موارد عسر و حرج؛ اگر ادامه زندگی، بدون مشقت و رنج ممکن نباشد، زن حق طلاق دارد.

اقسام طلاق

طلاق به اعتبار آثاری که دارد به دو گروه تقسیم می‌شود:

1ـ بائن؛ طلاقی است که با وقوع آن، روابط زناشوئی پایان می‌پذیرد و زن و شوهر نسبت به هم بیگانه می‌شوند و در صورت تمایل به زندگی مشترک، نیاز به نکاح و عقد جدید است. در موارد ذیل طلاق، بائن است:

الف) طلاقی که قبل از نزدیکی صورت گرفته باشد.

ب) طلاق زن یائسه (زنی که به مقتضای سن خود، عادت زنانگی نمی‌بیند).

ج) طلاق خلع و مبارات، مادامی که زن، رجوع به عوض نکرده باشد.

د) سومین طلاق؛ که بعد از سه وصلت انجام پذیرد طوری که پس از هر کدام طلاقی صورت گرفته باشد تحقق می‌یابد، اعم از این‌که وصلت در نتیجۀ رجوع در زمان طلاق رجعی باشد، یا این‌که در نتیجۀ نکاح جدید باشد.

2ـ رجعی؛ طلاقی است که در زمان عدۀ زن، مرد می‌تواند از طلاق رجوع کندو بدون نیاز به نکاحِ جدید، زناشوئی را ادامه دهد.

رجوع مرد از طلاق، حقی است که تا پایان عده باقی می‌ماند، و هیچ قراردادی نمی‌تواند آن را از بین ببرد یا اسقاط کند.

مقاله

نویسنده شعبانعلی جباری
جایگاه در درختواره حقوق خصوصی - حقوق مدنی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

 فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

فرازی از خطبه های نهج البلاغه در باب توحید

هر چه به ذات شناخته باشد ساخته است و هرچه به خود بر پا نباشد ديگرى اش پرداخته. سازنده است نه با به كار بردن افزار. هر چيز را به اندازه پديد آرد، نه با انديشيدن در كيفيت و مقدار. بى نياز است بى آنكه از چيزى سود برد. با زمان ها همراه نيست و دست افزارها او را يارى ندهد.
 خداشناسی در نهج البلاغه

خداشناسی در نهج البلاغه

پیشوایان دینی، همواره ما را از اندیشیدن در ذات خداوند بزرگ منع کرده اند؛ چرا که عظمت بی پایان حضرت حق، فراتر از آن است که عقل محدود و نارسای بشری به درک و شناخت او دست یابد. در بخشی از کلام امام علی علیه السلام آمده است: «اگر وهم و خیال انسان ها، بخواهد برای درک اندازه قدرت خدا تلاش کند و افکار بلند و دور از وسوسه های دانشمندان، بخواهد ژرفای غیب ملکوتش را در نوردد و قلب های سراسر عشق عاشقان، برای درک کیفیّت صفات او کوشش نماید .
 توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

توحید و خداگرایی‏ در نهج البلاغه

البته این‏گونه نیست که خداوند با وجود امکان اشراف انسان بر صفاتش او را بازداشته، بلکه روشن است که شناخت جامع موجود نامحدود از سوى یک موجودِ محدود محال است. قدرت او بر اشراف‏بخشیدن به‏انسان در شناخت خود، به این امرِ محال تعلق نمى‏گیرد؛ زیرا غیرخدا همه‏چیز محدودیت دارد و نامحدودکردن محدود ذاتاً محال است.
 توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

توحید در نگاه امام علی (علیه السلام)

بعضی متفکران بر این باورند که در قرآن بر اثبات وجود آفریدگار آیـاتـی ذکـر شده است که روشن ترین آن ها را آیه ذیل است: (افی الـلـه شک فاطر السموات والارض5؛ مگر درباره خدای متعال که خالق آسمان ها و زمین است، شکی هست؟
 توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغهʁ)

توحید از دیدگاه قرآن و نهج البلاغه(1)

با توجه به این نکته، باید ببینیم که قرآن کریم برای عقائد و معارف مطرح شده از جانب خودش چه دلائلی را مطرح کرده است ؟ و با وجود این شیوه که قرآن از همه گروه ها برهان ودلیل می طلبد، آیا ممکن است که خودش برای مطالب خود دلیل نیاورد؟ و آیا جا دارد که ما برای معارف اسلام، از جای دیگر طلب دلیل کنیم ؟
Powered by TayaCMS