دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

مذمت دنیا، چرا؟

توجه رغبت برانگیز انسان به دنیا و اهتمام سرسختانه وی به زندگی دنیوی و کسب مقام و مال دنیا را فراموش کردن و یا انکار آخرت در عمل، شاید علت پافشاری بر مذمت دنیا در لسان ائمه هدی (ع) باشد.
مذمت دنیا، چرا؟
مذمت دنیا، چرا؟
نویسنده: مصطفی یاسینی

توجه رغبت برانگیز انسان به دنیا و اهتمام سرسختانه وی به زندگی دنیوی و کسب مقام و مال دنیا را فراموش کردن و یا انکار آخرت در عمل، شاید علت پافشاری بر مذمت دنیا در لسان ائمه هدی (ع) باشد. در واقع از این رو دنیا مورد مذمت قرار می‌گیرد که موجب غفلت انسان از آخرت می‌شود. چون دیدنی‌ها و شنیدنی‌های فریبا و جذاب این دنیا همیشه در برابر دیدگان انسان خودنمایی می‌کنند و همچون صاعقه ای تمام وجود وی را تحت تاثیر قرار داده و رغبت وی را برای تحصیل آنها برمی انگیزند، در حالی که آخرت، چون از شعور حسی انسان به دور و قابل ادراک حسی نمی باشد، به طور طبیعی و خود به خود کمتر مورد توجه و عنایت قرار می‌گیرد. از همین رو ائمه هدی(ع) با اهتمام کامل، به مذمت دنیا می‌پردازند که مبادا آخرت، فراموش و انسان، دلباخته مظاهر دل فریب دنیا گردد. به بیان دیگر به طور طبیعی و خود به خود انسان کمتر به فکر جهان دیگر می‌باشد. ‌اگر هم کسی به آخرت توجه دارد، یا برهان عقلی بر وجود آن اقامه می‌کند و یا از بیانات انبیاء و اولیاء به وجود آخرت پی می‌برد، که این میزان از آگاهی و آن هم به روش تعقلی، تاثیری بسیار کم در انسان ظاهربین دارد و عمل و رفتار وی را تحت تاثیر قرار نمی دهد و چه بسا آن را فراموش نیز می‌کند، در حالی که جلوه گر شدن دمادم دنیا در برابر دیدگان انسان او را سخت جذب خود می‌کند. کمتر مسلمانی است که در مورد آخرت و نسبت دنیا به آخرت جاهل بوده و یا شک داشته باشد، ولی چون این معرفت هر روز تجدید نمی گردد و در برخی افراد، عمق ندارد، در مقام عمل خیلی کم به آخرت توجه دارد و بیشتر اوقات غفلت نموده و فکر می‌کند که آنچه مهم است و با آن سروکار دارد همین چند روز دنیاست و زندگی واقعی و حقیقی، زندگی همین دنیاست و اصلا توجه ندارد که آخرتی در کار است و فراموش می‌کند که هدف و مقصد آنجاست. تنها انبیاء و اولیاء خدا (ع) هستند که هیچ گاه از این مسائل غفلت نمی کنند، ولی عموم انسانها غافل هستند. بنابراین باید دائماً زندگی اخروی و اهمیت آن را به انسان تذکر داد تا بداند زندگی چند روزه دنیا که برایش تلاش می‌کند و برنامه ریزی می‌نماید و در پی به دست آوردن پست و مقام و ریاست آن عرق می‌ریزد، یک سفر چند روزه بیش نیست و هدف و مقصد جای دیگر است. از این روست که در نهج البلاغه و سایر کلمات ائمه اطهار (ع) و قرآن کریم این همه بر مذمت دنیا و دلباختگان به دنیا پافشاری شده و با تعابیری چون: «و ما الحیاه الدنیا الالعب و لهو؛ زندگی دنیا جز بازی و سرگرمی نیست»(انعام:32) و یا «ان الذین لایرجون لقاءنا و رضوا بالحیاه الدنیا و اطمانوا بها والذین هم عن آیاتنا غافلون اولئک ماوئهم النار بما کانوا یکسبون؛ آنهایی که امیدی به ملاقات ما (در رستاخیز) ندارند و به زندگی دنیا راضی شدند و بر آن تکیه کردند و آنها که از آیات ما غافل هستند، به خاطر کار و کردارشان جایگاهشان آتش است»(یونس: 7و8) و یا «فویل للکافرین من عذاب شدید الذین یستحبون الحیوه الدنیا علی الآخره و یصدون عن سبیل الله؛ وای بر کافران از مجازات شدید، آنهایی که زندگی دنیا را بر زندگی آخرت ترجیح می‌دهند و (مردم را) از راه خدا باز می‌دارند»(ابراهیم: 2و3)، این مطلب را مکرر بیان می‌دارد. پس علت این است که دنیا مظاهر دل فریب و جذاب دارد ولی آخرت در دیده ظاهربین مردم کمتر جلوه گر است. انسان به حسب زندگی طبیعی دنیا را از راه حواس ظاهر درک می‌کند و ظواهر آن همیشه در برابر چشم او حاضر است، ولی درک انسان از آخرت از روشی است که این گونه جلوه گری را ندارد و همیشه آخرت را در برابر دیدگان ظاهربین انسان مجسم نمی سازد. از این رو توجه انسان به دنیا و جاذبه‌های آن بیشتر خواهد بود و او را از هدف و مقصد نهایی غافل می‌سازد. پس به کسی احتیاج دارد که به او تذکر دهد و وی را از خواب غفلت بیدار نماید.

امیرالمومنین(ع) هم در همین راستا در چند فراز و چندین مرتبه، نسبت زندگی دنیا و آخرت و اهمیت آخرت را برای امام حسن(ع) بیان می‌فرمایند. از جمله می‌فرمایند: «واعلم ان امامک طریقا ذا مسافه بعیده و اهوال شدیده؛ فرزندم بدان که پیش روی تو راهی بس دراز و بسیار طولانی قرار دارد و مسیری خطرناک و پرخوف و هراس را باید پشت سر بگذاری». بنابراین علت تمام این تاکیدها و تکرارها، زدودن غفلت از فضای ذهن و قلب آدمی است تا انسان را از تاثیر جلوه‌های جذاب دنیا که وی را به خواب ناز غفلت فرو می‌برد، بیدار سازد. ‌

مقاله

نویسنده مصطفی یاسینی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

شگفتی های آفرینش در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام در خطبه ای درباره آفرینش آسمان و شگفتی های آن می فرماید: «خداوند، فضای باز و پستی و بلندی و فاصله های وسیع آسمان ها را بدون این که بر چیزی تکیه کند، نظام بخشید و شکاف های آن را به هم آورد... و آفتاب را نشانه روشنی بخش روز، و ماه را با نوری کمرنگ برای تاریکی شب ها قرار داد. بعد آن دو را در مسیر حرکت خویش به حرکت درآورد و حرکت آن دو را دقیق اندازه گیری کرد تا در درجات تعیین شده حرکت کنند که بین شب و روز تفاوت باشد و قابل تشخیص شود و با رفت و آمد آن ها، شماره سال ها و اندازه گیری زمان ممکن باشد.
خلقت مورچه از نظر نهج البلاغه

خلقت مورچه از نظر نهج البلاغه

منظور از این جمله که در انبار نگهداری می نماید این است که مورچه دانه را به درون خاک می برد به طور طبیعی دانه پس از مدتی رویش می کند و از خاک سر برمی آورد اما مورچه برای جلوگیری از این امر همه دانه ها را به دو نیم تقسیم می کند و مانع از بین رفتن روزیش می شود.
چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

چگونگی و مراحل آفرینش جهان در قرآن و نهج البلاغه

پژوهش حاضر با عنوان چگونگی و مراحل آفرینش جهان، در پی آن است که آیات آفرینش جهان را در تفاسیر معاصر شیعه (المیزان و نمونه ) مورد بررسی قرار داده و در میان آنها حقایق ناب قرآنی را در زمینه های مبدا خلقت جهان، دوره های آفرینش وغیره روشن و آشکار سازد. برای این منظور مقدمه به تبین و پیشینۀ موضوع اختصاص یافته است و در قسمت­های بعد برخی از واژگان مفهوم شناسی شده و دیدگاه علامه طباطبایی و آیت ا... مکارم در پیدایش جهان تبیین شده است.
آفرينش جهان در نـهج البلاغه

آفرينش جهان در نـهج البلاغه

دقت و تأمل در سخنان حضرت على(ع) نشان ميدهد كه جهان دو انفجار گونه ى متفاوت را تجربه كرده است. انفجار نخست فضا و زمان و ماده را بوجود آورده است و انفجار دوم در ظرف فضا صورت گرفته و ماده را تحريك نموده است. سپس حباب ها بر خواسته و هفت آسمان را بوجود آورده اند. در پى چنين توضيحاتى خواننده ى محترم بايد بداند كه نويسنده در اين مجموعه تلاش نموده است كه با بهره گرفتن از منابع مختلف درك جديدى را از سخنان امام على(ع) در باره ى خلقت جهان كه در خطبه ى اول آمده است، ارائه دهد.
دنیاشناسی در نهج البلاغه

دنیاشناسی در نهج البلاغه

امیرمؤمنان علیه السلام به خانه یکی از یاران خویش به نام علاءبن زیاد وارد شد. وقتی خانه بسیار پر زرق و برق او را دید، فرمود: «با این خانه وسیع در دنیا چه می کنی، در حالی که در آخرت به آن نیازمندتری. آری، اگر بخواهی می توانی با همین خانه به آخرت برسی! اگر در این خانه بزرگ از مهمانان پذیرایی کنی، به خویشاوندان با نیکوکاری بپیوندی
Powered by TayaCMS