دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

آزاد اندیشی معماری تفکری جدید

No image
آزاد اندیشی معماری تفکری جدید

آزاد انديشي، علوم انساني

هادی فلاح

مقوله آزاد اندیشی در دانشگاه ها که طی چند سال اخیر بارها از سوی مقام معظم رهبری برپیگیری آن تاکید شده است در حقیقت راهکاری برای پاسداری از هویت دینی و انقلابی کشور است . متاسفانه علوم انسانی که هم اکنون در کشور ما و بسیاری دیگر از دانشگاه های جهان تدریس می شود مشحون است از شائبه های سکولاریستی که شکاکیت زا است و اساسا با یقین دینی تعارض دارد.

در حقیقت علوم انسانی غربی فعلی نتیجه جنبش های ضد دینی در غرب و تجربه گراست که مدرنیته و پست مدرنیته ماتریالیستی را پدید آورد. از این روست که می توان گفت این علوم انسانی هماهنگی با فحوای نگرش دینی جامعه ایرانی ندارد چرا که برخلاف غرب که دین و دنیا را از هم جدا می داند مردم ایران در اواخر قرن بیستم انقلابی را به ثمر رسانده اند که ماهیت اصلی آن پیوند میان دین و دنیا در راستای دستیابی انسان به سعادت حقیقی است.

از این روست که می توان گفت آزاد اندیشی و تقید نداشتن به نگرش های صاحب نظران غربی که اتفاقا هیچ دلیلی علمی بر صحت آن اقامه نشده است اولین راهکار برای تولید دانش و محتوایاندیشه ای بومی است که در نهایت می تواند تمدنی اسلامی و بر اساسی نیازهای ایران امروز پدید آورد.

در واقع با پیروزی انقلاب اسلامی یک تحول اساسی در مفاهیم و طرز تلقی و حیات فردی و جمعی و شیوه زندگی و در یک کلام در هویت فردی وجمعی ما رخ داد و ایران وارد یک دوره جدید از تاریخ سیاسی فرهنگی خویش شد. مهمترین بارزه این دوره جدید را می توان پدید آمدن یک «هویت تازه» دانست. انقلاب اسلامی با نفی طاغوت و رویکرد به اسلام روح تازه ای در کالبد مفاهیم سیاسی و اجتماعی دمید . تغییر در شکل و اندیشه حکومت در عرصه سیاسی تنها بخشی از کارویژه های این هویت تازه بود. باز شدن راه برای اشاعه این هویت تازه در سایر زمینه ها از جمله مبانی نظری علوم انسانی نیز از آثار دیگر آن بود.

طی صد سال اخیر موسسات آموزشی و دانشگاه های ما غالبا والبته گاه از سر ناچاری متوسل به محصولاتی شده اند که نوعا بر مبانی فکری و عقیدتی غربی و در برخی اشکال ایدئولوژیک آن بنا شده اند. کمتر داده ها و تفکرات بومی در تولید علم در کشور تولید شده و حجم واردات اندیشه ای به شدت رو به تزاید بوده است. پرواضح است علومی که بدون هیچ تصفیه ای وارد حوزه های اندیشه ای در کشور می شوند و برخاسته از مفروضات و پیش فرض های خاص خود هستند در مفهوم سازی و تحلیل وتفسیر واقعیاتی که متاثر از ایده ها و نظام های اعتقادی متفاوتی هستند ، خطا و گاه عوارض و تبعات عملی منفی به همراه دارد. به عنوان مثال آنچه که در غرب پدید آورنده مبانی دانشی به نام علوم سیاسی شد و هم اکنون در دانشگاه های ما نیز در بالاترین سطوح تدریس می شود مبتنی بر مفروضات انسان شناختی است که انسان را در عرصه اجتماعی گرگ انسان می داند. پس می توان نتیجه گرفت پیش فرض های انسان شناختی که این علوم بر اساس آنها تکوین یافته اند مبتنی بر یک پارادایم فکری خاص هستند که اساسا قرابتی با اندیشه های اسلامی ندارند. اما به نظر من عبور از این مقطع که بسیار ضروری است و رابطه مستقیمی هم با حفظ هویت انقلاب اسلامی وایده های آن دارد الزاماتی دارد که آزاد اندیشی در محیط دانشگاه ها از اهم آنها است.بدون تردید آزاد اندیشی مراکز فکر و اندیشه در کشوراجازه دخل و تصرف در محصولات دانشی وارداتی و معماری آن بر اساس ایده ها و نظام اعتقادی بومی را به دانش پژوهان رشته های مختلف بخصوص علوم انسانی می دهد. از سوی دیگر در شرایط کنونی که هویت تازه به دست آمده انقلاب اسلامی از سوی رسانه ها و اتاقهای فکر غربی آماج حملات جدی قرار گرفته است.

امروز به وضوح دیده می شود که برخی از صاحب نظران کشور ما حتی فکر ورود به اندیشه های غربی را نمی کنند و کاملااز این علوم تبعیت می کنند.

از این رو به نظر ضروری می رسد که برای دستیابی به پیشرفت حقیقی که مبتنی بر ارزش های اسلامی و الهی باشد می بایست جرات نقد غرب مدرن و مبانی نظری آن در بین نخبگان پدید آید. در واقع اگر ما بخواهیم قطار پیشرفت و تعالی جامعه ایران با سرعت بیشتر و در مسیر درست حرکت کند می بایست به نقد مبانی نظری پرداخته و معماری تفکر در کشور را در دست بگیریم. آزادی اندیشه در حقیقت معماری و بنیان نهادن تفکری جدید است که بر اساس فلسفه الهی تکوین می یابد. امروز مدرنیته در پست مدرنیسم به بن بست رسیده است و تمامی جهان به انتظار صدای جدیدی هستند. بی شک بدون آزاد اندیشی و پیروی از علوم انسانی نه تنها آوای اسلامی در جهان پژواک نخواهد داشت بلکه جامعه ما حتی نمی تواند راه حل درستی برای مشکلات ابتدایی و پیش پا افتاده داشته باشد.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS