دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اختلالات یادگیری Learning Difficulties

No image
اختلالات یادگیری Learning Difficulties

كلمات كليدي : اشكالات گويايي، نارسانويسي، نارساخواني، اختلال در يادگيري، كودكان استثنايي، علوم تربيتي

نویسنده : سمانه محمدي قراسويي

اختلالات یادگیری، گروه ناهمگونی از کودکان را دربرمی‌گیرد که مشکلاتی را در حوزه‌های گوناگونی دارند. این مشکلات اثرات مادام‌العمری را برای فرد ایجاد می‌کند که به نظر می‌رسد خیلی بیشتر از خواندن، نوشتن و حساب کردن باشد و حوزه‌هایی همچون سلامت، بهداشت روانی، روابط بین‌شخصی، ادامه تحصیل و مانند آن را عمیقا تحت تاثیر قرار می‌دهد. نکته حائز اهمیت اینکه اگر این اختلال به‌موقع تشخیص داده شود، می‌تواند موفقیت چشمگیری در جبران اختلال این افراد ایجاد نماید.

انسان، تقریبا همه چیز را "یاد می‌گیرد". او یاد می‌گیرد حرکت کند، راه برود، گوش دهد، بیندیشد، سخن بگوید، بخواند، بنویسد و ... آنگاه یاد می‌گیرد مفاهیم و مشاهدات خود را در ارتباط با هم طبقه‌بندی کند و نهایتا به تمییز، تجزیه، ‌استنتاج، شناخت و تصمیم‌گیری نایل شود. تفاوت میان آدمیان نیز به تفاوت میزان و چگونگی یادگیری آنها مربوط می‌شود. یادگیری ممکن است بدون هیچ مشکلی حاصل شود یا برعکس وجود پاره‌ای مشکلات، سبب اختلال در آن شود. به همین دلیل مربیان و آموزگاران از دیرباز متوجه کودکانی بودند که در یادگیری مواد درسی دشواری داشتند و در پیشرفت تحصیلی به آن حدی که امید به حصول آن بود، توفیق به دست نمی‌آوردند و طی سال‌های متمادی، معمای کودکی که نمی‌توانسته یاد بگیرد،‌ مشغله فکری پژوهشگران بوده است.

مرسر، معتقد است در هیچ حوزه‌ای از تعلیم و تربیت، چنین تلاش گسترده‌ای در ارائه تعریف وجود ندارد. اختلالات یادگیری، یکی از عمومی‌ترین اصطلاحاتی است که به‌طور گسترده و بدون دقت کافی به مشکلات عمومی یادگیری در 15 تا 20 درصد از دانش‌آموزان مدرسه اطلاق می‌شود و معمولا این اصطلاح برای دانش‌آموزانی به‌کار می‌رود که مشکلاتشان به‌طور مستقیم با ناتوانی‌های حسی، جسمی و هوشی خاص ارتباط ندارد، اگرچه دانش‌آموزان دارای اختلال، اغلب در یادگیری و سازگاری اجتماعی نیز با مشکلاتی مواجه هستند.[1]

واژه اختلال یادگیری ابتدا در اواخر دهه 1950 و اوایل دهه 1960 برای توصیف اختلاف یا تفاوت بین ناتوانی هوشی و اکتساب مهارت‌های تحصیلی که به وسیله آزمون‌های استانداردشده اندازه‌گیری می‌شوند، مورد استفاده قرار گرفت. به این معنی که کودک ناتوان در یادگیری، هوش متوسط یا بالاتر از متوسط دارد اما نمی‌تواند به‌طور بسنده‌ای در مدرسه در یک یا بیش از یک حوزه عمل کند. این مشکل در عملکرد، ناشی از علل ناشناخته است اما معمولا به بدکاری احتمالی سیستم عصبی مرکزی نسبت داده می‌شود.[2]

تعریف NJCID از معتبرترین تعاریف در زمینه نارسایی ویژه یادگیری است و از سوی کمیته همبستگی ملی نارسایی‌های ویژه یادگیری، که نماینده بزرگترین سازمان حرفه‌ای – والدینی است ارائه گردیده است: «اختلالات ویژه یادگیری یک اصطلاح کلی است که به گروه ناهمگنی از اختلالات که به وسیله مشکلات مهمی در فراگیری و استفاده از توانایی‌های گوش دادن، حرف زدن، خواندن، نوشتن، استدلال و یا ریاضیات آشکار می‌شود، اشاره دارد. این اختلالات جنبه درون‌فردی داشته و احتمالا ناشی از کارکرد بد سیستم عصبی بوده و ممکن است در طی یک دوره معین زندگی رخ دهد. همچنین ممکن است به همراه دیگر شرایط معلولیت‌ساز(آسیب حسی، عقب‌ماندگی ذهنی، آشفتگی هیجانی) و یا تحت تاثیر محیط فرهنگی، آموزش ناکافی یا نامناسب رخ بدهد».[3]

اگرچه وجود یک تعریف، جهت نزدیک ساختن افکار متخصصین در مورد یک اصطلاح خاص، حائز اهمیت است، اما بایستی به خاطر داشت که حتی جامع‌ترین تعاریف، قابل انطباق به همه کودکان نیست. هر کودک با در نظر گرفتن وضعیت وراثت، محیط، دانش، مهارت‌ها، سطح تمرکز و ساختارهای تحصیلی با دیگران فرق دارد.

خصوصیات روانی – رفتاری

در تعاریف مختلف و تحقیقات متفاوت، به این گروه، صفات و خصوصیات متعددی نسبت داده‌اند. در کتاب‌های مختلف در حدود 99 خصوصیت برایشان شناخته شده است که 10 مورد از مهمترین آنها بدین شرح می‌باشند:

· جنب‌وجوش بیش از حد

· نقایص ادراکی – حرکتی

· بی‌ثباتی عاطفی

· نقص در هماهنگی عمومی بدن

· اختلالات در توجه(دامنه توجه کوتاه، حواس‌پرتی و عدم توجه)

· هیجانی بودن

· اختلال در حافظه و تفکر

· دارا بودن مسائل درسی(به‌خصوص در خواندن، ‌نوشتن، حساب و هجی‌کردن)

· وجود نقایصی در تکلم و شنیدن

· بی‌نظمی‌هایی مشخص در علایم نورولوژیک و الکتروآنسفالوگرافیک(نقص هماهنگی در حرکات ظریف، نقص هماهنگی در حرکات چشم، تعادل ناکافی، لوچی چشم و حرکات غیرقابل کنترل).

نکته مهمی را که باید به خاطر داشت این است که هر کودکی که دچار ناتوانی‌های یادگیری است، دارای همه این خصوصیات نمی‌باشد و گاه احتمال دارد که کودک فقط تعداد معدودی از آنها را دارا باشد.[4] در مورد وجود اشکالات درسی در کودکان مبتلا به اختلال یادگیری بین متخصصان اختلاف نظر کمی وجود دارد. در واقع به خاطر همین اشکالات درسی است که برچسب اختلال و ناتوانایی یادگیری به پیشانی کودک زده می‌شود. از نظر تعریف، اگر مشکلی به نام مشکل درسی وجود نمی‌داشت، شاید کودکی به نام کودک مبتلا به اختلال یادگیری نیز به وجود نمی‌آمد.

1. نارساخوانی

معمولا کودکان با این انتظار به مدرسه فرستاده می‌شوند که قبل از هر چیزی خواندن و نوشتن یاد بگیرند. گفته می‌شود کودکان باید یاد بگیرند بخوانند تا بخوانند که یاد بگیرند. بنابراین خواندن یکی از عناصر اصلی در موفقیت تحصیلی است که بدون آن به دست آوردن مهارت‌های دیگر تقریبا غیرممکن است. یکی از مهمترین مسائلی که کودکان مبتلا به اختلال یادگیری با آن مواجهند، ناتوانی مربوط به خواندن است. مشکلات خواندن، به راه‌های مختلف خود را نشان می‌دهند. از آنجا که مسائل مربوط به خواندن به مسائل گویایی نیز مربوطند، برخی از شایع‌ترین اشتباهات مربوط به خواندن، مشکل در استفاده و ادراک است. مشکلات ممکن است در حوزه‌های شنیدن، صحبت کردن، خواندن، هجی کردن و یا نوشتن باشد. علیرغم این مشکلات افراد نارساخوان می‌توانند خلاق و با استعداد باشند. اغلب آنها در هنرهای تجسمی، نمایش، ورزش و مکانیک خوب عمل می‌کنند.

علایم رایج نارساخوانی

· مشکل در بیان کلامی

· ضعف درک مطلب

· ضعف هجی کردن

· مشکل در شناسایی کلمات در هنگام خواندن

· مشکل در دنبال کردن دستورات(ممکن است کلمات را به صورت نادرست بشنوند.)

· وارونه‌سازی حروف(ممکن است کلمات را سر و ته، تیره و تار یا کج و معوج بینند.)[5]

· نقص خفیف در خواندن

· نقص شدید در خواندن.[6]

2. نارسانویسی

در حالی که خواندن، شخص را قادر به درک نظریات دیگران می‌کند، نوشتن یکی از راه‌های ابراز خود و ارتباط برقرار کردن با دیگران است. بنابراین درست نوشتن و خوانا نوشتن، در این ارتباط اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند. در این مهارت تجربه‌های قبلی در زمینه گوش کردن، صحبت کردن و خواندن با همدیگر یکپارچه می‌شوند. به همین جهت نیز مهارت نوشتن نسبت به مهارت‌های ارتباطی دیگر بسیار پیچیده‌تر است و در سلسله مراتب رشد زبان، به عنوان آخرین مهارت یادگیری در نظر گرفته می‌شود.

دست‌نویسی: به دست آوردن مهارت در دستخط بستگی به عوامل گوناگونی همچون مهارت‌های دیداری و حرکتی دارد که مستلزم کارکرد چشم و هماهنگی حرکت چشم با دست و انگشتان، کنترل حرکت بازو، دست و انگشتان و حافظه دیداری برای ایجاد حروف و کلمات است.[7]

3. نارسایی در ریاضیات

آن عده از دانش‌آموزان مبتلا به اختلال یادگیری که دچار اشکالاتی در ریاضیات می‌باشند ممکن است به چند علت دچار چنین مشکلاتی شده باشد. برخی از مشکلات آنان می‌تواند به خاطر نقایصی باشد که مربوط به سایر حوزه‌هاست؛ مثل بی‌توجهی و نقص در خواندن که به‌طور غیرمستقیم در ایجاد مشکل تاثیر دارد. اشکال این کودکان به‌ویژه در حل مسائلی که به صورت تشریحی بیان می‌شوند به جای اینکه جنبه تصادفی داشته باشد، معمولا به خاطر استفاده از روش‌های نامناسبی است که آنها برای حل مسایل به کار می‌برند.[8] به‌طور کلی این نارسایی به دو گروه عمده تقسیم می‌شود:

الف. نارسایی در ارتباط با نارسایی زبان: در برخی از موارد، اختلال در حساب کردن و ریاضیات وابسته به نارسایی‌های دیگر زبان است. ممکن است کودکی که در دریافت شنیداری زبان اختلال دارد در ریاضیات نیز مشکل داشته باشد؛ البته نه به علت اینکه اصول ریاضیات را درک نمی‌کند، بلکه بدین جهت که در فهمیدن راهنمایی‌ها و توضیحات کلامی معلم اشکال دارد یا معانی کلمات را درست متوجه نمی‌شود.

ب. اختلال در تفکر کمی: نارسایی در ریاضیات ممکن است در اثر درک نکردن اصول ریاضی یا تفکر کمی نیز به وجود آید. در این مورد کودک می‌تواند به‌خوبی بخواند و بنویسد و مشکل عمده‌ای در دریافت شنیداری یا دیداری ندارد اما در عملیات و درک مفاهیم ریاضی همچون ادراک روابط مقادیر و اندازه‌ها و یادگیری مفاهیم کمی اشکال دارد.[9]

مقاله

نویسنده سمانه محمدي قراسويي

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد

پر بازدیدترین ها

No image

امام شناسی در نهج البلاغه

از آن جمله امیرمؤمنان در خطبه ای می فرماید: «بدانیدآن کس ازما (حضرت مهدی علیه السلام ) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر درآن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان علیهم السلام رفتار می کند تا گره ها را بگشاید. بردگان و ملت های اسیر را آزاد می سازد، جمعیت های گمراه و ستمگر را می پراکند و حق جویان پراکنده را متحد می سازد.
نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت ʁ)

نهج البلاغه، بزرگ ترین سند ماندگاری امامت و ولایت (1)

نهج البلاغه، مشهورترین و ماندگارترین اثر سید رضی(قدس سره) است، که آن را در سال 400 هجری قمری، شش سال پیش از وفات خود با استفاده از دانش وسیع و ذوق سرشار و گزینش نیکوی ادبی، از میان خطبه ها، نامه ها، وصیت نامه ها و کلمات کوتاه حکمت آمیز امیرالمؤمنین(علیه السلام) گردآوری نموده است.
دیدگاه نهج البلاغه درباره «حکومت و حکومت داری و رهبری »

دیدگاه نهج البلاغه درباره «حکومت و حکومت داری و رهبری »

کتاب شریف نهج البلاغه با 239 خطبه، 79 نامه و 472 حکمت و موعظه پس از قرآن مجید و در کنار احادیث شریف، کتاب دنیا و آخرت است؛ کتابی است که به شؤونات مختلف دنیوی و اخروی انسانها از جمله مبحث: «حکومت اسلامی، آیین زمامداری، رهبری، و ویژگی های حاکم اسلامی » نیک پرداخته است که امید است مجموعه مقالات این شماره برای علاقه مندان به این مبحث مهم، قابل توجه و سودمند باشد .
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

اهل بیت علیهم السلام در نهج البلاغه

نهج البلاغه فرهنگ نامه ای است بی مانند که متونش با یک دیگر همگون و همخوان اندو این مساله نشان از جریانات علمی، دانش های دینی و دنیایی این کتاب بزرگ دارد. مهم تر آن که چهره حقیقی، جایگاه و منزلت اهل بیت علیهم السلام را آن گونه که خدا و رسول خواسته است، می نمایاند و با بیش از ده ها عبارت، با صراحت و دلالتی روشن، موقعیت تاریخی امت و نقش آنان را در آینده نشان می دهد.
Powered by TayaCMS