دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

انقلاب اسلامی و مقصود آن

No image
انقلاب اسلامی و مقصود آن

انقلاب اسلامي و مقصود آن

«انقلاب اسلامی» حماسه‌ای سیاسی - فرهنگی بود که غرب و اندیشه لیبرال دموکراسی حاکم بر آن را به چالشی بنیادین کشاند. باید به انسان امروز حق داد که ندا سر داده و بگوید این انقلاب چه محتوا و هدفی داشته و کدامین هدف را نشانه رفته است؟ انسان در این انقلاب چه مسیری را پیموده و به کجا می‌رسد؟ چراکه فرهنگ حاکم بر جهان، اومانیسم است.

اگر فرهنگ انقلاب اسلامی را در سخنان رهبر آن، حضرت امام(ره) متجسم بدانیم، باید بگوییم این انقلاب رهیافتی جز «حکومت خدا بر روی زمین» ندارد؛ حکومتی که در راس آن، فقیهی عادل و جامع الشرایط نشسته و در منظومه یک قانون اساسی مصوب به اداره جامعه می پردازد؛ اداره‌ای که هدف و مقصود آن، رشد و تکامل فردی اعضای آن است تا بتوانند مسیر شکوفایی استعدادهای درونی خود را به مدد سازوکاری به نام «حکومت اسلامی» طی نمایند.

ملت ایران طی سال ها مبارزه با استعمار و استبداد، حوادث و آزموده های متعددی را پشت سر نهاده که می‌تواند چراغ راهی برای ادامه حیات انقلاب اسلامی باشد؛ انقلابی که وجه تمایز آن با انقلاب هایی چون انقلاب فرانسه و انگلستان در جوهره‌ای به نام «اسلام» است که دو سال پس از پیروزی، انگیزه جهاد بسیاری از مبارزان و جوانان حامی آن بود تا جان خود را در راه آن عطا نمایند.

انقلاب اسلامی از ابتدا در پی آن بود تا با تبدیل کشور ایران به یک کشور الگو و نمونه و تقدیم حیات طیبه به مردمان خود، الگویی برای دیگر آزادگان و مردمان باشد که خوشبختانه تحقق اهداف آن در این حد نیز موجب تحولات مهمی نه تنها در قاره خود که در آفریقا و امریکای لاتین گشته و می رود تا بر جوامع و دول اروپایی و امریکایی نیز موثر افتد. شاید برخی تحرکات اسلام ستیزانه در برخی نقاط جهان - از جمله در کشورهای قفقاز - برای مقابله با چنین رخدادی باشد.

خوشبختانه ملت ایران پس از سه دهه از وقوع انقلاب حیاتبخش خود، همچنان ثابت و پابرجا اهداف معقول انقلاب سال 57 را که توسط حکیمی الهی تعیین گشته ادامه داده و می‌کوشد با موانع راه که سنت و آزمایش الهی‌اند، مواجهه‌ای مومنانه و – ان شاء الله- پیروزمندانه داشته باشد.

واقعیت آن است که پس از سه دهه هنوز توفیق تحول آفرینی بنیادین و زیربنایی در حوزه‌هایی چون آموزش علوم در دانشگاه ها و هنر – خصوصاً هنرهای نمایشی- را نداشته‌ایم؛ تا حدی که عدم ابتناء علوم انسانی بر فلسفه الهی و عدم اشاعه فکر سالم در کنار نشاط و معنویت در هنرهای نمایشی، اعتراض اندیشمندان و دلسوزان جامعه را برانگیخته است.

اگر همچنان به دنبال طی مسیر انقلاب اسلامی هستیم، می بایست برای این مسائل اهمیتی مضاعف قائل شویم که خوشبختانه نشانه‌هایی از توجه مسئولان و اندیشمندان به این مسائل به چشم می خورد.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS