دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

باستان گرایی باطل (پرسش و پاسخ)

آیا ایران باستان یک دوران طلایی و مترقی بوده و آمدن اسلام به ایران منجر به نابودی دستاوردهای این دوران شده است؟
باستان گرایی باطل (پرسش و پاسخ)
باستان گرایی باطل (پرسش و پاسخ)

باستان‌گرایی باطل (پرسش و پاسخ)

روزنامه کیهان

تاریخ انتشار: 15 فروردین ماه 1397

پرسش:

آیا ایران باستان یک دوران طلایی و مترقی بوده و آمدن اسلام به ایران منجر به نابودی دستاوردهای این دوران شده است؟

پاسخ:

بی‌تردید اسلام ناب محمدی مهم‌ترین تفکر برای مبارزه با استعمار و استکبار جهانی است.

اسلام‌ستیزان برای پیشبرد اهداف خود باید چیزی را به عنوان جایگزین اسلام به مردم معرفی کنند. چه بسا در هر کشوری متناسب با مقتضیات آن کشور یک جایگزین خاص را مطرح کرده باشند. اما در کشور ما «ایران باستان» و به دنبال آن نژادپرستی را برگزیده‌اند. آنقدر پمپاژ «باستان باستان» و «هخامنشی هخامنشی» و «مکتب ایران، مکتب ایران» کرده‌اند که برخی ناآشنایان با تاریخ ایران می‌پندارند ایران پیش از اسلام، بهشتی برین و همه جای آن گل و بلبل بوده، اما مسلمانان با حمله به ایران، آن بهشت را تبدیل به جهنم کرده‌اند! همین که کسی بخواهد انتقادی از ایران باستان را مطرح کند، او را متهم به ضد فرهنگ ایرانی می‌کنند. صداقت نداشتن باستان‌گراهای افراطی، در زمان هجوم صدام به روشنی معلوم شد. صدام رسماً اعلام کرد که می‌خواهد نبرد قادسیه را تکرار کند، و برای همگان واضح بود که او می‌خواست نقشه ایران را از روی زمین محو کند. اما تعداد اندکی از همین سینه‌چاکان ایران قدم در میدان جنگ گذاشتند و بیشتر رزمندگان عرصه‌های نبرد را جوانان مسلمان و دلدادگان به اسلام ناب محمدی و رهبری حکیمانه امام‌خمینی(ره) تشکیل می‌دادند و همین روحیه و انگیزه اسلامی رزمندگان بود که نگذاشت یک وجب از خاک ایران اسلامی برای اولین بار از تهاجم بیگانگان به تصرف دشمنان قسم خورده درآید.

در حالی که در گذشته تاریخی ما هر زمان دشمنان و بیگانگان چشم طمع به ایران دوخته و ما را مورد هجوم وحشیانه خود قرار می‌دادند، حداقل بخشی از خاک کشورمان از دست می‌رفت و به تصرف مهاجمان در می‌آمد. بنابراین تفاوت‌های فاحشی میان اندیشه و تفکر ایران باستان و تفکر و اندیشه نظام جمهوری اسلامی وجود دارد که به وضوح بطلان تفکر باستان‌گرایی را نشان می‌دهد در اینجا ما فقط به ذکر یک نمونه آن بسنده می‌کنیم.

تفاوت میان انتخاب رئیس حکومت در ایران باستان و نظام جمهوری اسلامی

مهم‌ترین شخصیت تأثیرگذار در یک کشور، کسی است که بالاترین مقام را در حکومت دارد. خواه او را ولی‌فقیه بنامیم یا پادشاه یا رئیس‌جمهور، در اصل 109 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ویژگی‌های زیر برای انتخاب رهبر تعیین شده است.

1- صلاحیت علمی لازم برای افتاء در ابواب مختلف فقه

2- عدالت و تقوای لازم برای رهبری امت اسلام

3- بینش صحیح سیاسی و اجتماعی، تدبیر، شجاعت، مدیریت و قدرت کافی برای رهبری خلاصه آنکه در حکومت اسلامی تنها معیار «لیاقت و شایستگی» است. البته لیاقت بر اساس معیارهای عقلانی و اسلامی. چون حکومت اسلامی است فرزند رهبر بر دیگران کمترین امتیاز و برتری در به دست گرفتن حکومت را ندارد. حتی رهبر نمی‌تواند جانشینی برای خود تعیین کند. اما در ایران باستان، کسی شاه می‌شد که حکومت قبلی را ساقط کند و بعد از  او پسرش به حکومت می‌رسید. خواه از لیاقت‌های لازم برخوردار باشد یا نباشد، و خواه مردم او را قبول داشته باشند یا نداشته باشند. به همین دلیل حکومت‌ها به مرور تضعیف می‌شدند تا اینکه زمینه قیام برای دیگران فراهم می‌شد و به سرنگونی حکومت می‌انجامید. به عنوان نمونه، چگونگی انتخاب شاپور دوم شایان توجه است.

او همین که به دنیا آمد و نوزادی بیش نبود، به عنوان شاه تعیین شد، زیرا پدرش شاه بود یا اینکه بر اساس برخی منابع، زمانی که مادر شاپور او را باردار بود، تاج شاهی را بر شکم مادر گذاشتند و به این صورت شاپور دوم در زمانی که جنین بود به پادشاهی رسید آیا پادشاهی یک جنین یا نوزاد نهایت ابتذال یک حکومت نیست؟ به راحتی می‌توان حدس زد که این نوع انتخاب چه بلاهایی بر سر کشور خواهد آورد؟! (1)

____________________

1- ر.ک به: راه راستی، سیدحسن فاطمی، ص 149 تا 151.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS