دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

جايگاه آيت الله طالقانی در سلسله احياگران انديشه اسلامی

No image
جايگاه آيت الله طالقانی در سلسله احياگران انديشه اسلامی

ابوذر زمان

نويسنده: دكتر محمد مهدی جعفری*

آيت الله سيد محمود طالقاني را بايد از نسل احياگران انديشه اسلامي به شمار آورد؛ ايشان در تاريخ معاصر، بعد از سيد جمال الدين اسدآبادي، اقبال لاهوري در شبه قاره هند، شيخ محمد عبده در مصر، از سلسله احياکنندگان انديشه اسلامي در ايران به شمار مي آيد که عمر پربار و پرحاصلي در اين راستا داشته است. يکي از ويژگي هاي پسنديده ايشان که براي نسل جديد به يادگار مانده است، چهره ضد استعمار و استبداد او است. در واقع، ايشان با توجه به اصطلاح قرآني «استضعاف» که بر ايستادگي در برابر استثمار، استبداد و استعمار تأکيد دارد، در هر سه زمينه فردي مبارز بود. نه تنها مبارز سياسي بلکه از نظر افکار و رويه هم آثار فراواني دارند خصوصاً در کتاب «پرتويي از قرآن» که او در اين اثر، قرآن را به صورت زنده تفسير مي کنند و معتقدند پيام قرآن براي هميشه و براي همه نسل ها و عصرها، زنده و مؤثر است و در همين راستا تفسيري از قرآن ارائه مي دهند و خيلي از حقايق را در خلال اين تفسير بيان مي کنند.

حضرت امام خميني(ره) آيت الله طالقاني را به «ابوذر زمان» تشبيه کرده اند و اين تشبيه به جهت خصوصيات «حق طلبي» ايشان بود. ابوذر غفاري که از اعراب بدوي بود و از روي فطرت بت نمي پرستيد، در همان نخستين روزهاي بعثت رسول خدا(ص)، ايمان آورد و در ايمانش بسيار استوار و صريح بود. در زمان رسول خدا(ص) او با تمام وجود فداکاري مي کرد. بعد از رسول خدا(ص) نيز از جمله افرادي بود که طرفدار حق و حقيقت بود. تشبيه آيت الله طالقاني به «ابوذر زمان» به جهت همين ويژگي حق طلبي او است. ايشان هرگز در مقابل ظلم، فساد و ناراستي ها سکوت نکردند و از زندان، مرگ و تهديدها نمي هراسيدند و هميشه اين خصيصه را داشتند که با صراحت و صداقت، حقيقت را بيان کنند. آيت الله طالقاني با نهيب به افراد تندرو و به آناني که ملاحظه افراد تازه پا را نمي کردند، به تنش ها اجازه ريشه دواندن را نمي دادند. همچنين هيچ گاه ملاحظه چپ و راست را نداشتند و مانند پدري دلسوز از همه جناح ها می‌خواستند که ملاحظه انقلاب را بکنند و تندروي نداشته باشند. اما متأسفانه به نظر می‌رسد انسان ها در دنياي امروز، هويت خود را گم کرده اند و به تعبيري، دچار «بحران هويت» شده‌اند همچنين افول ارزش هاي اخلاقي در برخي رفتارهاي سياسي، اجتماعي و حتي فکري و اعتقادي، ظهور و بروز مسأله سازي داشته است.

در اين فضا، تأسي جستن از آراي افرادي همچون آيت الله طالقاني که همواره دغدغه اي جز تعالي و تکامل انسان ها در يک محيط سالم را نداشتند، مي تواند بسيار براي امروز ما راهگشا باشد. اگر بخواهيم بررسي کنيم که چه خصيصه اي از آيت الله طالقاني امروز کاربرد مؤثري براي نسل ما دارد، بايد گفت تأکيد ايشان بر «ترک بي اخلاقي» و «بيان صداقت» بود و معتقد بودند اين مسير ما را به «تعالي انسان» و «تعالي جامعه» راهبري خواهد کرد.

*استاد دانشگاه شيراز

روزنامه ايران، شماره 6591 به تاريخ 20/6/96، صفحه 15 (انديشه)

مقالة تتألف من محرر هتمل عبر الإنترنت ويسيويغ. اشترك للحصول على عضوية هتملغ لإيقاف إضافة الرسائل الترويجية إلى المستندات الخاصة بك.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS