دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

خوش بینی ،پویایی وفداکاری در خانواده‌

پایه ارتباط صحیح در خانواده دو چیز است:‌‌ ‌ 1‌‌-- ‌‌ارزیابی و سنجش رفتارهای زوجین توسط یکدیگر و تلاش برای رشد و کمال زندگی‌.... ‌
No image
خوش بینی ،پویایی وفداکاری در خانواده‌
خانواده خوش بینی ،پویایی وفداکاری در خانواده‌ پایه ارتباط صحیح در خانواده دو چیز است:‌‌ ‌ 1‌‌-- ‌‌ارزیابی و سنجش رفتارهای زوجین توسط یکدیگر و تلاش برای رشد و کمال زندگی‌ ‌خانوادگی.‌‌ ‌ 2‌‌-- ‌‌وجود معیارها و اهداف صحیح و متعالی.‌‌ ‌ همسران جوان برای ایجاد همدلی با یکدیگر نیاز به فرصت‌هایی در ابتدای زندگی‌ ‌زناشویی دارند، لیکن به موازات ایجاد این همدلی و حتی برای به وجود آوردن آن، باید‌ ‌برای یکدیگر در حکم آینه‌ای باشند که هم خوبی‌ها و هم نارسایی‌ها را نشان دهند و‌ ‌برای بهتر زیستن خود تلاش مشترک داشته باشند.‌‌ ‌ زندگی مشترک بدون وجود ارزش‌ها و اهداف متعالی بادوام نیست. لذا همسران جوان‌ ‌بایستی اساس تشکیل خانواده را رسیدن به چنین اهدافی قرار دهند. حتی اگر بدون توجه‌ ‌به چنین اهدافی زندگی خانوادگی را آغاز کردند، باز هم تلاش کنند در برنامه‌ها و‌ ‌رفتارهای خود آنها را حاکمیت بدهند.‌‌ ‌ این اهداف عبارت‌اند از:‌ 1‌‌--‌‌احساس بزرگ‌منشی و عزت‌‌‌‌‌نفس‌-‌ ‌ ‌دو همسر در زندگی باید از عزت نفس و احترام‌ ‌برخوردار باشند. هیچ پسر و دختر جوانی نمی‌تواند با انگیزه توجه به خود و احساس‌ ‌برتری نسبت به همسر به زندگی مشترک وارد شود و انتظار شیرین کامی و موفقیت داشته‌ ‌باشد. ممکن است در ابتدای زندگی مشترک این نحوه رفتار بین دو همسر وجود نداشته‌ ‌باشد و هر کدام سعی کند با احترام به دیگری حرمت نفس او را حفظ کند، لیکن چنین رویه‌ ‌ای باید به مرور در روابط متقابل آنان به وجود آید. مرد و زن جوان در صورتی می‌ ‌توانند چنین رویه‌ای را در رابطه با یکدیگر در پیش گیرند که خود بزرگ‌منش و دارای‌ ‌عزت‌نفس باشند و یا همزمان،آن را در خود تقویت نمایند.‌‌ ‌ از آنجا که زوج‌های جوان قبل از ازدواج، هر کدام در خانواده پدری روابط خانوادگی‌ ‌و اجتماعی متعددی داشته‌اند، این روابط تا مدتها بر رابطه مشترک آنان اثر می‌‌‌‌‌گذارد و لذا هر کدام از آنان باید مراقب باشد تا همراه با احترام به دیگری، فامیل‌ ‌و اطرافیان او را نیز مورد احترام قرار دهد.‌‌ ‌ 2--‌ خوش‌بینی و رضایت خاطر‌-‌ ‌ ‌هر یک از ما باید‌ ‌بتوانیم بین گذشته، حال و آینده رابطه معقول و متعادلی ایجاد کنیم. پسر و دختر‌ ‌جوان ممکن است قبل از ازدواج خاطرات، تجربیات و آرزوهایی داشته باشند که متفاوت از‌ ‌شرایط فعلی آنان باشد. این احتمال وجود دارد که آثار وقایع گذشته در زندگی زناشویی‌ ‌احساس شود و چه بسا باعث مشکلاتی گردد. مثلاً ممکن است زمینه‌های ازدواج با شخص‌ ‌دیگری برای شوهر یا زن پیش آمده و بدون نتیجه مانده باشد، یا شرایط زندگی در‌ ‌خانواده پدری با آسایش و رفاهی توام بوده که در وضع فعلی بهره‌ای از آن نیست. در‌ ‌چنین مواردی اگر زن یا مرد مسائل گذشته را وسیله اعتراض یا تحقیر دیگری قرار دهد و‌‌ ‌‌یادرحسرت گذشته باشد، نمی‌تواند امید به زندگی خانوادگی شیرین و سالمی داشته باشد.‌‌ زندگی مشترک محتاج روحیه رضایت نسبت به حال، فراموش کردن مشکلات و تلخی های‌ ‌گذشته و طرح و برنامه برای ایجاد شرایط خوش و موفقیت‌آمیز در آینده است.‌‌‌ ‌ 3--‌‌ پویایی، انعطاف و انطباق‌پذیری-‌ ‌ در یک خانواده نباید اندیشه‌‌‌‌‌ها و احساس‌های زوجین حالت راکد و منجمد داشته باشد. خشکی، سرسختی و تغییر‌ ‌ناپذیری در روحیات با ایجاد حالت تعادل و استحکام در خانواده سازگاز نیست، چون راه‌ ‌را بر هرگونه بازنگری نسبت به افکار و اعمال نادرست می‌بندد. زن و مرد در عین حال‌ ‌که دارای اصول و اهداف ثابت و معینی هستند باید در روابط با یکدیگر انعطاف و‌ ‌بردباری داشته باشند. دارا بودن روحیه انعطاف در بسیاری مواقع می‌تواند تنش‌ها و‌ ‌سختی‌های پیش آمده در فضای خانواده را کاهش دهد. مثلاً هنگامی که همسر شما خشمگین‌ ‌و عصبانی است، خونسردی شما می‌تواند در فروکش کردن این عصبانیت مؤثر باشد و در‌ ‌وقتی دیگر اتخاذ چنین رویه‌ای توسط او نیز می‌تواند خشم احتمالی شما را فرو نشاند.‌‌ ‌ 4 -- ‌فداکاری کردن‌ ‌برای همسر‌-‌ ‌ ‌زن و‌ ‌شوهر هنگامی که یکی از آنها در فشار و سختی قرار می‌گیرد باید بتوانند نقش کمک و‌ ‌یار رابرای یکدیگر ایفا کنند. این روحیه،هم برای مرد لازم است و هم برای زن. برای‌ ‌زن، شوهر داری به معنای مصطلح، گاهی از اوقات همدلی و همراهی با شوهر در سختی ها‌ ‌و مشکلات است که در حُسن رفتار و مدیریت خانواده تجلی می‌یابد و یک مرد نیز می‌ ‌تواند با مشارکت جدی در کارهای همسر خود، هنگامی که امور خانه، او را دچار خستگی می‌ ‌کند، چنین نقشی را ایفا نماید.‌‌ ‌ ‌5 --‌ میل به آگاهی و اندیشه‌های نو - محیط خانواده باید به‌‌ ‌فضایی برای افکار و اندیشه‌های نو برای زندگی بهتر، روابط شیرین‌تر و آینده درخشان‌‌تر و سازنده‌تر تبدیل شود. زن و شوهر باید این روحیه را در خود تقویت کنند که به‌ ‌طور دائم و با شور و نشاط در جستجوی راههای بهتر برای ایجاد یک زندگی متعالی و‌ ‌بالنده باشند. چنین روحیه‌ای می‌تواند حتی از مسائل ساده و اولیه زندگی نظیر‌ ‌باورهای عادی نسبت به مسائل، نظریات و قضاوت‌ها شروع شود و به طور روزمره و هفتگی‌‌، زوجین دیدگاه‌های خود را مطرح، ارزیابی و اصلاح کنند و به دیدگاه‌های نو و مفید‌‌ ‌‌دست یابند. خانواده‌هایی که برای قبول افکار و اندیشه‌های تازه آمادگی ندارند، به‌ ‌مرور از رشد و کمال باز می‌مانند و ضمن آنکه در درون، گرفتار ارتباط‌های قالبی،‌‌ ‌خشک و تغییرناپذیر می‌شوند، در مناسبات اجتماعی نیز به تدریج دچار نوعی رکود و‌ ‌عقب‌افتادگی خواهند شد.‌‌
روزنامه اطلاعات

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS