دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ذات الرقاع

No image
ذات الرقاع

كلمات كليدي : تاريخ، غزوه، قطعان، ذات الرقاع

نویسنده : عباس ميرزايي

«ذات‌الرقاع» از غزوات[1] بدون درگیری پیامبر(ص)، در سال پنجم و در چهل و هفتمین ماه هجرت پیامبر(ص) اتفاق افتاد. این غزوه در ماه محرم و به مدت پانزده روز به طول انجامید.[2] غزوه ذات‌الرقاع از آن جهت ذات‌الرقاع نام گرفته که در کنار کوهی با قله‌های سیاه، سفید و قرمز اتفاق افتاد.[3]

بعد از آن که به پیامبر(ص) خبر رسید، گروه‌هایی از «اَنمار» و «ثَعلبه»[4] علیه مسلمانان تجمع کرده‌اند، با 400[5] یا 700 [6] نفر به سوی وادی آنان با نام «شقره» حرکت کردند. دو گروه در ذات‌الرقاع به هم رسیدند؛ اما جنگی در نگرفت و دشمنان به سوی کوه‌ها[7] فرار کردند. در این غزوه از آنجا که در شروع جریان، ترس به لشگریان اسلام غلبه کرده بود، برای اولین بار نماز خوف بر پیامبر(ص) نازل شد و مسلمانان در دو گروه به امامت رسول‌خدا(ص) نماز را اقامه کردند.[8] گفته شده در طول غیبت پیامبر(ص)، "عثمان بن عفان" جانشین ایشان در مدینه بوده است.[9] سرانجام پیامبر(ص) پنج روز از ماه محرم مانده، به مدینه بازگشتند.[10]

غزوه بنی سلیم بالکُدر

غزوه «بنی‌سلیم بالکدر»[11] یا «قراره الکدر»[12] یا «قرقره الکدر»[13] در سال دوم و در بیست و سومین ماه هجرتُِ رسول خدا(ص) به مدینه اتفاق افتاد.[14]

برخی از منابع هم این غزوه را در سال سوم هجرت بیان کرده‌اند.[15] این غزوه که پانزده شب به طول انجامید[16]، تنها هفت شب بعد از غزوه بدر، در هشت منزلی مدینه از طرف مکه، اتفاق افتاد.[17]

در توضیح غزوه بنی‌سلیم باید گفت، بعد از آن که گزارشاتی مبنی بر فعالیت‌های گروهی از «بنی‌سلیم» و «غطفان»، علیه مسلمانان به پیامبر(ص) رسید[18]، ایشان به همراه سپاهیان اسلام به سمت منطقه آنان واقع در «کدر» حرکت کرد و راه را بر آنان بست. بنی‌سلیم که متوجه حرکت سپاهیان اسلام شده بودند، فرار کردند و مسلمانان بدون هیچ جنگ و درگیری شتران بسیاری را به عنوان غنیمت گرفتند.[19] پیامبر(ص) غنائم را بعد از برداشتن خمس آن بین اصحاب تقسیم کرد، که به هر جنگجو دو شتر رسید.[20] در این غزوه که در ماه محرم اتفاق افتاد[21]، "علی بن ابی‌طالب(ع)" به عنوان پرچمدار سپاه از طرف پیامبر(ص) مشخص شده بود.[22] پیامبر(ص) "سباع بن عرفطه غفاری" یا "ابن ام‌مکتوم" را به عنوان جانشین خود در مدینه قرار داده بود.[23]

غزوه بنی‌لحیان

غزوه "بنی‌لحیان" که ظاهراً شش ماه پس از غزوه احزاب[24] در ماه ربیع‌الاول سال ششم هجرت اتفاق افتاد[25]، واکنش به قتل عام هفت تن از مبلغان اسلام در کنار «آبگیر رجیع» بود. این گروه از مبلغان که به درخواست قبایل «عضل» و «قاره» به منطقه آنان می‌رفتند، کنار آبگیر رجیع در منطقه قبیله «هذیل» و با همکاری آنان به شهادت رسیده بودند.[26] این حادثه پیامبر(ص) را بسیار اندوهگین ساخت.[27]

پیامبر(ص) بعد از گذشت دو سال از آن واقعه، به همراه 200 نفر با 20 اسب، به سمت آنان حرکت کردند. پیامبر(ص) این چنین وانمود کرد که قصد سفر شام را دارد، تا بنی‌لحیان متوجه حضور سپاهیان اسلام نشوند. به هر حال آنان از جریان آگاه شدند[28] و به سمت کوه‌ها فرار کردند. پیامبر(ص) عده‌ای را به تعقیب آنها فرستاد؛ اما به هیچ یک از آنان دست نیافت.[29] پیامبر(ص) در ادامه این غزوه به سمت «عُسان»، نزدیکی مکه حرکت کردند، تا مکیان این تصور را کنند که پیامبر(ص) قصد فتح مکه را دارد.[30] سرانجام بعد از چهارده روز سپاهیان اسلام به مدینه بازگشتند.[31] در طول این مدت عبدالله بن ام‌مکتوم جانشین پیامبر(ص) در مدینه بودند.[32]

بدر صغری (اولی)

«بدر صغری» اولین غزوه رسول خدا(ص) در سال دوم هجرت می‌باشد. این غزوه در پی سرقت یکی از مشرکین قریش به نام "کُرز بن جابر فِهری" بر احشام و چارپایان مردم مدینه اتفاق افتاد. او با ورود به مناطق «جماء» در اطراف مدینه دست به سرقت زد و فرار کرد. پیامبر اسلام(ص) برای دستگیری سارق با گروهی به تعقیب وی پرداخت تا به چاه‌های بدر رسید؛ اما وی را نیافت.[33] در این غزوه که در ربیع‌الاول[34] و در سیزدهمین ماه حضور پیامبر(ص) در مدینه اتفاق افتاد، "زید بن حارثه" جانشین پیامبر(ص) در مدینه بود.[35]

مقاله

نویسنده عباس ميرزايي

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS