دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

رشد اقتصادی و عدالت اجتماعی

اقتصاد دانشی است که نقش حساس و مهمی در اجتماع انسانی دارد. منابع کمیابند و در توزیع آن برخورد و کشاکش وجود دارد.
رشد اقتصادی و عدالت اجتماعی
رشد اقتصادی و عدالت اجتماعی
نویسنده: عارف ایرانی

اقتصاد دانشی است که نقش حساس و مهمی در اجتماع انسانی دارد. منابع کمیابند و در توزیع آن برخورد و کشاکش وجود دارد. کوچکترین انحراف از ضابطه و معیار را با هزینه گزافی باید پرداخت. اعم از اینکه کشوری تابع نظام سرمایه داری باشد یا نظام کمونیستی، منابع و امکانات موجود کمیاب و اهداف و موارد مصرف وسیع و بلندپروازانه است. لذا در تمامی کشورها تلاش و برنامه ریزی هایی جهت توزیع این منابع برای برقراری عدالت اجتماعی صورت می‌گیرد که در اکثر موارد با شکست مواجه گردیده است. راه حل تمامی مشکلات جوامع بشر، ایجاد تعادل بین پیشرفت اقتصادی و عدالت اجتماعی است.

در لوای نظام سرمایه داری پیشرفت اقتصادی قابل ملاحظه ای به دست می‌آید، لیکن این پیشرفت نفی عدالت اجتماعی گروه‌های فعال حاصل گریده است و ثروت حاصل در دست معدود افرادی قرار می‌گیرد و طبقات فقیر و ضعیف جامعه از این منافع محروم می‌گردند. در کشورهای سرمایه داری توزیع منابع و امکانات جامعه در بین افراد غیر متوازن و نامناسب است. به طوری که وضع زندگی گروه‌های گارگری در انگلستان قرن نوزدهم خصوصاً در رابطه با بهره کشی از نیروی کار کودکان فضاحت آمیز بوده است. مدت‌ها بعد که پس از سختی‌ها و مرارت‌های فراوان، وضع کارگران در انگلستان بهبود می‌یابد و عدالت اجتماعی که در دهه‌های متعدد نفی گردیده بود، اینک آن هم به صورت شعار در بسیاری از کشورهای سرمایه داری ملاحظه می‌شود. خصوصاً پس از جنگ جهانی دوم که بیداری و هشیاری در بین گروه‌های کارگری به منصه ظهور می‌رسد.‌ همین وضع کم و بیش در مورد کشورهای سوسیالیستی صادق است. در آن کشورها نیز گروه‌های کارگری شدیداً در رنج و مرارت به سر می‌برند و خصوصاً از نظر تامین مسکن، بهداشت و سایر ضروریات زندگی در وضع نامطلوبی قرار دارند، هر چند در سال‌های اخیر در بعضی عرصه‌ها بهبود نسبی ملاحظه گردیده است.‌

توجه به عدالت اجتماعی در جهت تامین ضروریات زندگی فرد عادی از جمله تامین مسکن، آموزش و پرورش کودکان و تامین بهداشت خانواده نشان می‌دهد که تفاوت بسیار زیادی بین اعلام برنامه‌ها و اجرای آنها وجود دارد. هر گاه تضادی بین هزینه ارتقای اجتماعی از یک سو و تشویق و ترغیب به اصطلاح میزان رشد اقتصادی از سوی دیگر به وجود آمده است، ترجیح در رابطه با میزان رشد اعمال گردیده و وجوه تخصیص یافته برای عدالت به شدت کاهش یافته است.تنها نظامی که بین هدف عدالت اجتماعی و توسعه اقتصادی توازن برقرار می‌نماید، نظام اسلامی است. تاریخ اقتصادی بسیاری از کشورهای سرمایه داری نشان می‌دهد که همواره بین گروه‌های کارگری در تمامی کشورها کشمکش و ناسازگاری وجود داشته است و فرد عادی تحت سیطره این نظام در سال‌ها قبل، پس از یک مبارزه تلخ طولانی، توانسته است ثمره ای از توسعه اقتصادی را به دست آورد، در حالی که در دین اسلام رعایت حقوق تمامی افراد اعم از فقیر و غنی در نظر گرفته شده است. تمام طبقات و اقشار جامعه و کارکرد و نقش آنها در جامعه هرچند کوچک مهم و با ارزش است.‌

مفهوم رفاه اجتماعی تمامی جنبه‌های جامعه مطلوب انسان‌ها را که قرآن به آن اشارت دارد، در بر می‌گیرد. اخلاق اسلامی نه تنها متضمن نگرش فردی و تعاون اجتماعی است بلکه ناظر بر تعالی روحیاتی است که با اتکاء بر آن خواسته‌های خود را در رابطه با کالاهایی که محصول فعالیت جامعه است، تامین نماید و در واقع این نگرش را از قوه به فعل درآورد. دانش، تزکیه نفس و انضباط این امکان را به وجود می‌آورد که فرد بر حرص و آز، حسادت، ستمگری و بی عدالتی فایق آید و به حقوق انسانیت و بندگی خدا اعتلاء گردد. هدف رساندن کل جامعه به سعادت و خوشبختی دنیوی و اخروی است.

مقاله

نویسنده عارف ایرانی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS