دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

شورای نگهبان و نهادهای مشابه در کشورهای دیگر

No image
شورای نگهبان و نهادهای مشابه در کشورهای دیگر

كلمات كليدي : شوراي نگهبان، شوراي قانون اساسي، كنترل سياسي، كنترل قضايي

نویسنده: علی جعفری

  از دیر باز برخی گروه‌ها، موضوعات مربوط به حقوق اساسی ونهادهای سیاسی را برای جلب افکار عمومی وارد عرصه مطبوعاتی کرده‌اند. این گروه‌ها اصول مربوط به نظارت شورای نگهبان در قانون اساسی را اصولی غیر دموکراتیک قلمداد کرده و همواره در صدد محدود کردن نقش نظارتی این شورا هستند، تا جایی‌که خواستار جایگزینی نظارت استطلاعی به جای نظارت استصوابی می‌باشند؛ چیزی که نه ضمانت اجرا دارد و نه فایده‌ای بر آن مترتب است. وقتی به قوانین اساسی کشورهای دیگر رجوع کنیم، می‌بینیم که از آمریکا و کشورهای اروپایی تا کشور آفریقایی نیجر، از کشورهای صنعتی و پیشرفته تا فقیرترین کشورها، همگی دارای نهاد کنترل کننده قوانین عادی با استفاده از قانون اساسی و نهاد مفسر قانون اساسی و ناظر بر انتخابات هستند و به سختی می توان کشوری یافت که نهادی نظیر شورای نگهبان نداشته باشد. جالب آن است که اختیارات این ارگان‌ها در بیش تر موارد، بسیار بیش تر از اختیارات شورای نگهبان است. تمام کشورها، به این نتیجه رسیده‌اند که اصل برتری قانون اساسی ایجاب می کند، همه قوانین مصوب کشور با آن منطبق شود و الّا، حقوق اساسی افراد دستخوش نوسانات می‌گردد و اصل ثبات و تداوم سیاسی کشور، که با قانون اساسی برقرار شده، متزلزل می‌گردد. در راستای این هدف، دو شیوه کنترلی مختلف توسط دو نهاد در کشورهای جهان دیده می شود:

1- قوه قضائیه

2- سازمان سیاسی

 

در بند دوم ماده 6 قانون اساسی آمریکا آمده:

«قانون اساسی و قوانین ایالات متحده آمریکا- که طبق قانون اساسی تدوین خواهد شد و تمام معاهداتی که منعقد شده و یا در آینده به موجب اختیارات حکومت فدرال منعقد می‌شود – بر کلیه قوانین این سرزمین حاکمیت دارد و قضات تمام ایالات مکلف به رعایت آن هستند.»

 

طبق تفسیری که از این ماده شده، قضات دیوان عالی، قوانین مصوب کنگره را با قانون اساسی تطبیق می‌دهند و هم‌چنین مطابقت قوانین اساسی و قوانین عادی ایالات را با قانون اساسی و قوانین عادی دولت فدرال، کنترل و نظارت می‌کنند.  امروزه قوه قضاییه در آمریکا، نهاد بلامنازع حافظ قانون اساسی است. از موارد دیگر شیوه کنترل قوانین به وسیله دستگاه قضایی، می‌توان به دیوان قانون اساسی در ترکیه و هند، دیوان عالی در ژاپن، لیبی و نیجر، دادگاه قانون اساسی در آلمان، روسیه، بلغارستان، اتریش، اسپانیا و کره جنوبی و دادگاه عالی قانون اساسی در سوریه، دیوان قانون اساسی در ایتالیا و محکمه النقد در مصر اشاره کرد که کمابیش اختیارات مشابهی دارند. 

در ژاپن، دیوان عالی، مسئول حفاظت از قانون اساسی است. در اصل 98 قانون اساسی این کشور چنین آمده:

«قانون اساسی، برترین قانون کشور ژاپن می‌باشد.»

 

 در اصل 81 هم چنین آمده :

«دیوان عالی، آخرین مرجع قضایی و مسئول تشخیص انطباق قوانین، فرمان ها، مقررات و تصویب نامه ها با قانون اساسی است.»

 

دادگاه قانون اساسی کره جنوبی، علاوه بر اختیارات شورای نگهبان این اختیارات را هم دارد؛ استیضاح مأمورین دولت، انحلال یک حزب سیاسی و رسیدگی به شکایات مربوط به قانون اساسی.

در روسیه، انطباق قوانین اساسی و تفسیر آن، با دادگاه قانون اساسی است و بنا بر بند 7 اصل 125 قانون اساسی این کشور، این نهاد، مرجع رسیدگی به اتهام رئیس جمهور درباره خیانت به کشور است.

 

سازمان سیاسی:

  کشورهای دیگر نظیر ایران و فرانسه با تکیه بر هم سطح بودن قوای سه گانه مجریه، مقننه و قضائیه چنین استدلال کرده‌اند که مقام بررسی کننده انطباق قانون عادی با قانون اساسی، باید لزوما در مرتبه‌ای بالاتر از قوه قضائیه قرار گیرد. با توجه به این اشکال، بسیاری از کشورها، قوانین را به وسیله یک ارگان سیاسی، کنترل می‌کنند. شورای نگهبان هم در ایران طبق اصول متعددی از قانون اساسی از جمله اصل 91، مرجع انحصاری پاسداری از قانون اساسی و تشخیص مغایرت یا عدم مغایرت مصوبات مجلس با قانون اساسی است.

در مورد اهمیت شورای نگهبان، همین بس که بنابر اصل 93 قانون اساسی، مجلس شورای اسلامی بدون وجود شورای نگهبان اعتبار قانونی ندارد (مگر در مورد تصویب اعتبار نامه نمایندگان و انتخاب شش نفر حقوق دان شورای نگهبان). این شورا علاوه بر وظیفه مذکور، دو وظیفه خطیر دیگر نیز دارد: تفسیر قانون اساسی (اصل 98) و نظارت بر تمامی انتخابات (به جز انتخابات شوراها) و اعلام نتیجه آن (اصل 99). خبرگان قانون اساسی به این نتیجه رسیده که لازم است ارگانی خارج از دستگاه اجرایی کشور، بر امر انتخابات نظارت داشته باشد.این روش، یعنی کنترل قوانین به وسیله ارگان سیاسی (و نه دستگاه قضایی)، علاوه بر ایران در کشورهای دیگری هم اجرا می شود که از آن جمله   می‌توان به شورای قانون اساسی در فرانسه، پرتقال، الجزایر، مراکش و ... اشاره کرد. شورای قانون اساسی فرانسه، مجلس و دولت را کنترل می کند تا مانع نقض قانون اساسی شود. این شورا علاوه بر انطباق قوانین عادی با قانون اساسی، وظیفه نظارت بر انتخابات ریاست جمهوری و مراجعه به آراء عمومی را بر عهده دارد. کشورهای الجزایر و مراکش هم مانند فرانسه، شورای قانون اساسی دارند. طبق قانون اساسی الجزایر، شورای قانون اساسی باید با هدف نظارت بر رعایت قانون اساسی تشکیل شود. این شورا، هم‌چنین بر نظم همه پرسی‌ها و انتخابات ریاست جمهوری و مجالس، نظارت دارد و نتیجه آن‌ها را اعلام می‌کند. آراء این شورا نیز بر خلاف شورای نگهبان غیر قابل استیناف است اما در ایران، رأی شورای نگهبان حرف آخر نیست و نظر نهایی، با مجمع تشخیص مصلحت نظام است. در انگلستان، مجلس لردها مصوبات مجلس عوام را که خلاف حقوق اساسی باشد تصویب نمی‌کند و به شکلی، کار شورای نگهبان را انجام می‌دهد. با مطالعه تطبیقی نهادهای حافظ قانون اساسی در کشورهای مختلف، دریافتیم که در اکثریت قریب به اتفاق کشورها، نهادی نظیر شورای نگهبان وجود دارد و علاوه بر اختیارات شورای نگهبان، اختیارات دیگری مانند تذکر عدم نقض قانون اسا سی، به دولت و محاکمه رئیس جمهور را دارا می باشند.

مقاله

نویسنده علی جعفری

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS