دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فعالیت های فرهنگی آیت الله محمد تقی فلسفی

No image
فعالیت های فرهنگی آیت الله محمد تقی فلسفی

مخاطب شناسى

محمّدتقى فلسفى در سال 1319 ش. که قدرت رضا خان رو به افول نهاده بود، با اصرار اقوام، لباس روحانیّت را بعد از گذشت سه سال مجدداً پوشید و به وعظ و خطابه پرداخت. با تلاش آیت الله سیّد ابوالقاسم کاشانى رسماً از منبر آقاى فلسفى رفع ممنوعیّت شد. حجت الاسلام فلسفى به مقایسه و ارزیابى خطابه ها و سخنرانى هاى مذهبى اهتمام ورزید و به بررسى نیازهاى زمانه پرداخت و به این نتیجه رسید که باید از روش اهل بیت(علیهم السلام) الگو بردارى کرد. او به کاوش در روایات مشغول شد و کتاب مستدرک الوسایل محدّث نورى از جمله کتابهاى روایى بود که بیشتر نظرش را جلب کرد. فلسفى بعد از مطالعه روایات، کتابهاى روان شناسى، جامعه شناسى، اخلاق و تعلیم و تربیت را نیز مورد استفاده قرار مى داد و مطالب آن را بر روایات اهل بیت(علیهم السلام) عرضه مى کرد و نکته هاى برگزیده و پسندیده را با استفاده از آیات، روایات، تاریخ، اشعار و مسائل فقهى با توجّه به کتاب ها و علوم جدید و نیازهاى زمانه به همگان یاد مى داد و در این راه از آهنگ و قیافه و حرکات مناسب هر موضوع، زیرکانه بهره مى گرفت. او چنان هنرمندانه مطالب را تفهیم مى کرد که حتّى برخى از هنرپیشگان آن زمان هم مجذوب مى شدند. از جمله کسى بعد از مجلس ترحیمى که در مسجد مجد برگزار شده بود، بعد از پایان سخنرانى، به آقاى فلسفى گفت:

«من با آنکه صاحبان این مجالس ترحیم را نمى شناسم امّا مرتّب در این مراسم شرکت مى کنم براى آنکه از هنرهاى اختصاصى شما استفاده کنم. من هنرپیشه هستم و در خارج تحصیل کرده ام و اکنون از هنرمندان معروف ایرانم. شما یک روز واقعه اى از داورى هاى امیرالمؤمنین على(علیه السلام) نقل کردید که عدّه اى شخصى را کشته و مالش را برده بودند و بعد براى بیان واقعه، با قیافه و لحن و ژست خاص به نقل قول از هر یک از متّهم، بازپرس و قاضى پرداختید و این حرکات و هنرمندى هاى شما براى من بسیار جالب و آموزنده است. در این مدّت که دولت، منبر شما را ممنوع کرده بود، ناراحت و عصبانى بودم که چرا دولت به هنر احترام نمى گذارد!...»([19])

نماینده آیت الله العظمى بروجردى

آیت الله بروجردى با اصرار علماى حوزه ـ از جمله امام خمینى ـ در سال 1323 ش. به قم آمد و در آنجا اقامت گزید. بعد از رحلت آیت الله سیّد ابوالحسن اصفهانى در آبان ماه 1325 و درگذشت آیت الله حاج آقا حسین قمى در سال 1326ش. آیة آلله بروجردى مرجع بزرگ شیعیان شد. آقاى فلسفى در همان زمان به حضور آیت الله بروجردى فراخوانده شد و بعد از طرح مسائلى که بیشتر براى امتحان او بود از ایشان خواست که نمایندگى او را براى رساندن پیام هاى مرجعیّت شیعه به مقامات دولتى و شاه بپذیرد. وى پذیرفت به شرط آنکه از مسائل مهمّ و مربوط به امور دینى و مذهبى باشد. پیام هاى آیت الله بروجردى یا به طور مستقیم و به صورت شفاهى و یا به وسیله حاج احمد خادمى ـ خادم آیت الله بروجردى ـ و یا از طریق نامه (با مهر و امضاء) به آقاى فلسفى مى رسید.

بنا به دعوت آیت الله بروجردى، آقاى فلسفى در دهه آخر صفر در منزل ایشان منبر مى رفت و نیز به دعوت آستانه مقدسه حضرت فاطمه معصومه(علیها السلام) شبها در صحن بزرگ به ایراد خطابه مى پرداخت. این منبرها، تأثیر ژرف و مهمّى بر طلاّب حوزه گذاشت و الگویى براى آنان شد و حتّى بر سایر جوانان و نوجوانان آن عصر بسیار تأثیر گذارد.([24])

آقاى فلسفى با تشویق و درخواست آیت الله بروجردى، در تهران جلسه تفسیر قرآن برگزار کرد و سال هاى متمادى هر هفته صبح جمعه در منزل خود فاضلان حوزه و واعظان آنجا را با آموزه هاى وحیانى آشنا مى کرد و به مناسبت نیز فنون سخنورى و اداره منبر و خطابه را به آنان تعلیم مى داد.

 ,,

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

No image

امامت از ديدگاه نهج البلاغه

اختلاف مذهبي بين مسلمين سه ريشه اصلي دارد. نخستين اختلاف بر سر جانشيني پيامبر اسلام، مسلمانان را به دو دسته شيعه و سني تقسيم کرد.دومين اختلاف مسلمين در اصول دين و مسائل اعتقادي است که سبب پيدايش مکاتب مختلف کلامي گرديد که مهمترين آن ها اشاعره، معتزله، مرجئه و شيعه است. سومين اختلاف در احکام و فروغ دين است که در نتيجه آن مذاهب مختلف فقهي مانند شافعي، حنبلي، مالکي، حنفي و جعفري پديدار شد.
نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

نگاهی به مسأله حساس امامت در نهج البلاغه

احتمالا بتوان از این سخن دردمندانه این نکته را به دست آورد که اهمیت امامت فقط در مدیریت جامعه نیست بلکه در مقام فهم دین نیز بسیار حائز اهمیت است که البته طبق دلایل بسیار متقن ائمه اهل بیت (علیهم السلام) از علمی خدایی بهره مند هستند کما اینکه این مساله را می توان از این سخن حضرت نیز به دست آورد ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلیهم بامر الله فیه سزاوارترین مردم به امر حکمرانی تواناترین آنها در این امر و عالمترین آنها به دستور خداوند در مورد حکمرانی است.
رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

رهبرى صالح از ديدگاه نهج البلاغه

از موضوعات اساسى و مباحث حياتى نهج البلاغه - كه جملگى از مسائل اساسى جامعه انسانى محسوب مى گردد - مساله امامت و رهبرى است . على (ع) در سخنان و رهنمودهاى ارزنده خويش در نهج البلاغه به بيان ابعاد مختلف اين مساله پرداخته اند:اولا: ضرورت آن را در اجتماع بشرى مطرح فرموده اند؛ثانيا: در ارتباط با همين لزوم و ضرورت رهبرى، به امامت و پيشوايى صالح و حق، و نيز به رهبرى ناشايسته و ناحق پرداخته اند.
نص بر امامت در نهج البلاغه

نص بر امامت در نهج البلاغه

کجایند کسانى که به دروغ و از روى حسد- گمان مى کنند که آنان «راسخان در علمند نه ما» خداوند ما را بالا برده و آنها را پایین، به ما عنایت کرده و آنها را محروم ساخته است، ما را وارد کرده، و آنها را خارج؟! تنها به وسیله ما هدایت حاصل مى شود، و کورى و نادانى برطرف مى گردد، امامان از قریش اند امّا نه همه قریش بلکه خصوص یک تیره، از بنى هاشم، جامه امامت جز بر تن آنان شایسته نیست و کسى غیر از آنان چنین شایستگى را ندارد
Powered by TayaCMS